روزنامه اعتماد
1404/12/06
ترامپ و بازي رواني با ايران و ايرانيان؟!
اظهارات اخير دونالد ترامپ درخصوص خطوط قرمزي اعلامياش در قبال ايران را بايد با درنظر گرفتن چند ملاحظه اساسي و ازجمله ويژگيهاي شخصيتياش و اهدافي كه دنبال ميكند، تحليل كرد. او هم از زبان به عنوان ابزار جنگ بهره ميبرد و هم به تناقضگويي شهره است، هم به پرگويي براي گيج كردن طرف مقابل و هم به بهرهگيري گسترده از ادبيات رسانهاي براي مديريت جنگ رواني. ترامپ تلاش ميكند جريانسازي رسانهاي را دراختيار بگيرد و با روش خاص خود چه در شبكههاي اجتماعي و چه در رسانههاي مكتوب و آنلاين در فضاي مجازي دستور كار را تعيين و اراده خود را اعمال كند. از همين رو گاه سخناني مطرح ميكند كه بعضا چندان دقيق هم نيست يا در ادامه مسير آن را تغيير ميدهد. حتي ديده شده كه با تمسك به يك جمله يا عبارت، براي خود دستاوردسازي ميكند و مواضعش را تغيير ميدهد. اين الگو نه تنها درباره ايران، بلكه در قبال چين، جنگ اوكراين، غزه و ديگر مسائل بينالمللي و منطقهاي نيز مشاهده شده است. در موضوع هستهاي، هدف اعلامي امريكا و ترامپ «غنيسازي صفر درصد» است. اينكه تا چه اندازه بتوانند اين هدف را در برابر ايران محقق كنند و اينكه ايران تا چه حد بر حقوق خود ايستادگي كند، موضوعي است كه در چارچوب مذاكره بايد سنجيده شود، بنابراين صرف اظهارات اخير ترامپ را نميتوان بهمنزله نتيجه نهايي و تحقق قطعي غنيسازي صفر درصدي تلقي كرد. بايد صبر كرد و ديد روند مذاكرات به چه سمت و سويي حركت ميكند. ضمن اينكه ازسوي ديگر، عدم دستيابي ايران به سلاح هستهاي نيز ملزومات و شاخصهاي فني خاص خود را دارد. در پرونده هستهاي، مفاهيمي مانند «زمان گريز هستهاي» و «قرار گرفتن در آستانه» از مباحث كليدياند كه ارزيابي دقيق آنها در حوزه تخصص كارشناسان هستهاي قرار ميگيرد. با اين حال، در عرصه سياسي بايد نسبت به ادبيات و گزارههايي كه مطرح ميشود دقت داشت و تحتتاثير جبر رسانهاي يا فضاسازيهاي تبليغاتي و رواني قرار نگرفت. با اين همه وقتي سوال ميشود كه توافق احتمالي آينده چه تفاوتي با برجام 2015 خواهد داشت، بايد متذكر شد كه امروز ديگر محور مختصات سياست هستهاي ايران، برجام نيست.برجام محصول شرايط خاصي بود؛ شرايطي كه در فاصله سالهاي ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، همزمان با تحولات موسوم به بهار عربي و در وضعيتي كه بسياري از كشورهاي عربي منطقه با بحرانهاي داخلي مواجه بودند و ايران دست برتر منطقهاي داشت، شكل گرفت. در آن مقطع، ايران گذشته از پيامدهاي داخلي وقايع سال ۱۳۸۸ از اهرمهاي بازدارندگي منطقهاي قابلتوجهي برخوردار بود و اهرمهاي بازدارندگي سياستهاي خاورميانهاي آن آسيب جدي نديده بود. افزون بر اين و مهمتر آنكه، اراده حاكميت بر آن بود كه اهداف سياست خارجي، به ويژه در بعد هستهاي، از مسير هنجارهاي بينالمللي تامين شود و از همين رو گرايش به بينالملليگرايي در داخل كشور تقويت شد و موردپسند افكار عمومي و جامعه جهاني نيز واقع گرديد و در دستور كار بينالمللي قرار گرفت و ايران توانست اين پذيرش جهاني را پشت سياستهاي خود قرار بدهد. لذا برجام محصول مجموع اين شرايط بود، ولي امروز با تحولاتي كه در بخش سياسي و فني رخ داده، كارايي برجام به شدت كاهش يافته است؛ ازجمله فعال شدن ساز و كار «اسنپبك»تغييرات ايجاد شده در برنامه هستهاي ايران و حتي حمله امريكا به تاسيسات هستهاي ايران در جنگي كه ۱۲ روز ميان ايران و اسراييل و امريكا به طول انجاميد، اصولا موضوع برجام را منتفي و از بين برد. لذا در چنين فضايي، مقايسه صرف با برجام چندان كارآمد به نظر نميرسد. با اين حال، نبايد فراموش كرد كه حتي در چارچوب برجام نيز غنيسازي ايران در سطح ۳.۶۷درصد تثبيت شده بود، اما آنچه بعدا عملا محقق شد، نتيجه پنج مرحله كاهش تعهدات ايران بود. در چهار مرحله نخست، ايران با آژانس بينالمللي انرژي اتمي و اروپا وارد تنش حاد نشد، اما مرحله پنجم به طور كامل حلوفصل نشد و عملا باز ماند، بنابراين حتي اگر توافقي جديد نيز شكل بگيرد، باتوجه به شرايط متفاوت امروز، ماهيت و پيامدهاي آن با برجام تفاوت خواهد داشت و بعيد است با آن توضيحاتي كه دادم ما مجددا شاهد دوران يا سند طلايي مانند برجام باشيم! با اين حال تا زماني كه جزييات توافق احتمالي مشخص نشود، نميتوان درباره تفاوتهاي راهبردي آن با برجام داوري قطعي كرد. بايد متن توافق نهايي منتشر شود تا بتوان آن را با برجام مقايسه كرد و سنجيد كه آيا از منظر راهبردي دستاورد متفاوت، بهتر يا بدتري به همراه دارد. حال اينكه محتويات بسته پيشنهادي ايران چه خواهد بود بايد گفت كه موضع ايران اين است كه مذاكرات صرفا بر مسائل هستهاي متمركز بماند و فكر ميكنم در مذاكراتي كه براي اين پنجشنبه تنظيم شده، يك نقشه راه براساس اصول كلي راهبردي تفاهم شده ازسوي ايران براي نيل به مذاكرات در جزييات به طرف مقابل پيشنهاد شود. اما نكتهاي كه وجود دارد به محتواي بسته پيشنهادي ايران براي ارائه به تيم امريكايي بازميگردد. در اين زمينه همانگونه كه عرض كردم، بسته پيشنهادي مطرح شده نيز به نظر ميرسد حاوي جزيياتي براي تدوين يك نقشه راه مشترك باشد كه تمركز اصلي آن بر دو موضوع غنيسازي و مواد باقيمانده احتمالي 60درصدي از حمله امريكا به تاسيسات هستهاي ايران است. بدان معنا كه ايران فرض «غنيسازي صفر» را بهطور كامل رد ميكند و آنگونه كه از گزارشهاي رسانهاي برميآيد، به نظر ميرسد دوطرف تا حدي از اين ايده (غنيسازي صفر) عبور كرده و به سمت پذيرش نوعي غنيسازي در سطح پايين حركت كردهاند. اينكه ساز و كار آن چگونه تعريف شود، بحثي جداگانهاي است و در طول مذاكرات به دست ميآيد، اما اصل موضوع ميتواند بر انجام غنيسازي در درصدي پايين استوار باشد؛ به گونهاي كه هم ايران از موضع خود مبني بر حفظ حق غنيسازي غير نظامي و تغذيه محل مصارف موردنياز پزشكي، كشاورزي و نيروگاههاي تامين انرژي نتيجه بگيرد و هم امريكا اطمينان يابد اين سطح از غنيسازي صلحآميز بوده و به افزايش درصد، قرار گرفتن در آستانه يا كاهش زمان گريز هستهاي هم منتهي نخواهد شد. به نظر ميرسد چنين فرمولهايي در حال بررسي يا طراحي باشد. با اين حال، موضوع صرفا به غنيسازي محدود نميشود. به نظر ميرسد براي امريكا، شايد حتي بيش از اصل غنيسازي، سرنوشت مواد با غناي ۶۰درصدي اهميت داشته باشد؛ همان موادي كه در پي حمله امريكا به تاسيسات هستهاي ايران مورد توجه قرار گرفت. تعيين تكليف اين ذخاير و آينده آنها احتمالا يكي از محورهاي حساس در هر توافق احتمالي خواهد بود. اين برداشتي است كه باتوجه به تحولات اخير و تمركز طرف امريكايي ميتوان مطرح كرد. درخصوص سناريوي «حمله محدود اوليه» كه والاستريت ژورنال مدعي آن شده بايد دقت كنيم سياست دولتهاي امريكا در زمينه فشار حداكثري و تنگ كردن زندگي بر مردم تا منجر به شورش شود يك سياست دائمي است كه در دوره اول و دوم ترامپ گستردهتر شده و لذا در بازي رواني كه از طرف مقابل طراحي شده است نيفتيم! تا آنجا كه وي در آخرين توييت خود ميگويد اگر با ايران به توافق نرسد براي كشور و مردم ايران بد ميشود تا مردم را اولا به جان يكديگر و سپس به جان حكومت بيندازد. اين يعني تشديد روند قطبي كردن جامعه و سوريهسازي ايران. ترامپ در موضعگيري و حرفهاي متناقض دي ماه 1404 نشان داد از تغيير رفتار حكومت ايران عبور كرده و درصدد تغيير حكومت حتي به قيمت تجزيه ايران است، اما با هزينه كم. پس گذشته از گمانهزنيهاي رسانهاي، هنوز هيچ ادعا يا ايدهاي مستحكم و ساختاريافته در زمينه حمله امريكا به ايران چه محدود و چه گسترده مطرح نيست و حتي از تجميع اين تجهيزات اگر چه غير معمول است هم نميتوان به اينكه ترامپ قصد قطعي دارد به ايران حمله كند، مستفاد نمود. بخشي از اين عمليات تجميع تجهيزات ذاتي وظايف نيروهاي نظامي است حتي براي حفظ آمادگي خود. اما از منظر تبعات سياست آن براي اين است كه امريكا ببيند چه امتيازي از ايران ميتواند بگيرد. البته مفهوم اين ادعا اين نيست كه حملهاي از سوي امريكا اتفاق نخواهد افتاد بلكه اين است كه ترامپ سعي ميكند با هزينه كمتري و ترجيحا بدون هزينه امتياز موردنظرش را بگيرد و به هدف اصلياش در اين مرحله كه آسيب به تاسيسات موشكي ايران است برسد. براي همين هم هست كه بسياري از سياستمداران ازجمله ونس، معاون ترامپ اميدوارند پنجشنبه مذاكره به يك نتيجه نسبي برسد اما به دليل فاصله خواستها و اهداف دو طرف، از سویي زياده خواهي ترامپ و ازسوي ديگر ايستادگي ايران بر خواست و حقوق خود كه تعجب ترامپ را هم برانگيخته، خوشبين نيستند. او فكر ميكرد با اين تجميع تجهيزات ايرانيها به راحتي دستشان را بالا ميبرند و تسليم خواستههاي او ميشوند البته متاسفانه عملكرد مخالفان ايراني در غرب نيز به گونهاي بوده كه ترامپ را در چنين تلقي غلطي كمك كرده و اين اشتباه محاسبه ميتواند خطرناك باشد، زيرا عموما جنگها نه با محاسبه بلكه اشتباه محاسبه اتفاق ميافتند، لذا دقت كنيم. پس حال اينكه در صورت به بنبست رسيدن مذاكرات با وجود ارائه بسته پيشنهادي ازسوي ايران چه خواهد شد و ادعاهايي مبني بر انجام حملهاي محدود ازسوي امريكا مطرح شده بايد گفت: واقعيت اين است كه علاوه بر نكات فوق، هيچ مكانيسم تضمين شدهاي وجود ندارد كه حتي در صورت وقوع يك حمله محدود ازسوي امريكا، بتوان اطمينان داشت تبعات آن محدود باقي خواهد ماند. احتمال گسترش درگيري همواره وجود دارد و اين امر تا حد زيادي به نوع واكنش ايران و نيز به مجموعه تحولاتي بستگي دارد كه ممكن است در ادامه رخ دهد؛ ازجمله حوادث ناخواسته يا خارج از كنترل. مجموعه اين عوامل سبب ميشود سناريوهاي پيشِ رو چه در قالب حملهاي محدود و فوري به تاسيسات موشكي و چه در شكل گستردهتر عليه زيرساختهاي كشور عملا در ميدان جنگ قابل مهار و كنترل كامل نباشند. در فضاي درگيري نظامي، هر خطاي محاسباتي ميتواند زنجيرهاي از تبعات پيشبينيناپذير ايجاد كند و دامنه تنش را افزايش دهد. حال اينكه بازيگران ثالث ازجمله روسيه و چين به عنوان كشورهاي همكار با ايران در صورت رويارويي ميان تهران و واشنگتن از چه رويكردي پيروي ميكنند بايد توجه داشت كه در رسانهها اخباري درباره شكلگيري تعاملات جديد ميان ايران، چين و روسيه منتشر شده است. هر چند ارزيابي دقيق ابعاد نظامي اين اخبار در حوزه تخصص كارشناسان نظامي قرار ميگيرد، اما در سطح تحليلهاي سياسي اينگونه برداشت ميشود كه احتمالا سطحي از همكاريهاي نظامي جديد ميان ايران و چين از يك سو و ايران و روسيه ازسوي ديگر در حال شكلگيري است. ازجمله به گزارشهايي درباره قرارداد احتمالي ۵۰۰ ميليون يورويي ميان تهران و مسكو اشاره ميشود يا بحثهايي پيرامون سامانههاي راداري چيني و احتمال نصب آنها در ايران مطرح است. ميزان صحت اين موارد هنوز در حد اطلاعات درزيافته و غيررسمي است و نميتوان با قطعيت درباره آنها داوري كرد. با اين حال، از منظر سياسي، تحولات منطقهاي و بينالمللي اين همكاريها ميتواند بر معادله ايران و امريكا نيز سايه بيندازد. رقابت راهبردي امريكا و چين، تلاش واشنگتن براي مهار پكن، جنگ روسيه و اوكراين و پيامدهاي آن براي اروپا، همگي متغيرهايي هستند كه ممكن است در مقطع كنوني نقشآفريني مسكو و پكن را در پرونده ايران پررنگتر كند، فقط ايران بايد مواظب باشد با اين مشكلاتش وجه المصالحه توازن بينالمللي نشود و از آن استفاده ابزاري نشود. اگرچه در دورههاي پيشين، نقش عملي اين دو كشور در بزنگاههاي حساس چندان تعيينكننده نبود يا دستكم كمتر در انظار ظاهر شد، اما شرايط بينالمللي امروز متفاوت است و ميتواند زمينهساز كنشگري فعالتري باشد. در عين حال، طرفهاي روسی و چيني اعلام كردهاند كه ايران درخواست مشخصي از آنها نداشته است. با اين وجود، اين احتمال وجود دارد كه در حوزه تسليحاتي يا همكاريهاي لجستيكي نظامي، تعاملاتي شكل گرفته باشد؛ هرچند جزييات آن روشن نيست. در سطح سياسي اما مواضع علني اين دو كشور چه در موضوع «اسنپبك» و چه پس از جنگ ۱۲روزه و همچنين در چارچوب تنشهاي اخير ميان ايران و امريكا عمدتا در حمايت از موضع ايران بوده است.
ديپلمات بازنشسته و استاندار پيشين
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
خواب بازار اجاره
نیمکتهای خالی
دانشگاه محل گفتوگوست نه تقابل
بازگشت ديپلماسي به خط مقدم
باید در مسير جذب دوباره اقشار گلهمند گام برداريم
ترامپ و بازي رواني با ايران و ايرانيان؟!
معماي شعارهاي گذشتهگرا
ميدان، مذاكره مصلحت
پول ديجيتال مرز نميشناسد
عقدهگشايي با وارونهسازي تصوير پليس
خوانشي از كيفيت جشنواره فجر 44
امنيتيسازي خروج رويه قضايي از مدار قانون
سينماي وقت نشناس
مدرنيته ترجمه شده
قرار تامين؛ ابزار قانوني تضمين حضور يا مجازات؟
چرا دموكراسي وامدار عقلانيت است
ترامپ و بازي رواني با ايران و ايرانيان؟!
معماي شعارهاي گذشتهگرا
ميدان مذاكره، مصلحت
پول ديجيتال مرز نميشناسد
عقدهگشايي با وارونهسازي تصوير پليس
از منبر تا بازار
انگیزه اخلاقی برای مخالفت با بیرحمی
نگهداري از تاريخ گذشته وطن
برق دلیل ۳۵ درصد از آتشسوزيها

