عقده‌گشايي با وارونه‌سازي تصوير پليس

در جريان فتنه اخير نمي‌توان نقش برخي صدا‌ها و جريان‌هاي داخلي را در تضعيف جايگاه و اقتدار نيرو‌هاي امنيتي و انتظامي ناديده گرفت. اين جريان‌ها، آگاهانه يا ناآگاهانه، با توليد ادبيات تخريبي و القاي روايت‌هاي يك‌سويه، زمينه بي‌اعتمادي نسبت به نهاد‌هايي را فراهم كردند كه مسووليت اصلي حفظ نظم، امنيت و آرامش عمومي را بر عهده دارند. چنين رويكردي، عملا به تضعيف سرمايه اجتماعي اين نيروها انجاميد و هزينه‌هاي سنگيني را متوجه كشور كرد.
به عنوان نمونه توصيف پليس كشور صرفا ذيل گشت ارشاد براي تخريب كليت نيروي انتظامي، يكي از مصاديق روشن اين رفتار بود . با تقليل يك نهاد گسترده و ماموريت‌محور به يك موضوع خاص و مناقشه‌برانگيز، تلاش شد چهره‌اي خشن و ضد اجتماعي از پليس در افكار عمومي ساخته شود. اين در حالي است كه نيروي انتظامي، مجموعه‌اي چندوجهي با وظايف گسترده در حوزه‌هاي انتظامي، امدادي و خدمات اجتماعي است كه چنين برچسب‌زني‌هايي آن را به‌طور ناعادلانه هدف قرار داد. همزمان، بسيج نيز در اين روايت‌سازي‌هاي مخرب، به عنوان نيرويي غيرمردمي و مرتجع معرفي شد . ادعايي كه با واقعيت‌هاي ميداني و كارنامه اين نهاد در حوزه‌هاي امنيتي، اجتماعي و امدادرساني همخواني ندارد. اين تصوير‌سازي وارونه، با هدف ايجاد شكاف ميان مردم و نيروهاي مردمي صورت گرفت و عملا يكي از ستون‌هاي انسجام اجتماعي را نشانه گرفت. از سوي ديگر، دستگاه‌هاي امنيتي كشور به‌طور مستمر به ايجاد فضاي امنيتي و بسته متهم شدند . اين اتهام‌زني‌ها، بدون توجه به شرايط حساس كشور و تهديدات واقعي تلاش داشت اقدامات پيشگيرانه و قانوني اين نهاد‌ها را سركوبگرانه جلوه دهد. نتيجه چنين فضاسازي‌هايي، مشروع‌سازي تقابل با نيروهاي حافظ امنيت بود . پيامد خطرناك اين روند آن بود كه برخي فريب‌خوردگان، تحت تاثير اين ادبيات، در مواجهه با نيرو‌هاي امنيتي و انتظامي رفتاري به ‌شدت خشن از خود نشان دادند كه بايد در قبال پيامد‌هاي گفتار و عملكرد خود پاسخگو باشند.
استاد دانشگاه -  استراتژيست رسانه