روزنامه اعتماد
1404/12/07
ژنو، تلاقي ديپلماسي و بازدارندگي
نوشين محجوبدر حالي كه تنشها درباره برنامه هستهاي ميان ايران و ايالات متحده به نقطه اوج خود رسيده، سومين دور مذاكرات غيرمستقيم نمايندگان تهران و واشنگتن روز پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴ (۲۶ فوريه ۲۰۲۶) در ژنو برگزار ميشود. مقامات ايراني از جمله عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان، در پست اخير خود در شبكه ايكس تأكيد كردهاند كه تهران با عزم جدي براي دستيابي به «توافقي عادلانه و منصفانه در كوتاهترين زمان ممكن» وارد اين گفتوگوها ميشود. عراقچي همزمان اين مذاكرات را «فرصت تاريخي» براي توافقي بيسابقه توصيف كرده و بر عدم پيگيري سلاح هستهاي از سوي ايران و حفظ حق بهرهبرداري صلحآميز از فناوري اتمي پافشاري كرده است، مشروط به اولويت واقعي ديپلماسي. مجيد تختروانچي، معاون وزير خارجه كشورمان نيز آمادگي كامل براي توافق سريع را اعلام كرده و گفته ايران با «صداقت كامل» به ميز مذاكره ميآيد، اما هشدار داده كه در صورت تجاوز، پاسخ دفاعي قاطع خواهد داد و پايان جنگ آسان نخواهد بود. اين در حالي است كه دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا، ديپلماسي را ترجيح ميدهد اما با استقرار بيسابقه نيروهاي نظامي – شامل ناو هواپيمابر جرالد فورد و انبوه جنگندهها و بمبافكنها در منطقه – فشار حداكثري اعمال كرده و مدعي است كه بدون تعهد صريح ايران به عدم ساخت سلاح هستهاي، عواقب سنگيني در انتظار خواهد بود.در اين ميان حضور رافائل گروسي، مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، در حاشيه مذاكرات ميتواند جنبههاي فني و راستيآزمايي توافق احتمالي را تقويت كند، هرچند برخي به مواضع پيشين گروسي نسبت به برنامه هستهاي ايران با ترديد مينگرند. در همين راستا و با بررسي آخرين تحولات ديپلماتيك و نظامي منطقه، روزنامه «اعتماد» با غلامرضا كريمي، دانشيار گروه روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي، مصاحبه كرده است. مشروح گفتوگو در ادامه:
غلامرضا كريمي، استاد روابط بينالملل در پاسخ به سوال «اعتماد» مبني بر نتايج احتمالي رايزنيهاي ژنو با لحاظ كردن اظهارات وزير خارجه كشورمان به «اعتماد» گفت: در حال حاضر و در آستانه دور سوم رايزنيها در ژنو منطقه خاورميانه در آستانه يكي از مهمترين نقاط عطف تاريخي خود قرار دارد. در مقطع كنوني، ايران پيشنويس توافقي را تهيه كرده و آن را از طريق دكتر علي لاريجاني به ميانجي مذاكرات - يعني وزير امور خارجه سلطاننشين عمان - تسليم نموده تا به طرف امريكايي ارايه شود. اين پيشنويس، كاملا منطبق با مواضع رسمي ايران، صرفا بر دو محور «برنامه صلحآميز هستهاي» و «رفع تحريمها» متمركز است.در مقابل، رسانههاي غربي و مقامات امريكايي اصرار دارند كه دامنه مذاكرات به موضوعات موشكي و مسائل منطقهاي نيز گسترش يابد. مارك روبيو، وزير امور خارجه ايالات متحده، بهطور صريح بر چهار محور به عنوان شروط هرگونه توافق تأكيد ورزيده است: برنامه هستهاي، توان موشكي (بهويژه برد موشكها)، گروههاي نيابتي منطقهاي و همچنين تبعات حوادث خشونتبار روزهاي ۱۸ و ۱۹ ديماه.از اينرو، شاهد وجود شكاف بنيادين يا به تعبيري «بنبست طبيعي» در مسير مذاكرات هستيم؛ وضعيتي كه در آن مذاكرات بهصورت رسمي قطع نميشود، اما به مرحلهاي ميرسد كه طرفين به اين ارزيابي ميرسند كه ادامه مسير شايد امكانپذير نباشد. اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به خطوط قرمز ايران ادامه داد: جمهوري اسلامي ايران از همان ابتداي روند، به صراحت اعلام كرده كه موضوع توان موشكي و فعاليتهاي منطقهاي، خطوط قرمز مذاكرات به شمار ميروند. غنيسازي اورانيوم نيز موضوعي مرتبط با عزت و غرور ملي ايرانيان توصيف شده كه طي دو دهه گذشته هزينههاي سنگيني براي حفظ آن پرداخت شده است.درك دقيق موضع ايران مستلزم توجه به مفهوم «روحيه و اراده ملي» است كه يكي از عوامل بسيار تعيينكننده در معادلات قدرت به شمار ميرود. ايرانيان بر اين باورند كه توان موشكي، هسته اصلي بازدارندگي آنها در برابر تهديدات خارجي است و هيچ توافقي نميتواند اين توان را از ميان بردارد. كريمي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثير آرايش نظامي امريكا در خاورميانه بر دور سوم رايزنيها خاطرنشان كرد: با وجود استقرار گسترده تجهيزات نظامي ايالات متحده در منطقه و اظهارات آقاي ترامپ مبني بر اينكه در صورت عدم حصول توافق، وارد «فاز دوم» خواهد شد - فازي كه براي ايران بسيار دشوار خواهد بود و همان رويكردي است كه از آن به «ديپلماسي اجبار» ياد ميشود - پافشاري ايران بر خط قرمز موشكي، تصميمي تاكتيكي نيست؛ بلكه ريشه در نياز واقعي به حفظ بازدارندگي دارد.تحليلهاي فني نيز نشان ميدهد كه پيشنهاد امريكا براي محدود كردن برد موشكهاي ايران به ۳۰۰ كيلومتر، با هدف تأمين امنيت پايگاههاي امريكايي نيست؛ زيرا تقريبا تمامي پايگاههاي ايالات متحده در منطقه در همين شعاع قرار دارند. هدف اصلي، خلع سلاح راهبردي ايران در برابر اسراييل است؛ كشوري كه فاصله جغرافيايي آن با ايران بين ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ كيلومتر است. پذيرش چنين محدوديتي به معناي از دست رفتن توان بازدارندگي در قبال اسراييل خواهد بود؛ واقعيتي كه در جريان درگيري ۱۲ روزه به روشني اثبات شد و نشان داد اسراييل قادر به تحمل هزينههاي حملات ايران نيست.او در ادامه تاكيد كرد: در اين مرحله از مذاكرات، چندين مساله متناقض و متعارض بهطور همزمان مطرح است:
۱. ايران با راهبردي دوگانه وارد اين فرآيند شده است: از يك سو آمادگي كامل خود را براي دفاع در برابر هرگونه تجاوز اعلام كرده و از سوي ديگر، پيشنهادهاي جدي و عملي براي دستيابي به توافق ارايه داده است.
۲. شكاف عميقي ميان مواضع اعلامي ايالات متحده و خواستههاي واقعي آن وجود دارد. بخشي از تيم (مانند ويتكاف و كوشنر) به دنبال به ثمر رساندن مذاكرات هستند، در حالي كه تندروها - كه عمدتا تحت تأثير لابي اسراييلي قرار دارند - بر مواضع حداكثري اصرار ميورزند. اين دوگانگي درونتيمي در دولت ترامپ، پيشبيني نتيجه مذاكرات را بسيار دشوار ساخته است.
۳. عامل زمان از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. نيمي از توان هوايي ايالات متحده به منطقه منتقل شده و اين امر نشاندهنده آن است كه دور كنوني مذاكرات، آخرين فرصت ديپلماتيك پيش از تكميل كامل آرايش نظامي امريكا به شمار ميرود.بنابراين، انتظار ميرود پس از پايان دور سوم مذاكرات، شاهد تحولات بزرگتر و تعيينكنندهتري باشيم.كريمي در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره سناريوهاي احتمالي پس از آزمون ديپلماسي در ژنو نيز تاكيد كرد: سناريوي نخست: دستيابي به توافق هستهاي محدود، به باور اين كارشناس در اين سناريو، پيشنويس ارايهشده از سوي ايران به اندازه كافي براي ايالات متحده جذاب و قانعكننده است تا امريكا از اصرار بر گنجاندن موضوعات موشكي و منطقهاي در مذاكرات صرفنظر كند. نتيجه اين امر ميتواند دستيابي به توافقي محدود به برنامه هستهاي و رفع بخشي از تحريمها باشد، بدون ورود به حوزههاي خط قرمز ايران. او در ادامه افزود: سناريوي دوم: بنبست و تشديد بحران است. به باور اين كارشناس اگر ايالات متحده پس از دريافت پيشنويس ايران همچنان بر گسترش دامنه مذاكرات به موضوعات موشكي و منطقهاي پافشاري كند و جمهوري اسلامي ايران اين درخواست را نپذيرد، مذاكرات به بنبست خواهد رسيد. در اين حالت، با تكميل آرايش نظامي امريكا در منطقه تا تاريخ ۲۵ اسفندماه، احتمال اقدام نظامي ايالات متحده عليه ايران بهطور جدي افزايش خواهد يافت و بحران به سطحي بالاتر و خطرناكتر كشيده ميشود.به باور كريمي سناريوي سومِ توافق موقت يا چارچوب اعتمادسازي است. بدين معنا كه هرچند جمهوري اسلامي ايران بهطور رسمي اعلام كرده كه چنين سناريويي را نميپذيرد، اما ماهيت و روند كنوني مذاكرات به گونهاي است كه امكان دستيابي به يك توافق موقت يا چارچوبي حداقلي براي اعتمادسازي را نيز منتفي نميسازد. اين گزينه ميتواند به عنوان راهي براي جلوگيري از فروپاشي كامل فرآيند و خريد زمان براي طرفين در نظر گرفته شود.بنابراين، با توجه به پيچيدگيهاي موجود، نتيجه دور سوم مذاكرات ميتواند يكي از اين سه مسير را رقم بزند كه هر يك پيامدهاي راهبردي، امنيتي و اقتصادي متفاوتي براي ايران، منطقه و بازيگران بينالمللي به همراه خواهد داشت.اين استاد دانشگاه درباره حضور احتمالي رافايل گروسي در نشست ژنو و تاثير مواضع او بر روند رايزنيها نيز به «اعتماد» گفت: حضور مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، رافائل گروسي، در مذاكرات را ميتوان در دو سطح فني و سياسي مورد بررسي قرار داد.به باور اين استاد دانشگاه از منظر فني، حضور گروسي ميتواند زمينهساز كاهش تنشها باشد؛ زيرا آژانس يك نهاد تخصصي و فني است و قادر به ارايه راهحلهاي عملي براي مسائل پيچيده هستهاي ميباشد. خود مديركل آژانس نيز بارها تأكيد كرده است كه چندين راهحل فني به طرفين پيشنهاد داده و تلاش دارد مذاكرات را به سمت موضوعات ملموس، عملياتي و قابل اجرا هدايت كند. اين راهحلها ميتواند شامل چارچوبهاي نظارتي، سازوكارهاي راستيآزمايي قوي، و روشهاي شفافسازي در خصوص مواد و تأسيسات هستهاي باشد.كريمي در ادامه تاكيد كرد كه از ديدگاه تهران، دستيابي به تفاهمات فني مناسب با آژانس ميتواند مبناي محكمي براي پيشبرد مذاكرات سياسي فراهم آورد و به عنوان پايهاي قابل اعتماد براي توافق گستردهتر عمل كند.اين استاد دانشگاه همچنين يادآور شد كه حضور گروسي از منظر سياسي نيز با اهميت است. به باورش با توجه به مواضع پيشين گروسي - بهويژه در جريان درگيري ۱۲ روزه كه بدبينيهاي جدي نسبت به عملكرد او در داخل ايران ايجاد شد - و همچنين برخي گزارشهاي تند آژانس كه به تشديد تنشها و حتي زمينهسازي براي اقدام نظامي عليه تأسيسات هستهاي ايران نسبت داده شده، نگرانيهايي جدي وجود دارد. از همين رو يكي از اصليترين نگرانيها آن است كه اطلاعات حاصل از بازرسيهاي آژانس - مشابه آنچه در سال ۱۹۹۸ در عراق رخ داد - ممكن است توسط ايالات متحده و اسراييل براي هدفگيري دقيقتر تأسيسات ايران مورد بهرهبرداري قرار گيرد.به همين دليل، در داخل هيات حاكمه ايران، بهويژه در مجلس شوراي اسلامي، نگرانيهايي نسبت به گسترش سطح گفتوگوها و همكاري با آژانس وجود دارد.اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اظهارات اخير آقاي گروسي تاكيد كرد كه مواضع او در اين بازه زماني نيز چالشبرانگيز بوده؛ از جمله تأكيدش بر لزوم بازرسي از تأسيسات آسيبديده فردو، نطنز و اصفهان با اين استدلال كه «براي رسيدن به توافق بايد بررسي شود چه چيزي در آنجا وجود دارد و در چه وضعيتي است». در مقابل، جمهوري اسلامي ايران اعلام كرده است كه به دليل حملات غيرقانوني ايالات متحده به اين سايتها، اجازه بازرسي از اين سه تأسيسات را نخواهد داد و همچنان بر خطوط قرمز امنيتي خود پافشاري ميكند.او در ادامه خاطرنشان كرد: نكته مهم ديگر، محدوديت شديد زماني است؛ در حالي كه توافقي كه در حال پيگيري است، بسيار پيچيده و چندلايه ميباشد.كريمي در پاسخ به سوال «اعتماد» مبني بر اينكه گزارههاي فوق تا جه اندازه فرصت است و چه پيامي را مخابره ميكند، خاطرنشان كرد: در اين شرايط، حضور مديركل آژانس در اتاق مذاكرات دو پيام اصلي دارد: نخست، تمركز مذاكرات بر موضوع هستهاي است؛ اين امر ميتواند به عنوان يك دستاورد مهم براي ايران تلقي شود، زيرا ايالات متحده پذيرفته است كه وارد موضوعات موشكي و منطقهاي نشود.از سوي ديگر، خطري نيز وجود دارد: گروسي ظاهرا تمايل دارد براي دوره بعدي دبيركلي سازمان ملل متحد نامزد شود و به همين دليل ممكن است در حين مذاكرات، در فضاسازيهاي رسانهاي و سياسي غرب عليه ايران نقش ايفا كند.بنابراين، حضور وي ميتواند به مثابه يك «شمشير دولبه» عمل كند.با اين حال به باور كريمي در شرايط كنوني، رويكرد ايران بر اين است كه نقش فني و تخصصي آژانس را برجسته و متمركز سازد و از مديركل آژانس صرفا به عنوان يك تسهيلگر فني در روند مذاكرات بهره ببرد، نه بيش از آن. اين كارشناس ارشد روابط بينالملل در ادامه ضمن اشاره به تمركز گسترده نيروهاي نظامي ايالات متحده در منطقه - خاطرنشان كرد كه عليرغم حضور گسترده نظامي ايالات متحده كه شامل دو ناو هواپيمابر، هفده فروند كشتي جنگي، صدها هواپيماي جنگي و هزاران نيروي نظامي امريكايي است- و تعيين بازه زماني ۱۰ تا ۱۵ روزه از سوي آقاي ترامپ براي تعيين سرنوشت مذاكرات همچنان نقش بسيار مهمي ايفا ميكند.از منظر كريمي واقعيت آن است كه در كاخ سفيد و پنتاگون نگرانيهاي جدي نسبت به پيامدهاي هرگونه اقدام نظامي عليه ايران وجود دارد. براي نمونه، ژنرال مارك ميلي (رييس پيشين ستاد مشترك ارتش) و ژنرال چارلز براون (رييس كنوني ستاد مشترك) در گزارشها و اظهارات خود هشدار دادهاند كه هرگونه عمليات نظامي عليه ايران با چالشهاي بسيار جدي مواجه خواهد شد.اين استاد دانشگاه در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چرايي اين نگرانيها خاطرنشان كرد: اين نگرانيها عمدتا بر سه محور اصلي استوار است:
۱. كاهش شديد ذخاير مهمات و تسليحات ايالات متحده به دليل حمايتهاي گسترده از اوكراين و اسراييل؛ بهگونهاي كه تنها در جريان درگيري ۱۲روزه، حدود ۲۵ درصد از ذخاير موشكهاي رهگير امريكا مصرف شده است.
۲. احتمال وارد آمدن تلفات انساني سنگين و درگيري طولانيمدت كه ميتواند ايالات متحده را در باتلاقي مشابه جنگ ويتنام گرفتار سازد.
۳. نگراني از واكنشهاي قاطع و گسترده جمهوري اسلامي ايران؛ از جمله هدف قرار دادن پايگاههاي نظامي امريكا در منطقه و زيرساختهاي حياتي انرژي كه ميتواند تبعات گسترده اقتصادي و امنيتي براي ايالات متحده و متحدان آن به همراه داشته باشد.
در نتيجه، دو ديدگاه متضاد در تيم تصميمگيري آقاي ترامپ مشاهده ميشود: از يك سو، افرادي همچون جرد كوشنر و استيو ويتكاف بر لزوم اختصاص فرصت بيشتر به مسير ديپلماتيك تأكيد دارند.از سوي ديگر، لابيهاي نزديك به اسراييل و سناتورهاي تندرو - از جمله ليندزي گراهام - آقاي ترامپ را به اتخاذ اقدام نظامي ترغيب ميكنند.با اين حال به باور كريمي مهمترين عامل در محاسبات كنوني ترامپ، توان بازدارندگي واقعي ايران است. زرادخانه موشكي ايران، توانايي پاسخدهي سريع و دقيق پس از آغاز هرگونه درگيري، و بهويژه قابليت كنترل و تهديد تنگه هرمز به عنوان يكي از حساسترين نقاط استراتژيك جهان، نگراني جدي براي تصميمگيران امريكايي ايجاد كرده است.از اينرو، به نظر ميرسد آقاي ترامپ ضمن تقويت حضور نظامي و تجهيزات بيشتر به منظور بهرهگيري از گزينه نظامي به عنوان اهرم فشار حداكثري، همزمان نگران آن است كه هرگونه ماجراجويي نظامي به باتلاقي تبديل شود كه هزينههاي سياسي، اقتصادي و انساني آن براي او - كه با شعار خروج امريكا از جنگهاي بيپايان و تمركز بر اقتصاد داخلي به قدرت رسيده بود - بسيار سنگين خواهد بود.اين استاد دانشگاه در ادامه يادآور شد: با توجه به شخصيت غيرقابل پيشبيني ترامپ، فشارهاي شديد نتانياهو و لابي قدرتمند اسراييل، و تأثيرگذاري تصميمات لحظهاي او، ميتواند دور سوم مذاكرات (كه روز پنجشنبه برگزار خواهد شد) را آخرين و تعيينكنندهترين فرصت ديپلماتيك پيش از بسته شدن كامل پنجرههاي ديپلماسي دانست. كريمي در پاسخ به سوال ديگر «اعتماد» درباره كاهش محبوبيت ترامپ و تاثير آن بر كنشش در ارتباط با ايران نيز گفت: نظرسنجي مشترك واشنگتنپست و ايبيسي نيوز نشان ميدهد كه تنها ۳۹ درصد از امريكاييها عملكرد وي را تأييد ميكنند و ۶۰ درصد ديدگاه منفي نسبت به آن دارند. اين وضعيت، به ويژه در آستانه سخنراني وضعيت سالانه (State of the Union) رييسجمهور، از اهميت بالايي برخوردار است و نشاندهنده افت قابل توجه محبوبيت او ميباشد.علاوه بر اين، شكاف عميقي در كنگره عليه هرگونه ماجراجويي نظامي شكل گرفته است. بدين معنا كه چاك شومر، رهبر اقليت دموكرات در سنا، به صراحت اعلام كرده كه دولت ترامپ بايد اهداف و دلايل خود را به روشني بيان كند . جك ريد، عضو ارشد كميته نيروهاي مسلح سنا، نيز هشدار داده است كه حمله پيشدستانه عليه ايران يك اشتباه راهبردي با عواقب غيرقابل كنترل خواهد بود و تأكيد كرده كه آغاز جنگ آسان است، اما پايان دادن به آن بسيار دشوار خواهد بود.حال به باور كريمي در شرايط كنوني، عليرغم وجود گزينههاي نظامي متعدد، اولويت همچنان ديپلماسي است. اين گزينه ميتواند نيازهاي ترامپ را نيز برآورده سازد، مشروط بر آنكه ايالات متحده بتواند دستاوردي ملموس و قابل ارايه به افكار عمومي امريكا به دست آورد. ترامپ ميتواند چنين توافقي را به عنوان يك پيروزي تاريخي براي خود قلمداد كند؛ توافقي كه از منظر وي، ايران را از دستيابي به سلاح هستهاي دور نگه دارد و همزمان ادعا كند كه بدون شليك حتي يك گلوله از وقوع جنگ جلوگيري كرده است. به باور اين استاد دانشگاه، چنين توافقي بايد سه كاركرد حياتي براي ترامپ داشته باشد:
۱. خروج از بحران نظامي كه هزينههاي سياسي و اقتصادي سنگيني به همراه دارد؛
۲. ارايه دستاوردي ملموس و جذاب به افكار عمومي امريكا، به ويژه به رأيدهندگان مستقل كه از اقدامات وي سرخورده شدهاند؛
۳. بازسازي وجهه خود به عنوان رهبري صلحساز كه از جنگ اجتناب كرده است.
بنابراين، در وضعيت موجود، دو روند به ظاهر متضاد بايد با يكديگر آشتي داده شوند تا توافقي حاصل گردد: از يك سو، تأمين نيازهاي سياسي و فروشندگي براي ترامپ، و از سوي ديگر، حفظ عزت ملي، خطوط قرمز و توان بازدارندگي براي ايران. مذاكرات امروز (پنجشنبه) مشخص خواهد كرد كه آيا ترامپ مسير پرهزينه جنگ را انتخاب ميكند يا با پذيرش يك توافق محدود، قمار خود را بر روي برگ برنده ديپلماتيك خواهد گذاشت. نتيجه اين دور از مذاكرات ميتواند سرنوشتساز باشد و تأثيرات گستردهاي بر روابط دوجانبه، ثبات منطقه و حتي جايگاه داخلي ترامپ داشته باشد. كريمي در ادامه اين مصاحبه و در پاسخ به كنش احتمالي اسراييل نيز گفت: در شرايط كنوني نوعي شوك و نگراني عميق در محافل سياسي و امنيتي اسراييل ايجاد شده است. مقامات و تحليلگران اسراييلي هرگونه توافق احتمالي با ايران را نشانهاي از ضعف ايالات متحده و فريب استراتژيك از سوي تهران تلقي ميكنند كه هدف اصلي آن خريد زمان است.از منظر او چند عامل بنيادين در شكلگيري اين ديدگاه نقش دارند: نخست، بدبيني عميق اسراييل نسبت به ديپلماسي با ايران است. نتانياهو بارها تأكيد كرده كه به هيچ توافقي با جمهوري اسلامي ايران اعتماد ندارد و هر نوع توافق را ذاتا دروغين و فريبآميز ميداند. از نظر او، هر توافق پايدار بايد به توقف كامل غنيسازي اورانيوم، خروج كامل تمامي مواد غنيشده از خاك ايران و محدود شدن برد موشكهاي بالستيك ايران به حداكثر ۳۰۰ كيلومتر (بهگونهاي كه توانايي هدفگيري اسراييل را از دست بدهد) منجر شود.دوم، محدوديتهاي عملياتي اسراييل و وابستگي راهبردي آن به ايالات متحده است. اسراييل به تنهايي قادر به رويارويي نظامي موثر و پايدار با ايران نيست و از اينرو نياز مبرم به حمايت و مشاركت امريكا دارد. به همين دليل، تلاش ميكند ايالات متحده را به عنوان پيشقراول هرگونه اقدام نظامي عليه ايران قرار دهد تا هزينههاي سنگين انساني، مالي و راهبردي مقابله با ايران عمدتا بر دوش امريكا قرار گيرد.سوم، وضعيت كنوني اسراييل است كه آمادگي لازم براي ورود به يك جنگ جديد و گسترده را ندارد؛ زيرا ذخاير سامانههاي پدافند موشكي آن بهشدت كاهش يافته و تمايلي به درگيري مستقيم و مستقل با ايران نشان نميدهد. حال به باور اين استاد دانشگاه در صورتي كه دولت ترامپ از مسير جنگ اجتناب ورزد، نه تنها اسراييل، بلكه لابيهاي قدرتمند اسراييلي در واشنگتن آرام نخواهند نشست و فشارهاي خود را از چندين كانال موازي ادامه خواهند داد: فشار سياسي بر آقاي ترامپ براي سختتر كردن شروط توافق و اصرار بر گنجاندن موضوعات موشكي و منطقهاي در هر متن توافقي احتمالي؛ فشار عملياتي از طريق تشديد حملات عليه متحدان ايران - بهويژه حزبالله - به منظور تضعيف شبكه بازدارندگي ايران؛ تهديد اقدام نظامي مستقل؛ اسراييل اعلام كرده است كه در صورت دستيابي به توافقي كه از نظر خود «نامناسب» باشد، ممكن است بهطور يكجانبه دست به اقدام نظامي بزند.
كريمي در پاسخ به سوال آخر «اعتماد» درباره احتمالي دستيابي طرفين به توافقي كه ميتواند تكرار برجام باشد نيز گفت: در صورتي كه توافقي حاصل شود، با توجه به توانايي ويژه دونالد ترامپ در روايتسازي و ايجاد يك روايت قابل قبول در جامعه امريكا، او ظرفيت لازم را دارد تا جبهههاي داخلي را متقاعد سازد. اين امر به ويژه با در نظر گرفتن هزينههاي سرسامآور استقرار نظامي در خاورميانه مطرح است و ترامپ ميتواند توجيه كند كه چگونه به سمت توافق روي آورده است.نخست، ترامپ استدلال خواهد كرد كه هزينههاي انجامشده، نوعي سرمايهگذاري براي بازدارندگي بوده است، نه براي جنگ؛ يعني حضور ناوهاي هواپيمابر و دهها هواپيماي جنگي به منظور اجبار به صلح و پيشگيري از درگيريهاي پرهزينه طراحي شده بود. اكنون كه توافق حاصل شده، اين رويكرد از طريق «ديپلماسي اجبار» به نتيجه رسيده است.نكته بعدي، بهرهبرداري ترامپ از برگ برنده عمليات ونزوئلا براي عاديسازي رويكرد نظامي خود است. عمليات موفق و برقآساي كاراكاس - كه منجر به ربودن نيكلاس مادورو شد - را برجسته خواهد كرد تا تأكيد كند كه ايالات متحده به دنبال عملياتهاي سريع، كمهزينه و موثر است. اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: علاوه بر اين، ترامپ وضعيت خود را با جنگهاي جورج بوش و باراك اوباما مقايسه خواهد كرد و تأكيد ميكند كه او برخلاف پيشينيان عملياتهاي محدود و هوشمند انجام ميدهد. در نتيجه، ترامپ توانايي آن را دارد كه اگر توافقي به دست آيد، آن را به عنوان دستاوردي قابل فروش به افكار عمومي امريكا ارايه دهد و به عنوان پيروزي تاريخي خود قلمداد كند.
سایر اخبار این روزنامه
«نه» به جنگ
ژنو، تلاقي ديپلماسي و بازدارندگي
زخمهاي جامعه را بايد درمانكنيم
سكوت به سبك اعتراض
تغيير، يك خواست ملياست
بودجه سال آينده فاقد ظرفيتمديريت بحراناست
ارزيابي استراتژيك دكترين نظامي ايران
وكيل؛ مدافع حق يا مدافع دعوا؟
ضرورت پیگیری ديپلماسي پيشگيرانه
تنها در سرماي سيبري
رهگذار تخيل به خودباوري
وقتي خدا لبخند ميزند
ارزيابي استراتژيك دكترين نظامي ايران
وكيل؛ مدافع حق يا مدافع دعوا؟
ضرورت پیگیری ديپلماسي پيشگيرانه

