روزنامه فرهیختگان
1396/06/01
مهران مدیری ادا در نمی آورد
با تصویری که از روزهای اول فروش فیلم «ساعت 5 عصر» در ذهن داشتم، تصور میکردم که به سختی بتوان یک صندلی خالی برای اولین فیلم سینمایی مهران مدیری پیدا کرد؛ یک ساعت قبل از اکران در سانس موردنظر، وارد سایت میشوم تا بلیت اینترنتی رزرو کنم اما با کمال تعجب میبینم که در یک سالن 600 نفره سینما در مرکز شلوغترین شهر ایران من پنجمین نفر و احتمالا آخرین نفر در آن سانس بودم که قرار بود به تماشای این فیلم بنشیند. نقدهای فنی بسیاری تاکنون بر فیلم«ساعت 5 عصر» نوشته شده و عمدتا هم به موارد مشابهی اشاره کردهاند که مهمترین آن ریتم فیلم است. ریتم در قسمتهای ابتدایی و میانی فیلم کند است؛ بهویژه آن که روابط علت و معلولی فیلم از چنان پیچیدگی هم برخوردار نیستند که نیاز به درنظر گرفتن زمانی برای هضم از سوی مخاطب داشته باشند. همین مساله باعث میشود تا موقعیتهایی مانند سکانسهای مربوط به بهشتزهرا به جای تحریک استرس مخاطب به موقعیتهایی خنثی و گاه حتی ملالآور تبدیل شوند و اثر تعلیقهای لحظهای و حتی تعلیق کلی برای انتهای فیلم بسیار کمرنگ شود. این موضوع از سوی دیگر سبب شده تا مساله رسیدن پرهام به قرار اداری در «ساعت 5 عصر» برای مخاطب آنچنان پررنگ نشان داده نشود و به تبع، مساله نقش اول فیلم نتواند به صورت جدی به مساله مخاطب تبدیل شود و او را با خود همراه سازد. پرهام، یک وکیل و شخصی بسیار مسئولیتپذیر است که نمیتواند روی اتفاقات پیرامون خود چشم ببندد و به سادگی از کنار آنها عبور کند؛ وکیلی که باید تاوان بیمسئولیتی دیگران را هم پرداخت کند. به نظر نگارنده کندی ریتم آگاهانه است؛ با تاملی در قسمتهای مختلف فیلم این نکته دریافت میشود که در جاهایی مانند پرداخت شارژ کلیه واحدها یا سکانسهای مربوط به پرستار خانم در بیمارستان که قصه فیلم به انسانهای مسئولیتپذیر میرسد ریتم، سرعت بیشتری به خود میگیرد و در برخورد با انسانهای بیمسئولیت ریتم کندتر میشود. در واقع این انسانهای مسئولیتپذیر هستند که فیلم را به جلو میبرند. با همه اینها باید گفت که «ساعت 5 عصر» نتوانسته یک تجربه سینمایی جدی را برای مدیری رقم بزند. نماهایی که از فضاهای خارجی گرفته شدهاند اکثرا نماهای بستهای هستند که در سایر آثار غیرسینمایی کارگردان هم معمولا تکرار شدهاند و کادر جزئیات زیادی را دربر نمیگیرد. در نماهای شلوغ هم آدمها یا در حالت سکون هستند و کنش خاصی ندارند یا کنشهایشان تحتالشعاع عواملی مانند اشیا و شرایط فیزیکی لوکیشن قرار میگیرد. برای نمونه میتوان به سکانسی در ابتدای فیلم اشاره کرد که در جلوی آپارتمان دعوا رخ میدهد و دوربین از جایی مانند پارکینگ بیرون را نگاه میکند، افراد حاضر در صحنه زیاد هستند اما تابش نور خورشید از بیرون به داخل همه چیز را در خود محو و زحمت کارگردان را کم کرده است. آدمهایی که برخی سکانسها مانند درون مترو را شلوغ کردهاند حساب نشده جلوی دوربین ریخته شدهاند و فقط یک فرم کلی از شلوغی را برای مخاطب به تصویر میکشند؛ از تخصصهای خیرهکننده محمود کلاری هم در این فیلم استفاده چندانی نشده است؛ قامت محمود کلاری بسیار بلندتر از نماهای طراحی شده برای این فیلم متصور مینماید و اساسا هر فیلمبردار معمولی دیگری هم از عهده چنین نماهایی میتوانست برآید. شاید نقطه اوج کارگردانی فیلم را بتوان در سکانسی که اتومبیل وارد مغازه میشود و شیشه را درهم میشکند دانست. پایان فیلم هم اگرچه ایده خوبی دارد، اما به خوبی پرورانده نشده است و چرایی تشویقها مبهم به نظر میرسد. «ساعت 5 عصر» توانسته «بیشترین فروش در نخستین روز اکران» را در سینمای ایران به خود اختصاص دهد که از این موضوع میتوان انتظار قبلی مخاطبان برای اکران اولین فیلم سینمایی کارگردان را نتیجه گرفت؛ نام کارگردان و سابقه آثار او قطعا در ثبت این رکورد نقش بسزایی داشته است. همچنین ثبت رکورد «بیشترین رزرو آنلاین بلیت» نشان میدهد که اکثر مخاطبان به صورت هدفمند برای دیدن فیلم تصمیمگیری کردهاند. مهران مدیری همیشه خودش است و هیچ گاه به دنبال ادا درآوردن نبوده و نیست. شاید یک علت پیچیده نبودن کاراکترها و کنشهایشان هم همین باشد که او برای مخاطب خود ارزش قائل است و نمیخواهد مهارتهای کارگردانی خود را با سردرگم کردن مخاطب به اثبات برساند و با آنها فخر بفروشد. منطقی به نظر نمیرسد که تصور کنیم کارگردان آثار نسبتا موفقی مانند «مرد هزار چهره» و سریال «شبهای برره»، درکی از پروراندن شخصیتها نداشته باشد. به همه این موارد باید برخورد محتاطانه کارگردان در جذب مخاطب عام برای اولین اثر سینمایی خود را هم اضافه کرد. «ساعت 5 عصر» با همه ضعفها و قوتها یک فیلم شریف است؛ نقدی است اجتماعی که نمیخواهد سیاهنمایی کند و با به رسمیت شناختن ساختارها، مانند سایر آثار کارگردان گوشهای از مشکلات جامعه ایرانی را با صراحت بیان میکند. با توجه به استقبال گسترده مردم از این فیلم باید منتظر اثر بعدی این کارگردان بود تا بتوان تواناییهای کارگردانی سینمایی او را با دقت بیشتری به قضاوت نشست؛ بهخصوص آن که خود کارگردان از جدی بودن فیلم بعدیاش پیشاپیش خبر داده است.
