روزنامه اعتماد
1404/12/05
اسباب رستگاري محله
فرض را بر اين بگذاريم كه «محله زيستگاه انساني مستقلي است كه خودش بايد امورات جاري و آينده خود را طراحي و اجرايي كند». با اين فرض، چشم اميد به هيچ امداد و كمك بيروني نيست. هر چه كه بايد انجام شود، بايد توسط خود اهالي باشد. حال بياييم سرفصلها و ردههاي اصلي فعاليتها و الزامات اين مديريت را با هم مرور كنيم. اين نكته را يادآور شويم روند مديريت و حكومت در جهان، در سايه رشد شگفتانگيز فناوري، بهويژه در فضاي مجازي و عمومي به سمتي ميرود كه در آينده نزديك همه شهرها و زيستگاهها با مديريت مستقل و مستقيم اهالي آن اداره خواهند شد. نخستين پايه و اساس وجود و تداوم زندگي در محله، امنيت است. در سايه وجود امنيت ميتوان بخشها و وظايف ديگر مديريت را سامان داد. طبيعي است «امنيت» يك واژه بسيار كلي و كشدار است و در هر زمان و مكان تعبير خاص خود را دارد. تمايل ما بر اين است كه يك وصف و پيوست به اين واژه اضافه كنيم تا چارچوب مورد نظر ما روشن باشد: «امنيتِ پايدار». اين چارچوب را بايد تبيين كنيم.دومين اسباب رستگاري يك محله، مشاركت عمومي در سرنوشت آن است. در اينجا هم تعريف و اصول مشخصي مدنظر است كه قطعا متفاوت از تعريف و تجربه جاري ما در شرايط فعلي است. اين مفهوم و واژه از جمله مفاهيمي است كه بر اثر استفاده غلط و بيربط در كنشها و گفتمانهاي جاري كاملا تهي از معنا شده است. مشاركت عمومي، به معناي درست آن، از لحظه تصميمسازي، حتي از لحظه تولد ايده، شروع ميشود تا تحقق برنامه و حتي پايش بازخورد آن. سومين اسباب رستگاري محله، آموزش است. در دو وجه «رسمي» و «عمومي». هر قدر كه آموزش رسمي در پي كميت باشد، همانقدر آموزش عمومي در پي كيفيت است. اين دو وجه بايد در كنار هم و مكمل يكديگر باشند. درباره مشخصات و ويژگيها بعدها صحبت خواهيم كرد تا بتوان ساختار درستي براي آن تعريف و محقق شود. نتيجه اين آموزش بايد تربيت انسان مدرن باشد.
چهارمين پله در رستگاري محله، نگاهباني و حفاظت كالبدي محله است. ساختار و كالبد محله نياز به مراقبت مستمر دارد. اين مراقبت وجوه متنوعي دارد، از پاكيزگي و نظافت محله گرفته تا حفاظت و احياي آن. بخشي از اين وظايف به عهده افراد است، بخشي ديگر به عهده سازمان مديريت محله. جزييات را روشن خواهيم كرد، بهگونهاي كه وظايف حاكميتي و وظايف فردي افراد تداخل و مزاحمتي براي هم نداشته باشند. در گام پنجم، مديريت و مراقبت محيط زيستي محله نقش مهم و اساسي دارد. در اين تعريف، محيط زيست محدود به منظر و آب و گياه نيست. محدودهاي وسيع را شامل ميشود كه از نحوه استفاده از مواهب تا توليد زباله و احيا را دربرميگيرد.
علاوه بر اين گامها و اصول، اسباب ديگري هم براي مديريت پايدار محله لازم است تا محله بتواند هويت و موجوديت خود را تعريف و تثبيت كند. محله بدون هويت نميتواند پايدار باشد. گذشته از اين موارد محله بايد «حوزه توليد» داشته باشد. هم توليد خدمات و كالا، هم توليد ثروت. مقياس اين توليد در ارتباط با نيازهاي خود محله و ارتباطش با محلههاي ديگر تعريف ميشود. براي انسجام بخشيدن به تمام اسباب رستگاري محله لازم است براي محله «شخصيت» تعريف كرد. به همين خاطر محله بايد خوانا و داراي نشانههاي كالبدي و فرهنگي باشد. يادمان داشته باشد، فضا و عرصه شهري داشته باشد تا بتواند وارد بدهبستان به محلهها شود.معمار و مدرس دانشگاه
سایر اخبار این روزنامه
مرجعيتی که همچنان از دست میرود
لزوم حل مسائل دانشجویی در دانشگاه
حوادث اخير بايد روشن و باورپذير تبيين شود
واردات صعودي شد
آزمون ارادهها در ژنو
ورزشکار آمریکایی بعد از خط پایان منتظر من بود
گفتوگو در چالش انسداد
بدرود، شاعر دريايي معترض
بررسي امكانات دفاعي ايران برابر گزينههاي تهاجمي
از جزیره اپستین تا غربزدگی
در ستايش ترديد
زلزله 7 ريشتري در تهران
همه چی از آب درست شده
انعطافپذيري ذهن؛ كليد پرهيز از خشونت
بيچهرگي و تعليق معنا
اسباب رستگاري محله
مطمئن نيستم
گفتوگو در چالش انسداد
بدرود، شاعر دريايي معترض
بررسي امكانات دفاعي ايران برابر گزينههاي تهاجمي
از جزیره اپستین تا غربزدگی
در ستايش ترديد

