روزنامه ایران
1396/10/18
دیگر صفحهها
<منظومه فکری آیتالله هاشمی> در گفتوگو با محمد سروش محلاتی / عالم عملگرامهسا رمضانی
در سالروز درگذشت آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی بر آن شدیم تا فارغ از بحثهای همیشگی در خصوص اقدامات سیاسی و اجرایی ایشان، به ابعاد فکریشان بپردازیم. از این رو، با حجتالاسلام محمد سروش محلاتی، استاد حوزه و دانشگاه، به گفتوگو نشستیم تا درباره مشی فکری آیتالله هاشمی از او بشنویم:
آیتالله هاشمی از نظر فکری متأثر از چه شخصیتهایی بود؟
آیتالله هاشمی در سنین نوجوانی به حوزه علمیه قم وارد شدند و شروع به تحصیلات دینی کردند. در آنجا در دهه دوم و سوم عمر خود تحت تأثیر سه شخصیت برجسته حوزه قرار گرفتند؛ آیتالله بروجردی، امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی. بدون شک آیتالله هاشمی متأثر از این سه شخصیت حوزوی است.
چه مشی و تفکری، آیتالله هاشمی را از دیگر علما متمایز میکرد؟
ایشان بحثهای حوزوی را مانند طلبههای دیگر دنبال کردند اما یک تفاوت آشکار با دیگر طلاب داشتند. پرسش اصلی برای آیتالله هاشمی، پرسشی متفاوت از دیگر علما بود. سؤال اصلی برای عالمان دینی معمولاً این است که بدانیم و بفهمیم دین چه میگوید. ولی پرسش اصلی آیتالله هاشمی این بود که ما در زمینه «عمل» با چه کمبودها و نقصهایی مواجه هستیم. لذا تأملات او از جنس تأملاتی در زمینه «مشکلات عملی» بود نه از نوع تأمل در «مشکلات نظری». در اینجا میتوانم مقایسه کوتاهی داشته باشم بین مرحوم هاشمی و شهید مطهری، این دو شخصیت برجسته بسیار به هم علاقهمند بودند ولی درگیری فکری آنان یکسان نبود؛ شهید مطهری، بیشتر به تأملات نظری علاقه داشت، بحثهای دقیق فلسفی را بجد دنبال میکرد و بهدنبال حل شبهات علمی بود ولی آیتالله هاشمی همواره بهدنبال بازکردن گرههای عملی بود و معتقد بود که ما بیش از آنکه شبهه علمی داشته باشیم با مشکلات عملی مواجه هستیم و باید برای آنها راهی پیدا کنیم.
مصداقهای عملگرایی ایشان را در کجا میبینید؟
آیتالله هاشمی وقتی وضع امت اسلامی را میبیند، درمییابد که امت اسلامی با یک مشکل عملی مواجه است و آن مسأله «فلسطین» است و در این راستا، کتابی ترجمه میکنند. در آن روزگار که ایشان دست به انتشار کتاب زد، ما در ادبیات انقلابی با نوعی خلأ مواجه بودیم و اقدام آیتالله هاشمی یک اقدام ابتکاری بود. مسأله فلسطین پیش از آن هم مطرح بود و بزرگانی در این زمینه اظهارنظر کرده بودند ولی آگاهی عمیق از «مسأله» منوط به این بود که ما ادبیات و منابع لازم را در این زمینه تولید کنیم. آیتالله هاشمی این مشکل را در جامعه اسلامی تشخیص میدهد و به جای اینکه به تألیفاتی بدون فایده و بیهدف بپردازد یا صرفاً به تکرار حرفهای پیشینیان بسنده کند، به سراغ یک مسأله جدی و حیاتی میرود.
نمونه دیگر اینکه، ما در جامعهای زندگی میکردیم که حکومتهای آن کاملاً تحت تأثیر نیروهای استبدادی از داخل و استعماری در خارج بودند. آیتالله هاشمی از آنجا که مشکلات عملی را بخوبی تشخیص میدهد، به سراغ کتاب دیگری در مورد «امیرکبیر» و مبارزات او با استعمار میرود.
واقعاً شگفتآور است که پنجاه سال پیش در حوزه علمیه، یک روحانی به سراغ چنین موضوعی برود. آیتالله هاشمی در آن زمان، رشته تحصیلیاش تاریخ نبود تا به اقتضای کار علمیش به چنین موضوعی بپردازد. او یک عالم دین بود و پرداختن به شخصیت امیرکبیر و برنامههای او ارتباط آشکار و واضحی با برنامههایی که یک عالم دینی دنبال میکند، ندارد. آیتالله هاشمی به سراغ این موضوع میرود، چون مسأله اصلی هاشمی این بود که «چه باید بکنیم؟» پاسخ به این سؤال را باید با بررسیهایی که در زمینه شخصیتهایی که برای اصلاح جامعه اقداماتی را انجام دادند، تحلیل کرد. در این فضا، امیرکبیر یکی از پیشگامان این اقدام است.
آیتالله هاشمی بهعنوان «نماد عقلانیت» شناخته میشود. این عنوان چرا و چگونه بر ایشان نهاده شد؟
به نظر میرسد تصمیمگیری و اظهارنظر انسانها تحتتأثیر علل و عوامل مختلفی است؛ برخی از افراد قضاوتهایشان جنبه احساسی و عاطفی دارد. برخی دیگر در اظهارنظرهای خود بیشتر از نصوص دینی بهره میگیرند؛ بخشهای زیادی از متدینان اینگونهاند، این گروه عمدتاً نصگرا بوده و به سنتهای گذشته اعتنا میکنند.
گروه دیگر، در برخورد با مسائل، پاسخها را براساس منافع بهدست میآورند و بهدنبال این هستند که کدام فکر برای آنان سود بیشتری دارد.
در میان این گرایشهای مختلف، گرایشهای دیگری هم وجود دارد، از آن جمله گرایشهایی است که به «عقل» توجه دارد. البته عقل در اینجا به معنای عقل صرفاً فلسفی نیست بلکه عقلی آمیخته با تجربه است؛ عقلی که میکوشد درک درست از واقعیتها داشته باشد. اگر مقصود چنین عقلی باشد؛ بله، آیتالله هاشمی واقعاً «نماد عقلانیت» در جامعه ما بود. ایشان در مقاطع مختلف چه قبل و چه بعد از انقلاباسلامی با جریانهایی که فاقد پایههای عقلانی بودند و بیشتر بر اساس شور و هیجان حرکت میکردند، کمترین همراهی را داشتند.
جنبه دیگر ماجرا این است که ایشان بهدلیل برخورداری از عقلانیت، از مجازاتها، کیفرها و برخوردهای تند دوری میکردند. اگر به خاطرات روزانه ایشان مراجعه کنیم موارد فراوانی هست که نشان از این امر دارد. این برخوردها که نشاندهنده نوعی درایت است در لابهلای خاطرات ایشان دیده میشود. برخلاف تصویری که از او بهعنوان یک انقلابی وجود دارد، در تصمیمگیریهایش شدت عمل کمتری دیده میشود.
جنبه سوم که به اعتقاد من از همه اهمیت بیشتری دارد این است که ایشان در حل معضلات به موضوع «مصلحت» توجه داشتند. اساساً مصلحت نه در فضای احساسات قابل طرح است و نه در فضای پایبندی به نصوص و نه در فضای جست و جوی منفعت. مصلحت فقط در فضای عقلانیت است که معنا و مفهوم مییابد.
چه قبل از مجمع تشخیص مصلحت و چه بعد از آن، آیتالله هاشمی یگانه شخصیتی بود که موضوع «مصلحت» را مورد توجه قرار میداد. در مسأله جایگاه مصلحت در نظام اسلامی ما نخست مدیون حضرت امام(ره) و در مرحله دوم مدیون آیتالله هاشمی هستیم؛ چون شخصیتهای دیگر، کمتر در این میدان حضور پیدا کردند و این دو بودند که این راه سخت و دشوار را هموار کردند.
امروز ما فهرست کاملی از آنچه آیتالله هاشمی در مجمع به اشکال مختلفی بر مبنای مصلحت به کار گرفتند در اختیار نداریم. ولی همه میدانند که اگرچه ایشان تنها بهعنوان یک عضو و البته مدیر در مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشته است اما بالاترین نقش را در بحث، بررسی و ارائه استدلالها داشتهاند.
ما دو نوع مصلحت داریم؛ نخست، مصلحت در قبال احکام شرعی است و دوم، مصلحت در مقام تصمیمگیری نسبت به مسائل اداره جامعه است که شرع هم نسبت به آن اظهارنظر خاصی ندارد؛ مثل اینکه با کدام کشور رابطه داشته باشیم. آیتالله هاشمی نسبت به بخش دوم حساسیت داشت و نمونه آن نامهای است که در اواخر عمر حضرت امام(ره) نوشتند و از ایشان درخواست کردند که مشکلاتی در جامعه وجود دارد و این مشکلات را باید حل کرد. آیتالله هاشمی چون مصلحت نظام را درک میکرد این موارد را با حضرت امام(ره) در میان میگذارد. شخصیتی که عقلانیتمحور باشد میتواند با مسائل، عقلانی برخورد کند، هاشمی از این امتیاز برخوردار بود تا بهدنبال حل عقلانی مسائل باشد.
میراث فکری آیتالله هاشمی برای امروز ما چیست؟
میراث اندیشهای آیتالله هاشمی از دو جنبه برای ما قابل بررسی است؛ نخست، مجموعهای از افکار و اندیشهها و دیدگاههای ایشان است که به صورت مکتوب و شفاهی ارائه شده است اما مهمتر از اینها، بخش دومی است که مربوط به روشهای فکر و اندیشه ایشان است. اگر ما بتوانیم آن روش را بیابیم، نوعی زایندگی و بالندگی را خواهیم داشت.
«عملگرایی» بهعنوان یک روش دارای چند ویژگی است، نخست اینکه، آیتالله هاشمی چون شخصیتی عملگرا بود، در کارهای فکری و در تأملات نظری خود هرگز محدود به یک موضوع نمیماند و خود را محصور در یک مسأله خاص نمیکرد. آیتالله هاشمی با مسألهها جلو میرفت؛ مسألهها مسیر فکر او را مشخص میکردند. از این جهت، او با اندیشمندانی که قالبهای ذهنی خاصی را از قبل پذیرفتهاند و حاضر به تغییر مسیر نیستند، متفاوت بود و برای هر مواجههای آمادگی داشت.امتیاز دوم، این بود که پس از آنکه مسأله را در میدان عمل انتخاب میکرد و به سراغ آن میرفت در هنگام تحلیل، متعصبانه برخورد نمیکرد. جمود در بحث نداشت. آمادگی داشت که اندیشههای خود را براساس واقعیتها بسنجد و اگر آن راهحلها در مقام عمل پاسخگو نبود، راهحلها و اندیشههای خود را اصلاح میکرد.
ویژگی سوم، بر مبنای همان عملگرایی، شجاعت فوقالعاده ایشان بود. انسانهایی که کمتر با صحنه عمل درگیر میشوند و بیشتر با اندیشههای نظری دمساز هستند، کمتر نیازی به شجاعت فکری پیدا میکنند. ولی متفکرانی که در صحنه عمل هستند، در صورتی موفق و پیروزند که از شجاعت لازم برای اظهارنظر برخوردار باشند. شجاعتی که آیتالله هاشمی در مبارزه با رژیم پهلوی داشت، مثال زدنی بود. مهمتر از آن، شجاعت ایشان برای بیان افکارش بود. همواره، با توجه به شرایط، به نوعی حرف خود را میزد و خود را محصور به اندیشههای پیشین نمیکرد. خطبههای نماز جمعه ایشان شجاعت بالایشان در طرح مسائل را نشان میدهد.
ویژگی چهارم عملگرایی ایشان، تعامل و ارتباط با گروههای دیگر بود. معمولاً کسانی که عالمان فکری خاصی را برای خود برگزیدهاند، حاضر نیستند با دیگران گفتوگو کنند، اما شخصیتهایی که پاسخ به مسائل را در عرصه عمل میبینند، براحتی میتوانند با افکار و اندیشههای دیگران ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل بود که آیتالله هاشمی با جریانات مختلف فکری و سیاسی نشست و برخاست داشت، آنان را میپذیرفت، سخنان آنان را گوش میکرد، با آنان بحث و گفتوگو میکرد و در مواردی که نقدی در آرای آنان میدید، تذکر میداد و همچنین نقاط قوت آنان را میگرفت.به هر حال آن اعتنایی که آیتالله هاشمی به جریان عینیگرا داشت پایه و اساس امتیازات فکری ایشان بود که همانها باعث شد تا از فکر روشن و اندیشه بالندهای در جامعه برخوردار باشد. این شیوهها امروز بشدت مورد نیاز نسل امروز ما است و ما باید با مطرح کردن شخصیت ایشان و آشنا کردن نسل جدید با این آرا، این میراث را به نسل بعد منتقل کنیم.
نیمنگاه
پرسش اصلی برای آیتالله هاشمی، پرسشی متفاوت از دیگر علما بود. سؤال اصلی برای عالمان دینی معمولاً این است که بدانیم و بفهمیم دین چه میگوید. ولی پرسش اصلی آیتالله هاشمی این بود که ما در زمینه «عمل» با چه کمبودها و نقصهایی مواجه هستیم. لذا تأملات او، از جنس تأملاتی در زمینه «مشکلات عملی» بود نه از نوع تأمل در «مشکلات نظری».
ایشان یگانه شخصیتی بود که موضوع «مصلحت» را مورد توجه قرار میداد. اساساً مصلحت نه در فضای احساسات قابل طرح است و نه در فضای پایبندی به نصوص و نه در فضای جستوجوی منفعت. مصلحت فقط در فضای «عقلانیت» است که معنا و مفهوم مییابد.
گزارش<ایران> از بازار داغ پیشگوییهای مجازی/ زلزله با اعصاب ما چه میکند؟
ترانه بنی یعقوب
شما هم شبها از ترس زلزله تهران، با دلشوره میخوابید؟ آیا وقتی بهدیواری تکیه میدهید، تمرکز میکنید که لرزش از بدن شماست یا دیوار؟ آیا جزو کسانی هستید که فکر میکنند تهران بعد از زلزله، قابل شناسایی نخواهد بود و هیچ امداد و نجاتی برای این شهر امکان پذیر نیست؟ آیا فکر میکنید بهتر است از حالا به فکر رفتن از این شهر ناامن و بیدر و پیکر باشید؟ اگر اینطور است، شما به فوبیا یا توهم زلزله مبتلا شدهاید.
شاید هم جزو کسانی هستید که مبتلا به خوشبینی شدهاند؛ اینکه این طورها هم نیست و خانههایی که خوب ساخته شده باشند، تحمل ریشترهای بالای زلزله را دارند. زلزله 7 ریشتری لااقل با خود شهر کرمانشاه و سرپل ذهاب، کاری نکرد، چرا؟ چون خشت و گل نبودند و قاعدتاً در تهران هم میشود به تابآوری 7 یا حتی 8 ریشتر امیدوار بود. اصلاً چرا راه دور برویم، بم هم هست با آن همه کشته و زخمی که باز خانههای مقاومش در حد همین آجر و سیمان فرو نریخت.
شاید جزو کسانی هستید که میگویند این طورها هم نیست که زلزله اصلاً قابل پیشبینی نباشد. همین زلزله اخیر کرمانشاه را ببینید؛ زلزله اول خیلیها را نجات داد. این حرفها و تحلیلهایی ضد و نقیض از این دست، گاه آنقدر در فضای واقعی و مجازی ادامه مییابد که گیج میشوید و از خودتان میپرسید واقعاً این حرفها چقدر درست است؟ چقدر ترس از زلزله واقعی است؟ آیا واقعاً آن طور که میگویند برای تهران دیگر راه چارهای نمانده و باید منتظر باشیم تا مصیبت روی سرمان آوار شود یا اصلاً خیلی از این ترسها و اضطرابها بیهوده است؟
از پیشگوها تا تحلیلهای درست و غلط
قاعدتاً در چنین فضایی خیلیها آرام نمینشینند و میروند دنبال راهحل. چه راه حلی بهتر از مراجعه به یک پیشگو که زمان و شدت دقیق زلزله را به شما بگوید؟ این روزها البته کم نیستند آدمهایی که زلزله را پیشگویی میکنند و اتفاقاً اصلاً تعدادشان هم کم نیست. بعضیهایشان هم در شبکههای اجتماعی توانستهاند بسرعت تعداد دنبال کنندههایشان را از دو سه هزار نفر به چند صد هزار نفر برسانند و لااقل خیال آن چندصد هزار راحت است! آنها دانشمندان خودخواندهای هستند که معتقدند طبق محاسبات دقیق ریاضی میتوانند زلزله را پیشگویی کنند.
فاطمه و مادرش از جمله کسانی هستند که به قول خودشان آرام ننشستهاند و خودشان به فکر چارهای افتادهاند. فاطمه که 24 ساله است، میگوید: «یک روز میگویند از زلزله نترسید و خانههای مقاوم در برابر زلزلههای بزرگ هم مقاومند، چند روز بعد میشنویم که اگر زلزله بیاید، حتی اگر خانهها سالم بمانند هم امدادرسانی غیرممکن خواهد بود و اگر زیر آوار نمیریم، از بیغذایی و بیآبی و حمله موشهای آدمخوار میمیریم. ما واقعاً گیج شدهایم. من و مادرم هر شب درحالی که کولهمان را پشت در گذاشتهایم هوشیار میخوابیم. یکی میگوید راه پله امن است و دیگری توی خانه را پیشنهاد میدهد و میگوید راهپله و آسانسور بدترین جای ممکن است. چند کانال هم پیدا کردهایم که اتفاقاً زلزله خیلی از شهرها را درست پیشبینی کردهاند و خودشان هم از استادان علم زلزله شناسی هستند. بهتر از این است که دست روی دست بگذاریم، هیچکس که به ما پاسخ درستی نمیدهد!»
محمد اما نظر دیگری دارد. این جوان 30 ساله میگوید: «مردم اصلاً نباید به کانالهای پیشبینی زلزله توجه کنند. خودم یکی از این کانالها را دنبال میکردم؛ روز اول دو سه هزار دنبالکننده داشت و الان 500- 400 هزار عضو دارد و آقای پروفسور پیشبینیکننده زلزله هم الان توی کانالش آگهی میگذارد و از آن پول درمیآورد. کاش نهادهای رسمی با این شایعه سازیها مقابله میکردند. الان وضع خانواده ما طوری شده که تصمیم گرفتهایم همه باهم به روانشناس مراجعه کنیم. باور کنید، هیچکس در خانه ما خواب درست ندارد و با هر صدا و لرزشی مضطرب میشویم.»
سودابه 48 ساله که در شهرک اندیشه زندگی میکند و زلزله ملارد کرج را خیلی از نزدیک حس کرده، میگوید: «زلزله دوم که آمد، از روی تخت شیرجه زدم تا خودم را به در برسانم و حالا پایم شکسته. من واقعاً از تحلیلهای مختلف گیج شدهام. بعضیها میگویند زمین در حال رانش است، بعضیها از «هارپ» حرف میزنند. من دیگر نمیدانم کدام تحلیل را قبول کنم! فقط میدانم ترس در جان خیلی از مردم لانه کرده.»
زلزله تهران چقدر خطرناک است؟
چقدر پیشبینیها درباره زلزله درست است و مردم باید در زمان زلزله چه بکنند و کدام تحلیلها را جدی بگیرند؟ این سؤالها را محسن نادی، معاون آمادگی وعملیات پدافند غیرعامل سازمان مدیریت بحران تهران در گفتوگو با ما تا حدی پاسخ میدهد: «بعد از زلزله ملارد تا به حال چندین جلسه با اهل فن از زمین شناسها و زلزله شناسها داشتهایم وهمین سؤال را پرسیدهایم که چقدر زلزله تهران خطرناک است؟ این را همه باید بدانیم که رفتار زمین قابل پیشبینی نیست. همان گونه که مکان و زمان دقیق زلزله هم قابل پیشبینی نیست. 85 تا 90 درصد کشور ما روی منطقه پرخطر زلزله واقع شده و فقط 5 درصد آن زلزله خیز نیست. اما در همین زلزله ملارد دکتر مردای قبل از وقوع آن را هشدار داد. یعنی توانستیم تا حدی تنش را متوجه شویم و آماده باش نسبی هم داده شد. ولی همین الان نمیتوان دقیقاً گفت زلزله بعدی چه زمانی رخ میدهد.»
او درباره پیشبینیها یا بهتر بگوییم پیشگوییهایی که در برخی شبکههای اجتماعی درباره زلزله انجام میشود هم توضیح میدهد: «هیچکدام از این پیشگوییها دقیق نیست و مبنای علمی ندارند. ما در ایران روزانه زلزله داریم ولی زلزله بزرگ کمتر رخ میدهد. این کاری که اخیراً برخی انجام میدهند، بحث احتمالی است و بر اساس مباحث و محاسبات ریاضی انجام میشود و هرچند صد درصد غلط نیست، اما قطعاً درست هم نیست.»
او تأکید میکند: «ما درباره زلزله تهران نباید مردم را بیش از حد بترسانیم و درعین حال به آنها احساس ایمنی و اطمینان بیش از حد بدهیم. شهر تهران رو به توسعه است؛ و مدام در آن ساخت و سازهای جدید انجام میشود. در عین حال وقتی ما خودمان را با زلزله مکزیکوسیتی که شرایطش تا حد زیادی شبیه ماست یا با پایتختهایی مثل استانبول و حتی نپال که زلزلههای بالای 7 ریشتر را تجربه کردهاند و درعین حال شهرهای بزرگی هستند و تخریب وحشتناک هم نداشتهاند مقایسه میکنیم تا حد زیادی امیدوار میشویم. هرچند اینها به معنای این نیست که ایمنی را جدی نگیریم. در همین زلزله سر پل ذهاب، نخستین زلزله ساعت 9 و 20 دقیقه رخ داد و دومی نزدیک ساعت 9 و 50 دقیقه. همین نیم ساعت باعث شد مردم از خانه بیرون آمدند و نیم ساعت را در فضای باز گذراندند و آسیب جدی هم ندیدند. همین طور بررسیها نشان داد که ساختمانهای محکم در برابر زلزله بالای هفت ریشتر هم سرپا ماندند. ما باید رفتار درست داشته باشیم و حداقلهای ایمنی را در سازه رعایت کنیم تا آن حادثه وحشتناکی که خیلیها انتظارش را در زلزله تهران دارند رخ ندهد اما اگر هم بیش ازحد مردم را بترسانیم، آنها به این نتیجه میرسند که اصلاً بیخیال شوند چون توان مقابله با فاجعه را ندارند. با آموزش درست و آمادگی نسبی و رفتار مناسب میتوان از نتایج ترسناک دور ماند.»
او همچنین هشدار میدهد: «فرار، بدترین رفتار در زمان زلزله است و پناهگیری بهترین رفتار. بعد از آن هم باید به محلهای امن رفت تا متولیان امر بیایند و اعلام کنند بعد از آن مردم چه کاری انجام دهند. باید به جای ترسیدن، تمرین کنیم که در زمان وقوع حادثه چه کنیم.»
نادی همچنین درباره بحث هشدار سریع زلزلهای که بهصورت آزمایشی هم انجام شده، میگوید: «این هشدار برخلاف پیشگوییها منطق علمی دارد و بین ثانیههای موج مخرب و موج اولیه یا غیرمخرب و اختلاف زمان بین آنها قابل پیشبینی است. مثلاً در ژاپن این اطلاعرسانی انجام میشود و از طریق تلفن به مردم اطلاع میدهند. ما این آزمایش را در دماوند و فیروزکوه انجام دادهایم و توانستهایم 12 ثانیه زودتر از موج مخرب، زلزله را پیشبینی کنیم. این امکان در ژاپن تا یک دقیقه قبل از زلزله نیز امکان پذیر است.»
درباره ترسهایتان حرف بزنید اما فاجعهسازی نکنید
برخی این سؤال را میپرسند که برای آرامش نسبیشان در این فضا چه کنند؟ بهتر است درباره زلزله حرف بزنند یا به طور کل آن را نادیده بگیرند؟ آیا تکنیکی وجود دارد که آنها را آرام کند؟ این سؤالها را هم با دکتر فرشاد رضایی، روانشناس مطرح کردیم. او میگوید: «اجتناب از فکر کردن و صحبت نکردن درباره ترسها فقط حال ما را بدتر میکند. هر چقدر بخواهیم از چیزی که میترسیم اجتناب کنیم و درباره آن فکر نکنیم، فقط حالمان را بدتر کردهایم. اجتناب از فکر، اثر بومرنگی دارد و تنها ذهن را دور میزند و دوباره برمیگردد. بنابراین در این شرایط باهم درباره ترسهایتان حرف بزنید اما از آن فاجعه نسازید. بهتر است این کار در جمعهای کوچکتر باشد. ما با دانشجویان پزشکی درباره ترس از زلزله این کار را انجام دادهایم. بهترین تکنیک هم غرقهسازی یا آمدن زلزله در ذهن است. ما در آن جلسه تأکید کردیم ته ماجرا یعنی مرگ را که آرامش ابدی است، در نظر بگیرید و از فاجعهسازی مثل حمله موشها و... بپرهیزند. هرگز برای کسی که میترسد از این جمله که نباید دربارهاش فکر کنی، استفاده نکنید چون این جمله فقط اوضاع را بدتر میکند. این را بدانید که نیمکره راست ذهنتان محلی است که در آن دادههای صوتی و تصویری ذخیره میشود و در نیمکره چپ، دادههای کلامی. همین که درباره موضوعی حرف میزنید، از آنجایی که دادههای تصویری یعنی بار هیجانی نیمکره راست کمتر میشود، تخلیه هیجانی میشوید. اگر این ترسها بیش از حد شدید است با هدایت یک روانپزشک میتوانیم نتیجه بهتری بگیریم.»
حالا اگر این بار خواستید به زلزله تهران فکر کنید یا رانش زمین و تغییر و حرکت صفحات زمین را تصور کنید یا یاد تحلیلهای عجیب و غریب افتادید، به این هم فکر کنید که زلزله داستان پیچیدهای دارد و آنچه ما با روح و روان خود میکنیم، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه زلزله نیامده، به دست خود زندگیمان را متشنج کردهایم. یادمان باشد که فقط با حفظ آرامش میتوانیم تصمیم درستی بگیریم.
نیم نگاه
یک شهروند: یک روز میگویند از زلزله نترسید و خانههای مقاوم در برابر زلزلههای بزرگ هم مقاومند، چند روز بعد میشنویم که اگر زلزله بیاید، حتی اگر خانهها سالم بمانند هم امدادرسانی غیر ممکن خواهد بود و اگر زیر آوار نمیریم، از بیغذایی و بیآبی و حمله موشهای آدمخوار میمیریم. ما واقعاً گیج شدهایم. من و مادرم هر شب درحالی که کولهمان را پشت در گذاشتهایم هوشیار میخوابیم.
محسن نادی، معاون آمادگی و عملیات پدافند غیرعامل سازمان مدیریت بحران تهران: هیچکدام از پیشگوییها دقیق نیست و مبنای علمی ندارند. ما در ایران روزانه زلزله داریم ولی زلزله بزرگ کمتر رخ میدهد. این کاری که اخیراً برخی انجام میدهند، بحث احتمالی است و بر اساس مباحث و محاسبات ریاضی انجام میشود و هرچند صد درصد غلط نیست، اما قطعاً درست هم نیست. ما درباره زلزله تهران نباید مردم را بیش از حد بترسانیم و درعین حال به آنها احساس ایمنی و اطمینان بیش از حد بدهیم.
سایر اخبار این روزنامه
رفع موانع صادرات بی واسطه کالا
مردم اکنون مطالبهگر حقوق خویش هستند
تعیین مکان ویژه برای تجمعات اعتراضی
جلسه مشورتی مجلس درباره ناآرامیهای اخیر
دیگر صفحهها
نفتکش ایرانی در آتش
آخرین وضعیت بازداشتیها
بحث <تلگرام> در <بهارستان>
کانکس؛ پنج حرفی که جای <سقف> را نمیگیرد!
حقوق بازداشت شدهها
آیا فقط کمبود جا مسأله بود؟
لوازم تجمع اعتراضی
انصارالله یمن جنگنده ائتلاف عربی را سرنگون کرد

