روزنامه اعتماد
1404/12/05
مرجعيتی که همچنان از دست میرود
جلال رشيديكوچي: جايگاه مردمي صدا و سيما از دست رفته و اين رسانه تنها به افزايش تنفر دامن ميزند محسن غرويان: روشن است كه برادران جليلي و صداوسيما موضعگيريهاي خاصي در مقابل پزشكيان دارندمهدي بيك اوغلي
«ضرورت اصلاح و تغيير در صدا و سيما» ترجيعبندي است كه هر اندازه فعالان سياسي و تحليلگران، بيشتر درباره آن صحبت و آن را به شكل يك مطالبه جدي مطرح ميكنند، كمتر نشانهاي از تحقق اين هدف و اعمال تغيير در صدا و سيما مييابند. از فعالان سياسي اصلاحطلب و ميانهرو گرفته تا دلسوزان اصولگرا، از عالمان علوم ديني گرفته تا استادان دانشگاهي و البته عموم مردم نسبت به بازتاب صداي يك اقليت خاص در صدا و سيما و از دست رفتن مرجعيت رسانهاي گلايه و انتقاد ميكنند، اما آنچه البته به جايي نميرسد فرياد اين جماعت در خصوص این رسانه كه هر چند عنوان «ملي» را بر تارك خود نشانده است. آخرين نمونه از تذكارهاي مسوولان در خصوص عملكرد اين رسانه به صحبتهاي اخير رييسجمهور بازميگردد، زماني كه در پاسخ به درخواست تنظيم زمان جلسه با برنامههاي شبكه خبر 2! اعلام كرد: «شبكه خبر به جاي حرفهاي بيربط كمكهاي دولت به مردم را نشان دهد تا مردم بدانند كاري انجام ميشود.» حيرتانگيز اينكه مديران صدا و سيما به جاي شنيدن صحبتهاي پزشكيان و اجابت كلام رييس جمهور كشور چند دقيقه پس از انتقاد رييسجمهور، برنامه مهم افتتاح پروژهها را قطع كرد تا تريبونش را در اختيار يكي از اعضاي جريان پايداري قرار دهد تا براي مردم رجز بخواند! تصويري روشن از آنچه در صدا و سيما ميگذرد.
محسن غرويان در واكنش به اين رفتار صدا و سيما به خبرآنلاين ميگويد: «صداوسيما چون بيشتر دست جناح آقاي جليلي و اخوي ايشان است و از انتخابات ۱۴۰۳ به بعد هم نگاه خاصي به پيروزي آقاي پزشكيان دارند. روشن است كه هم خود آقاي جليلي، اخوي ايشان و صداوسيما يك موضعگيريهاي خاصي در مقابل آقاي پزشكيان دارند. براي همين هم هست كه مردم به صداوسيما خيلي اعتراض دارند و برخي اينگونه تعبير ميكنند كه اين صداوسيما «ملي» نيست .» اما اين براي نخستينبار نيست كه مديران صدا و سيما در واكنش به يك تذكار دلسوزانه دومين مقام كشور چنين واكنشي از خود نشان ميدهند، بعد از برنامه موهوم شبكه افق و در شرايطي كه تصور ميشد پس از برنامه موهوم شبكه افق در خصوص كشتهشدگان حوادث اخير يك خانه تكاني اساسي در اين رسانه صورت گيرد، مديران اين رسانه با اخراج يك مجري و يك ناظر پخش، موضوع را فيصله دادند. انگار نه خاني آمده و نه خاني رفته. اوج مديريت در صدا و سيما زماني به منصه ظهور رسيد كه در جريان رخدادهاي دي ماه 1404، اين رسانه قافيه روايتسازي را به صورت كامل به رسانههاي ماهوارهاي فارسي زبان واگذار كرد. در روزهايي كه رسانههايي چون ايران اينترنشنال با تسلط غالب رسانهاي خود تلاش ميكردند هرم كشتهشدگان حوادث اخير را به اوج برسانند و از اعداد و ارقام حيرتانگيز 12 هزار، 20هزار، 30 هزار و حتي 60هزار نفري صحبت ميكردند، صدا و سيما سرگرم پخش برنامههاي خنثايي بود كه هيچ رغبتي براي مخاطب ايجاد نميكرد. اينگونه شد كه نگاه ايرانيان به جاي رسانهاي كه هر سال هزاران هزار ميليارد تومان بودجه از بيتالمال دريافت ميكرد، به شبكههايي دوخته شد كه به جاي منافع ملي ايرانيان، منافع ساير كشورها را جستوجو ميكردند. دردآور اين است كه حتي صدا و سيمايي كه با پول ملت به رتق و فتق امورش و حقوق دهها هزار كارمند خود را ميپردازد نيز مطالبات اكثريت اين مردم را بازتاب نميدهد . جلال رشيديكوچي، نماينده مجلس يازدهم با انتقاد از عملكرد صدا و سيما اعلام ميكند كه اين رسانه جايگاه مردمي خود را از دست داده و حتي در بازتاب اخبار و واقعيتها نيز ناكام مانده است، بهطوري كه بسیاری از مردم ترجيح ميدهند به اخبار رسانههاي بيگانه استناد كنند كه اين امر به افزايش تنفر عمومي دامن ميزند.
جلال رشيديكوچي در گفتوگو با «اعتماد» در خصوص رفتارهاي غيرمتعارف صدا و سيما ميگويد: «رسانه ملي وضعيت كنوني خود را به شكلي رسانده كه ديگر مخاطبي ندارد و متاسفانه اكثريت مردم ما، چه بپذيريم چه نپذيريم، سخنان رسانههاي بيروني مانند اينترنشنال و امثالهم را ملاك عمل خود قرار دادهاند. اين روند نگرانكننده باعث شده كه آن رسانهها به راحتي بتوانند بر افكار جوانان ما تاثير بسيار زيادي بگذارند.» رشيديكوچي ادامه ميدهد: «به عنوان مثال، در مورد تعداد جانباختگان حوادث اخير، شاهد بوديم كه در رسانههاي خارجي آمارها از ۴ تا ۱۵ هزار نفر شروع شد و حتي به ۷۰ تا ۸۰ هزار نفر نيز رسيد. اما پس از اقدام مثبت و ارزشمند رييسجمهور در انتشار ليست جانباختگان، شاهد بوديم كه اين اعداد دوباره كاهش يافت و حتي به زير ۱۰ هزار نفر و بهطور مشخص ۶ هزار نفر رسيد، هر چند كه در نهايت ليست دقيقي نيز ارايه نشد. اين وضعيت به وضوح نشان ميدهد كه متاسفانه صدا و سيماي ايران بهرغم بودجه هنگفتي كه برايش صرف ميشود جايگاه خود را از دست داده و اكنون مردم به رسانههايي اعتماد دارند و حرف رسانههايي را گوش ميدهند كه سراسر با دروغ به دنبال آسيب زدن به مملكت و ملت ما هستند.» او با تشريح دلايل اين وضعيت ميگويد: «اين امر يك دليل ريشهاي دارد و آن هم عدم توجه به خواستههاي مردم است. ببينيد، سالهاست كه من و بسياري ديگر از دلسوزان فرياد زدهايم كه بايد به دنبال رضايت مردم بود، نه اينكه آنان را بر سر مسائل بيپايه و اساسي كه هيچ خروجي مثبتي براي كشور ندارند، ناراحت كنيم. متاسفانه ما شاهد بوديم كه دلخوريهاي كوچك مردم به مرور تبديل به ناراحتي شد، ناراحتيها تبديل به اعتراض شد، اعتراضات تبديل به خشم شد و امروز ما در جايي قرار گرفتهايم كه اين خشم تبديل به تنفر شده است.» رشيديكوچي تصريح ميكند: «اگر قرار است راهكاري ارايه دهيم، ديگر نبايد راهكار ما صرفا براي برطرف كردن نارضايتي يا اعتراض يا حتي خشم باشد. راهكار امروز ما بايد راهكاري باشد براي تسكين دادن بر تنفر مردم. بايد در اين سطح عميقتر فكر كنيم. وقتي به اين سطح از سخن و راهكار ميرسيم، قاعدتا صدا و سيما به عنوان پيشاني و بزرگترين ابزار در اختيار حاكميت، بايد برنامهاي جدي براي كاهش تنفر مردم داشته باشد. اما متاسفانه ما شاهد اين هستيم كه نه تنها چنين برنامهاي وجود ندارد، بلكه گاهي اوقات با كجسليقگيهايي كه مشاهده ميشود - البته اميدوارم صرفا كجسليقگي باشد -اتفاقاتي ميافتد كه بر تنفر مردم ميافزايد. اينقدر اين اتفاقات بر تنفر مردم اضافه ميكند كه گاهي آدم شك ميكند نكند واقعا يك نفوذي در كار باشد و اين صرفا ناشي از كجسليقگي نباشد.» او با مقايسه نقش رسانههاي داخلي و خارجي اضافه كرد: «ما شاهد بوديم كه در اين ايام، متاسفانه صدا و سيما نه تنها نميتواند مانند گذشته، بلكه اكنون نيز نميتواند دردي از مردم را دوا كند يا تسكيني بر درد آنان باشد، بلكه برعكس، به درد مردم نيز اضافه ميكند. (مطلب موهون شبكه افق از جمله اين موارد بود) قاعدتا وقتي كار به اينجا ميرسد، مردم نيز حرفشنوي نخواهند داشت و اطلاعات خود را از منابع ديگري دريافت ميكنند؛ منابعي كه مشخصا با آمارسازيهاي دروغين به دنبال افزايش تنفر در مردم هستند. پس ما به اين نقطه ميرسيم كه صدا و سيما و رسانههاي بيگانه هر دو در يك نقطه تلاقي پيدا كرده و وجه مشترك پيدا ميكنند. رسانههاي بيگانه با آمارسازيهاي دروغين در جهت افزايش تنفر و خشم مردم و صدا و سيما نيز با برنامههاي نامناسب و عدم شناخت دقيق خواستهها و مشكلات مردم، باز هم ناخواسته به اين روند دامن ميزند و آن را تقويت ميكند.» نماينده سابق مجلس در تشريح دلايل اين وضعيت اظهار ميكند: «اين وضعيت نگرانكننده ميشود، چراكه دليل آن مشخص است. دليلش اين است كه تفكري كه امروز بر صدا و سيماي ما حاكم است، متاسفانه يك تفكر بسيار خاص و اقليت است كه همه هم ميدانيم اين تفكر، تفكر جبهه پايداري است. به نظر من، اكثر اقدامات تندي كه عليه مردم ما انجام گرفته، چه در بحث قوانين، چه در بحث اجراي قوانين و چه در حوزههاي ديگر مانند فيلترينگ، عدم واردات خودرو، سنگاندازي در حوزههاي اقتصادي يا در حوزه بانوان مانند مقاومت در برابر ورود بانوان به ورزشگاهها، همگي گواه اين تفكر هستند.» جلال رشيديكوچي در پايان با ابراز نگراني عميق در خصوص دورنماي فعاليتهاي اين رسانه ميگويد: «اين موارد نشان ميدهد كه فرصتهاي مهمي از دست رفته است. اينها همه برآيند يك تفكر راديكال و تندرو است و اين تفكر امروز بر صدا و سيما حاكم شده است. پس جاي بسيار نگراني دارد كه صدا و سيماي ما در دست چنين تفكري باشد كه حالا چه بخواهيم و چه نخواهيم، چه عمدي باشد و چه سهوي، به افزايش خشم و تنفر مردم دامن ميزند همانطور كه رسانههاي بيگانه نيز به طرق مختلف بر خشم و تنفر مردم ميافزايند.»
سایر اخبار این روزنامه
مرجعيتی که همچنان از دست میرود
لزوم حل مسائل دانشجویی در دانشگاه
حوادث اخير بايد روشن و باورپذير تبيين شود
واردات صعودي شد
آزمون ارادهها در ژنو
ورزشکار آمریکایی بعد از خط پایان منتظر من بود
گفتوگو در چالش انسداد
بدرود، شاعر دريايي معترض
بررسي امكانات دفاعي ايران برابر گزينههاي تهاجمي
از جزیره اپستین تا غربزدگی
در ستايش ترديد
زلزله 7 ريشتري در تهران
همه چی از آب درست شده
انعطافپذيري ذهن؛ كليد پرهيز از خشونت
بيچهرگي و تعليق معنا
اسباب رستگاري محله
مطمئن نيستم
گفتوگو در چالش انسداد
بدرود، شاعر دريايي معترض
بررسي امكانات دفاعي ايران برابر گزينههاي تهاجمي
از جزیره اپستین تا غربزدگی
در ستايش ترديد

