روزنامه کيهان
1404/12/05
وقتی که دراویش قمهکشی میکنند
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهاندر اوایل اسفند 1396 در منطقه گلستان هفتم خیابان پاسداران، جدیترین فتنه فرقه درویشی موسوم به دراویش نعمتاللهی یا گنابادی در پیرامون خانه سرکرده این فرقه اتفاق افتاد که بر اساس یک برنامه از پیش طراحی شده، قصد داشتند با اشغال اماکن مهم و خیابانهای اطراف منزل فوق، جنگی شهری به راه انداخته و ضمن به چالش کشاندن نیروهای انتظامی و امنیتی، با کمک رسانههای زنجیرهای داخلی و خارجی، چهره نظام جمهوری اسلامی را خشن و سرکوبگر نشان دهند.
اما دستگاههای اطلاعاتی امنیتی نظام با پیبردن به این توطئه خائنانه، از همان ابتدای تجمع اعضای فرقه دراویش در آن منطقه و حتی خشونت ورزی و به اشغال درآوردن برخی کوچهها و خیابانها و سنگربندی آنها، سعی کردند ضمن اشراف اطلاعاتی و کنترل اوضاع، از هرگونه درگیری ممانعت کنند، ولی اعضای فرقه یاد شده با سوءاستفاده از این آرامش و سعهصدر، با بمبهای دست ساز و سلاحهای گرم و سرد به مأموران حاضر در صحنه حمله کردند. آنها بسیجی 22 سالهای به نام محمدحسین حدادیان را با قمه و چاقو تکهتکه کردند، همچنین با اتوبوس و اتومبیل سواری به مأموران انتظامی هجوم برده و تعدادی از آنها را زیر گرفتند که در این واقعه نیز 3 مأمور انتظامی و یک بسیجی به شهادت رسیده و 8 تن زخمیشدند. طرفه آنکه در آن حادثه حتی یک نفر هم از میان اعضای فرقه یادشده، زخمی و مجروح نشد!
فرقههای درویشی از جمله دراویش نعمتاللهی از فرقههایی بوده و هستند که با کمک کانونهای معلومالحال خارج کشور، سالها علیه انقلاب و نظام اسلامی فعالیت کردهاند. طرح و توطئههای مختلفی که اعضای این فرقه در داخل و خارج کشور علیه اسلام و ایران و مردم این سرزمین انجام دادهاند، بر اساس لیستی که در وبسایتهای رسمی خود این فرقه انتشار یافته، نشان میدهد که در اغلب فتنهها و اغتشاشات و اقدامات ضدامنیتی دو سه دهه اخیر، حضوری فعال داشتهاند. از جمله حضور آنها در اغتشاشات و عملیات ترویستی دی ماه اخیر، قابل تامل است.
از کجا آمدند؟
اما پسزمینههای تاریخی این فرقههای درویشی و به اصطلاح صوفیانه، خود گواه علت و ریشههای این فتنهانگیزی تاریخی بوده و هست. استاد قاسم تبریزی، کارشناس تاریخ درباره ظهور درویشیگری در تاریخ ایران معاصر اظهار داشته است:
«... از قرن یازده که پای عوامل استعمار غرب خصوصاً انگلیس و فرانسه در ایران باز شد، ما شاهد پیدایی درویشیگری هستیم که این درویشیگری یا فرقهگرایی دراویش، هیچ سنخیتی نه با عرفان داشت و نه با تصوف اسلامی. گرچه سعی کردند، لعاب عرفان و تصوف به آن بدهند...»1
دکتر مایکل برانت، کارشناس ارشد سابق بخش شیعهشناسی سازمان CIA در کتابی با عنوان «طرحی برای تقسیم و انزوای علوم دینی» که در آمریکا نیز به چاپ رسید، ضمن تشریح طرح و برنامههای سازمان CIA برای تخریب مذهب شیعه در جهان و اختصاص سرمایهای بالغ بر 900 میلیون دلار در سازمان فوق برای این امر، بخشی از طرح تخریب و نابودی شیعه را تبدیل آن از یک دین ظلمستیز و عدالتمحور به آیینی انزواطلب و درویشی ذکر کرده و نوشته است:
«... برای تشریح و اجرای اینگونه برنامهها باید پولهای هنگفت خرج شود و عوامل بهخوبی تشویق شوند تا شیعه که مذهبی با منطق قوی است، تبدیل به یک مذهب و تفکر درویشی محض شود...»2
دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی پژوهشگر دین و مدرس دانشگاه نیز درباره اهداف این نوع فرقهها گفته است:
«... در تاریخ ما به ناگهان میبینیم که به موازات قدرت گرفتن جریانات وهابی و بهائیگری، صوفیه و دراویش محفل پیدا میکنند، در شهرها و روستاها و در مناطق حساس، محفل پیدا میکنند. حتی شیوخی از کشورهای مختلف مثل ترکیه، کشورهای عربی و از ایالات متحده آمریکا وارد میشوند، جوانان و زنان را جذب میکنند و حتی با تاسیس برخی سازمانهای اجتماعی و در ظاهر امور خیریه، زمینههایی برای چنددستگی و انشقاق در جامعه به وجود میآورند...»3
عامل دست سیاست خارجی آمریکا
پروفسور حامد الگار، اسلام شناس مقیم آمریکا درباره کارکرد فرقههای درویشی و مدعی تصوف در سیستم سلطه جهانی چنین اشاره نموده است:
«... چند سال پیش در واشنگتن یک کنگرهای برگزار شد زیر عنوان «تصوف و سیاست خارجی آمریکا» که چطور ما میتوانیم از گروههای صوفیه و صوفینما برای مخالفت و خنثیسازی فعالین اسلامی در کشورهای اسلامی استفاده کنیم. این برنامهای است که ادامه دارد. سیاستمداران در واشینگتن به این نتیجه رسیدهاند برای مبارزه با اسلامگرایی که در ابعاد مختلف، تمام عالم اسلام را فراگرفته است، بهترین وسیلهای که دارند همین درویشیگری و تصوف است.» 4
از جمله نخستین تجمعات فرقه دراویش در تاریخ معاصر این سرزمین، در انجمنی تحت عنوان «اخوت» بود که توسط شخصی به نام علیخان ظهیرالدوله، داماد ناصرالدینشاه قاجار تاسیس شد. مهدی بامداد، نویسنده و مورخ معاصر در جلد دوم کتاب «شرح حال رجال ایران» نوشته است:
«... ظهيرالدوله پس از نيل به مقام وزير تشريفات دربار ناصرالدينشاه، در سفري به اروپا به مجمع فراماسونري وارد گردید و در بازگشت بر آن شد تا لژي در ايران بهوجود آورد...»
هاشم محيطمافي، مورخ دیگر معاصر نیز در کتاب «مقدمات مشروطیت»، ظهيرالدوله را در شمار اعضاي فراموشخانه ميرزا ملکمخان آورده است. استاد قاسم تبریزی درمورد ظهیرالدوله بهعنوان پدر درویشیگری در تاریخ معاصر ایران ابراز داشته است:
«... در مورد خود ظهیرالدوله باید بگویم که درباره ماسون بودنش، اسناد داریم، عضو لژ بیداری بوده و بهتدریج خود انجمن اخوت، تبدیل به یک تشکیلات فراماسونری شد...»5
شاخه فراماسونهای فرانسوی
دکتر موسی حقانی هم درباره پیشینه تشکیلات دراویش و صوفیها در تاریخ معاصر ایران گفته است:
«... در دوران مظفرالدین شاه در 1317 هجری قمری، ما شاهد تاسیس خانقاهی در ایران هستیم به نام انجمن اخوت، که در ظاهر فعالیتهای صوفیانه میکرد اما در باطن محل تشکیل جلسات فراماسونهای ایرانی در آن دوره بود...»6
بهنظر عبدالهادی حائری، کارشناس برجسته تاریخ معاصر در کتاب «تاریخ جنبشها و تکاپوهای فراماسونگری در کشورهای اسلامی»، انجمن اخوت شاخهاي از انجمن فراماسوني «گراند اوريان» فرانسه بود که به دست ظهيرالدوله و ميرزا نصراللهخان دبيرالملک در تهران بر پا گرديد.
بنا به نوشته محمود عرفان در شماره یازدهم سال دوم مجله یغما، ظهیرالدوله که از تجربه ناموفق و علل ناکامي میرزا ملکم آگاه بود با هوشياري و تدبير بيشتر کار خود را آغاز کرد و در نخستين گام با اخذ فرماني از مظفرالدين شاه به محفل خود رسميت بخشيد و سپس با جلب رجال ظاهرا خوشنام و اصلاحطلب به توسعه و تحکيم انجمن خود پرداخت و به منظور پيروي انجمن فوق از فراماسونها، که داراي علامت مخصوص تيشه و پرگار و گونيا بودند، ظهيرالدوله هم تبرزين، کشکول و تسبيح را که نشان درويشان بود، علامت انجمنی قرار داد که عنوان «انجمن اخوت» بر آن نهاده بود.
اسماعیل رائین در جلد سوم کتاب «فراموشخانه و فراماسونری در ایران» نوشته است:
«... در هنگام گشايش رسمي انجمن اخوت، ظهيرالدوله با قرار گرفتن در صندلي نخست، بعضي از آداب و رسوم فراماسونها را بهجا آورد. همچنين به رسم ماسونها، يک هيئت دوازده نفره موسوم به «هيئت مشاور انجمن» که به منزله هسته مرکزي آن بود انتخاب نمود که برخی آنها از افراد فعال و سرشناس تاريخ فراماسونري ايران در ادوار بعدي به شمار آمدهاند.»
اسماعيل رائين معتقد بود که ظهيرالدوله از طريق ترکيب عقايد و فلسفه اخوانالصفا و عقايد و سنن صوفيانه با اصول و مرام فراماسونري، مبنا، محمل و بستر نويني براي توسعه فراماسونري در ايران پديد آورد.
مهدی بامداد در همان جلد دوم کتاب «شرح حال رجال ایران» علت تهاجم محمدعليشاه به منزل و خانقاه ظهيرالدوله (مقر انجمن اخوت) را همين مسئله میداند که شاه قاجار آنجا را مرکز فراماسونري (لژ گراند اوريان فرانسه) و دخيل در فعاليتهاي ضددولتي بهحساب میآورد؛ ولي اعضاي انجمن که قبلاً از نقشه اين حمله آگاه شده بودند پس از هماهنگي با وزير مختار فرانسه، شبانه توسط محمود جم، اسناد و مدارک لژ مزبور را از مقر انجمن به سفارت منتقل کردند.
تشکیلاتی بدون نشان از اسلام و قرآن
عناصر شناختهشده فراماسونری در تشکیل انجمنهای به اصطلاح مخفی دوران مشروطه و انحراف نهضت مردمی عدالتخانه به مشروطیت انگلیسی حضوری جدی و تعیینکننده داشتند. یکی از همین انجمنهای مخفی به نام انجمن بینالطلوعین که بعدا به «انجمن مخفی دوم» تغییر عنوان داد، پس از مشروطه با عضویت فراماسونها و بهائیانی همچون اسداللهخان ابوالفتحزاده(سرتيپ فوج قزاق)، ابراهيمخان منشيزاده(سرتيپ فوج قزاق) و محمدنظرخان مشکاتالممالک در رابطه با شبکه صهیونیستی اردشیر جی ریپورتر قرار گرفت و از درونش کمیته تروریستی مجازات بیرون آمد که در ناامن و آشفته ساختن فضای جامعه ایرانی پس از مشروطه و زمینهسازی به قدرت رسیدن دیکتاتوری رضاخان سهم بسزایی داشت.
تداوم این نوع درویشی و به اصطلاح صوفیگری در دهههای اخیر به فرقههای انحرافی نظیر دراویش گنابادی و فرقه نعمتاللهي ذوالرياستيني يا همان مونس عليشاهي (نوربخشيه) رسید که دچار انحرافات اخلاقی شدند و رسما خانقاه خود را در نزدیکی آکسفورد انگلیس بنا کردند. استاد قاسم تبریزی ادامه کار فرقههای درویشی امروز را در راستای اهداف انجمن اخوت چنین توضیح داده است:
«... و انجمن اخوت میشود یکی از لژهای فعال فراماسونری. در این تشکیلات دیگر شما چیزی از اسلام و دین و قرآن و سیره و سنن نمیبینید. همانگونه که در تشکیلات دراویشی دهههای اخیر مشاهده نمیکنید؛ چه آنهایی که بعد از انقلاب به آمریکا و اروپا پناهنده شدند و در آنجا 5 و برخی تا 11خانقاه تاسیس کردند و یا چه آنهایی که در اینجا ماندند...»7
از جمله، دراویش گنابادی که علیرغم ادعای دوری از سیاست، در سالهای قبل و پس از انقلاب، با دشمنان ایران و انقلاب و نظام اسلامی همراه گردیدند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- راز آرماگدون 4: پروژه اشباح، قسمت 23، گروه سیاسی شبکه خبر، بهمن 1389.
2- راز آرماگدون 2: ارتش سایهها، قسمت چهاردهم، گروه سیاسی شبکه خبر، شهریور 1388.
3- راز آرماگدون 4: پروژه اشباح، پیشین.
4- گفتوگو با حامد الگار، محسن نیکنام، برکلی آمریکا، جولای 2009.
5- مجموعه مستند راز آرماگدون 4: پروژه اشباح، پیشین.
6- همان.
7- همان.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
دانشگاه حرمت دارد جای یک مشت چاقوکش مزدور نیست
دانشگاه جای «شعبان بیمخها» نیست(یادداشت روز)
اخبار ویژه
مکزیک در آستانه سقوط به دست گانگسترها و کارتلهای مواد مخدر!
درخواست از رئیسجمهور برای بازنگری در روابط اقتصادی ایران- چین
انتخابات «تناسبی» شورای شهر، محل وزنکشی لیستهای انتخاباتی است
جنگ اوکراین 5 ساله شد مرگ نظامیان ناتو در لباس ارتش اوکراین
روایتی از مراسم «کوچه افطاری» در ماه مبارک رمضان تهران
تمهیدات لازم را برای هر سناریوی احتمالی اندیشیدهایم
روابط با کشورهای مستقل و انقلابی آفریقا گسترش مییابد
اگر مذاکره با آمریکا منجر به جنگ بشود جنگاوران ما آمادۀ پاسخ دادن هستند
استاندارد دوگانه غرب؛ اعتراض برای خودشان اغتشاش و شبه کودتا برای ایران
وقتی که دراویش قمهکشی میکنند
مردم با دعوت فرمانده معظم کل قوا به میدان آمدند و نقشههای دشمن را خنثی کردند
دانشگاه حرمت دارد جای یک مشت چاقوکش مزدور نیست
دانشگاه حرمت دارد جای یک مشت چاقوکش مزدور نیست

