روزنامه شرق
1396/09/14
احياگر اخلاق و خردگرايي
محمدبنعبدالله(ص) شخصيتي است ويژه که در تاريخ بشري نیز هويتي ويژه را بنيان نهاد؛ هويتي که جهان و تمدني نو ساخت و انساني ديگر آرزو داشت. انسان محمدي(ص) انساني سخت دستنيافتني بود، چرا که متخلقي خردگرا و متعقلي اخلاقگرا بود. اين عزيز بيش و پيش از هر چيز، به دو مقوله مهم اهتمام ميورزيد: اخلاقگرايي و خردگرايي؛ دو گوهر عزيزي که در جهان اسلام آوردهاند. انسان تراز اخلاقي: اهتمام محمدبنعبدالله(ص) به اخلاقگرايي را ميتوان در سيره عملي ایشان که پيشاوحي است و در آموزههاي پساوحي او بهخوبي ديد. ایشان پيش از وحي در ميان جامعه خويش چنان جايگاه اخلاقيای داشت که به انسانی امين شهرت داشت و فردی معتمد بود.امام علي(ع) در اشاره به شخصيت اخلاقي پيشاوحي محمدبنعبدالله(ص) ميگويد: «لقد قرنالله به (صلياللهعليه) من لدن أن كان فطيما أعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم، و محاسن أخلاق العالم ليله ونهاره/ از همان زمان که رسول خدا را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور کرد تا شب و روز او را به راههاي بزرگواري و درستي و اخلاق نيکو سوق دهد». امام صادق(ع) همين سخن را به بياني ديگر دارد: «ان الله ادب محمداً فاحسن تأديبه./ خداوند محمد (ص) را ادب کرد و چه خوب او را تربيت کرد».در پس وحي نيز همين ويژگي رو به تعالي مينهد و خداوند او را اسوه اخلاقي معرفي ميکند. در وحي حتي آنگاه که سخن از عبادات قالبي نيز به ميان ميآيد، رسيدن به اخلاق هدف قرار داده ميشود و نماز و بسياري از ديگر عبادات خدمتگزار اخلاق ميشوند.
انسان تراز خردگرايي: يکيديگر از ويژگيهاي انسان تراز در جهان و تمدن محمدي(ص) انسان خردگراست که حياتش را بايد وقف حرکت به سمت خردگرايي کند. اين ويژگي هم در سيره عملي پيشاوحي آن عزيز نمايان است و هم در گزارههاي پساوحي ایشان بهخوبي قابلمشاهده است. وحي که رهاورد اوست، در موارد فراواني مخاطبانش را به تفکر و تعقل دعوت کرده است و نهيب ميزند که چرا خرد نميورزيد.وقتي سخن از «افلاتعقلون» و «افلاتتفكرون» به میان میآید، يعني انسان تراز محمدي(ص) بايد خردگرا باشد و به عقلانيت توجه جدي داشته باشد.اين اهتمام به تعقل و خردگرايي تا بدان جاست که مولوي از زبان پيامبر ميگويد اگر عاقلي به اين خطاي فاحش –ناسزاگويي- بپردازد، بخشيدني است. در مقابل، حضرت -به بيان مولوي- چنان از حماقت و احمقان دوري ميجويد که ميگويد: احمق ار حلوا نهد اندر لبم/ من از آن حلواي او اندر تبم.
حماقت که غروب عقلانيت و خردگرايي است آنچنان منفور اين عزيز است که حلوايش نيز تب ميآفريند.مسلمانان در جهان معاصر گرفتار غربت اين دو گوهر ناباند که به جان يکديگر افتادهاند و در حذف يکديگر ميکوشند. مسلماني که اخلاقش محمدي نيست و خِردش تناسبي با آن عزيز ندارد، روشن است که نميتواند ديگران را به رسميت بشناسد و ديگري را نيز با بهره از حقيقت بداند. اين انسان چون خوي محمدي ندارد و خرد او را درنيافته است حقيقت را به اندازه انديشههاي خويش کوچک و محدود ميکند و به نفي و طرد ديگران ميانديشد و بنيان حذف فيزيکي همنوعان دگرانديش را مينهد.
سایر اخبار این روزنامه
«16 آذر» متعلق به کیست
سرنوشت خونین عهدشکن
بقايي: دادگاه ما را علنی کنید تا مردم از اتهامات مطلع شوند
برخورد چکشی احمدینژاد پس از زلزله ورزقان
پايگاه اجتماعي ندارنداقدام قضائي را سياسي جلوه ميدهند
هيچ نيروي نظامي خارجيای نميتواند در خزر مستقر شود
مهدي جهانگيري به تهران منتقل شد
برخی جریانات، دیدگاه خود را عین منافع ملی میدانند
امام يک منتقد آرمانگرا و پيشران بود
«عصبانی نیستم» در اکران زمستانی
اروپا را به سمت آمریکا هل ندهیم
کدام ساختمان، کدام مقاومسازی؟
مثلث شوم
حساسیت معکوس!
احياگر اخلاق و خردگرايي

