روزنامه فرهیختگان
1396/12/06
دیوار همیشه کوتاه ناجا
عدهای با چهرههای متفاوت و سبیلهای از بناگوش دررفته چند وقتی است که در حوالی خیابان پاسداران تهران جولان میدهند و هرکسی را هم که دم دستشان باشد با شمشیر و قمه و چماق مورد ضربوشتم قرار میدهند. این جماعت که اسم درویش را روی خود گذاشتهاند روشهای مدرنتر و شبهتروریستی هم دارند، پشت اتوبوس مینشینند و از روی مردم و نیروی انتظامی رد میشوند. پنج شهید نیروی انتظامی و بسیج اولین و مشخصترین خسارت آنهاست و قطعا زمان میبرد تا کارشناسان بتوانند خسارت گسترده به اموال مردم، وسایل نقلیه عمومی و شخصی، خانههای مردم و... را محاسبه کنند. در این زمینه رئیس پلیس تهران بزرگ میگوید حجم تخریب اموال عمومی قابل توجه بوده و تاکنون مشخص شده که تنها در آشوب اخیر ۲۶ دستگاه خودروی شخصی توسط آشوبگران تخریب و ۱۹ پلاک منزل واحد مسکونی هم مورد تجاوز و تخریب قرار گرفته است. «بیبیسی» رسانه سلطنتی انگلستان هفته گذشته و در اثنای وقایع خیابان پاسداران و پس از حمله دراویش گنابادی به کلانتری 102 پاسداران، به حمایت از این جریان بلند شد. این رسانه در گزارش خود و در معرفی لیدر این جماعت گفت: «نورعلی تابنده سالها با نیروهای ملی- مذهبی و نهضت آزادی نزدیک بود. او مطالبی مینوشت که ازجمله آنها مطلبی در رد نظریه ولایت فقیه بود. تابنده پس از کسب عنوان «قطب دراویش گنابادی» در برخی از موضوعات سیاسی فعال بود و درمراسم بزرگداشت چهرههای ملی- مذهبی شرکت میکرد. او درانتخابات ۸۸ از کروبی حمایت میکرد.» قاطبه کارشناسان معتقدند که پس از وقایع دیماه گذشته و اغتشاشاتی که با محوریت منافقین آموزش دیده در برخی از شهرهای کشور چالش آفرین شد، تکرار بیعلت تجمعات و تبدیل سریع و حرفهای آنها به یک اغتشاش، مسیری نیست که به خودی خود عادی و با علتهای طبیعی و جامعه شناختی صورت پذیرد، بهویژه آنکه این اتفاقات یعنی تجمع و آشوب دراویش گنابادی با المانهای «آشوبهای حرفهای» هم همراه باشد. حمله به کلانتری، استفاده از اتوبوس و خودرو در بزنگاههایی برای گرفتن تلفات گسترده از نیروی انتظامی و نهایتا استفاده حرفهای از سلاحهای گرم و سرد قطعا نمونههایی از یک اقدام هماهنگ شده قبلی است، اقداماتی که هم منافقین و هم ریاستارتیها و هم دیگر گروههای تروریستی که همگی از خارج تغذیه شده و در ایران عملیات کردهاند، قبلا از آن بهره بردهاند. در این شرایط البته عدهای هم هستند که در عین ناباوری تحلیلهای متفاوتی دارند و اظهاراتی میکنند که 180 درجه متفاوت از خواست افکار عمومی و تحلیل کارشناسان است، مانند احمد شیرزاد، فعال سیاسی اصلاحطلب که به «اعتماد آنلاین» گفته «فضای امنیتی هنوز از کشور رخت برنبسته است، برخی نیروها با مسائل قابل حل، برخورد امنیتی میکنند» یا وزیر محترم ارشاد که آشوب دراویش گنابادی را میبیند و میگوید: «برخی میخواهند دعوای شریعت و طریقت به راه بیندازند، جهان اسلام در آشوب نزاعهای فرقهای است» یا محمود صادقی، نماینده فراکسیون امید مجلس که گفته «دلایل تنشهای جاری در ارتباط با دراویش گنابادی برایم قابل فهم نیست؛ بهعنوان یکی از نمایندگان مردم، دراویش را به خویشتنداری و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی و مسئولان قضایی و انتظامی را به رعایت حقوق شهروندی دعوت میکنم.» یا حتی جناب دکتر زیباکلام که دوباره دست به قلم شده و نوشته است که «مشکل دراویش گنابادی چیست؟ دراویش گنابادی همچون دراویش نعمتاللهی، ذهبییه، پیربسطامی و سایر دراویش نه«تبلیغ علیه نظام»کردهاند، نه«تشویش اذهان عمومی»و نه مرتکب«جاسوسی» شدهاند یا «اقدام علیه امنیت کشور» انجام دادهاند. جرم واقعی آنها که از همه اینها بدتر است: تمکین نکردن از قرائت حکومتی از مذهب است. اینها همه اظهارنظرهایی است که اگر همزمان با سخنان وزیر کشور مورد ارزیابی قرار گیرند بیشتر به چشم میآیند. رحمانی فضلی، وزیر کشور در مصاحبهای با ذکر این نکته که«مسائل و موضوعاتی که رخ داده را نباید به یک جریان بسیار بزرگ اجتماعی به نام دراویش عمومیت داد»، گفته است: «در هرکدام از اقشار و گروهها افرادی هستند که به جای آنکه به قانون متوسل شوند، اقدامات خود را ورای قانون میدانند. در این زمینه رسانههای خارجی بهویژه برخی از کانالهای فضای مجازی و سایتها این موضوع را بهگونهای مطرح کردهاند که به جریان دراویش در کشور منتسب شوند... جریان دراویش کشور جریانی عاقلانه، منطقی و معتدل مینامیم و به هیچوجه حوادث خیابان پاسداران را به این جریان منتسب نمیکنیم.»برخی در این زمینه البته پا را فراتر هم میگذارند و این اظهارنظرها را در کنار سخنان چند وقت پیش حسن روحانی گذاشته و اظهارنظر میکنند که رئیسجمهور بهعنوان مقام بالادستی مدیریت بحران و اغتشاش در کشور با چه استدلالی مقابل آشوبهای سازماندهی شده به فرماندهی نیروی انتظامی دستور داده که بدون سلاح به میدان مقابله با تروریستهای حرفهای حاضر در صحنه اغتشاشات برود؟ آنها میگویند مماشات با مساله «اعتراض» که طبیعی و قابل مشاهده در بسیاری از جوامع است با خویشتنداری در مقابل حرکتهای رادیکال و ریشهدار خارجی متفاوت بوده و نمیتوان با هر دو به یک مدل رفتار کرد. در این مورد البته نباید هوشمندی و تمرکز پلیس در وقایع اخیر را از نظر دور کرد، چراکه همین انعطاف باعث شد که میزان خسارتها کمتر از وقایع مشابه در غرب باشد و پلیس شهید بدهد اما از جماعتی که اگر در برخی کشورهای خارجی به خیابان میآمدند دهها کشته و زخمی میدادند، حتی یک نفر تلفات گرفته نشود؛ نباید فراموش کرد که عمق این ماجرا آنقدر گسترده بوده که هشدارهای حقوقی و قضاییای که تلقی اقدام علیه امنیت ملی را از آشوب دراویش دارند باعث شده که حتی لیدر این فرقه با بیانیهای نیمبند تلاش کند خود را از میدان یک آشوب چریکی کنار بکشد و نگذارد که تبعات حقوقی و امنیتی این اقدام طرحریزی شده برسرش آوار شود، با این حال پلیس خویشتنداری کرده است. سردار حسین رحیمی، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در این زمینه با تاکید بر اینکه «ما باید صف مردم را از اغتشاشگران و اراذل و معاندان نظم و امنیت جدا میکردیم» تاکید میکند: «در مدیریت اغتشاشات شهری، اصلیترین بخش، ایجاد امنیت و آرامش مردم است و در این مورد خاص هم مفتخریم که نیروی انتظامی اجازه نداد قطرهای خون از بینی شهروندی ریخته شود، ... درایت و رفتار مدبرانه را نباید مماشات معنی کرد، ما میتوانستیم با یک آرپیجی منزل مورد نظر را نابود کنیم اما با اقتدار و درایت رفتار کردیم.» رئیس پلیس تهران همچنین با اشاره به توانمندی قابل توجه ناجا در مقابله با آشوبگران گفت: «ما میتوانستیم رفتارهای تند پلیسی انجام دهیم ولی ممکن بود این رفتارها جان مردم بیگناه را به خطر بیندازد.» وی در توضیح این ماجرا تصریح کرد که نیروی انتظامی پس از اخذ دستورات لازم، تنها ظرف 15 دقیقه توانست کل ماجرای آشوب فرقهای خیابان پاسداران را جمع کند و نشان دهد که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی آنچنان مصمم است که هیچ جریانی نمیتواند نظم و اقتدار آن را مخدوش کند. رسانهها حالا و پس از گذشت چند روز از اوج ماجرا معتقدند که باید مشخص شود مرز مماشات و برخورد با دو گروه یعنی درویشانی که شاید تاکنون با این شرایط در مقابل مردم قرار نگرفته بودند و جریانی که حالا به خیابان آمده، هم امنیت عمومی را به خطر انداخته، هم رعب و وحشت ایجاد کرده و هم از نیروی انتظامی و بسیج شهید گرفته است، کجاست؟ چه کسانی حامی دراویشند و چه کسانی حامی آشوبگران؟ نیروی انتظامی چرا مجبور به خویشتنداری در مقابل حمله به کلانتری بوده و چه زمانی بالاخره دستور برخورد با این افراد صادر شده است؟ رسانهها امروز از دولت و شخص رئیسجمهور میخواهند که در مورد وقایع اخیر توضیحات خود را برای مردم ارائه کند و شفاف بگوید که چه کسانی باعث شدند نیروی انتظامی عقب بنشیند و چند شهید و زخمی بدهند. مبارزه با مواد مخدر همجواری ایران با کشورهای جرمخیزی چون پاکستان و افغانستان و همچنین قرار گرفتن در چهارراه محوری ترانزیت، موید این نکته است که ایران مورد توجهترین مسیر انتقال موادمخدر تولید شده در این دوکشور شرقی است و پلیس مبارزه با موادمخدر جایگاه ویژهای در این عرصه دارد. آمارها نشان میدهد عملکرد ناجا در برخورد با قاچاقچیان موادمخدر نقش بسزایی در کنترل و پیشگیری این مساله داشته است. سردار مومنی، جانشین فرماندهی ناجا میگوید: بهعنوان یکی از موفقیتهای پلیس میتوان به اقدامات موثر در مبارزه همهجانبه با معضل قاچاق و ترانزیت موادمخدر بهخصوص از مرزهای شرقی کشور اشاره کرد. وی، کشف بیش از 350 تن انواع موادمخدر در نیمه اول سال 96 را بهعنوان نمونهای از این اقتدار نام میبرد و میگوید در همین زمان بیش از 58 نفر از قاچاقچیان و اشرار مسلح مجروح و به هلاکت رسیدهاند. ۱۶ شهید در سال ۹۶ نتیجه درگیری نیروی انتظامی با قاچاقچیان مواد مخدر بوده است. تامین امنیت از ملزومات حیات توام با آرامش و ادامه زندگی در یک جامعه؛ تامین امنیت آن است، مسئولیتی بزرگ که نیروی انتظامی آن را بردوش میکشد. «پلیس برای امنیت، امنیت برای همه» از شعارهای اصلی نیرویی است که سالهاست در مقابل انواع تهدیدات، اغتشاشات و آشوبهایی که در نقاط مختلف کشور صورت گرفته از امنیت مردم حمایت میکند و در مقابل بسیاری از چالشها و شورشهایی که بعضا منشا خارجی هم داشته ایستاده، تلفات داده ولی نگذاشته که مردم کشور آسیب ببینند. ایستادگی در مقابل آشوب دراویش گنابادی، اغتشاشات منافقین در ابتدای دی ماه و وقایع بزرگی چون فتنه 88 و 78 بخشی از نمایش اقتدار نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است. نیرویی که به گفته سردار حسین اشتری 14 هزار شهید، بیش از 20 هزار جانباز و دو هزار آزاده تقدیم انقلاب کرده است. لازم به ذکر است ناجا برای تامین امنیت مردم در سال ۹۶ تعداد ۳۴ شهید تقدیم انقلاب کرده است. مرزبانی پلیس مرزبانی جمهوری اسلامی علاوهبر مسوولیت مهم مقابله با قاچاقچیان مسئولیت تامین امنیت و استقلال جغرافیایی کشور را برعهده دارد. اگر چه گفته میشود طی سال 96 این نیرو توانسته از ورود بیش از صد تن انواع مواد مخدر و مقدار بسیار بیشتری از دیگر اجناس قاچاق به کشور جلوگیری کند، اما این اقدام در مقابل ثبات مرزهای ایران شاید اصلا به چشم نیاید. در منطقه پرآشوب و التهاب غرب آسیا، ایران بیش از 6 هزار کلیومتر مرز خاکی و بیش از 2700 کیلومتر مرز آبی دارد و مرزبانان ناجا توانسته است با صلابت و بدون وقفه در مقابل بسیاری از تحرکات تروریستی ایستادگی کنند و آرامش کامل در حدود مرزی ایران را تامین نمایند. ایستادگی در مقابل دهها حمله و عملیات تروریستی سازمان یافته نتیجه این تلاش بیوقفه و از جان گذشتگی اعضای این نیرو است. این نیرو در سال 96، تعداد ۲۳ شهید تقدیم کشور کرده است.
سایر اخبار این روزنامه
کاهش محسوس آرزوی «مهندس » شدن
علوم انسانی اقتضائی
دیوار همیشه کوتاه ناجا
روایت دستاول از عملیات شجاعانه اسکیبازان در دنا
دلیل رکود در بازار مسکن، تشدید رکود اقتصادی است
سازماندهی70 هزار خادمیار برای خدمت به محرومان
متخصصان توریسم مدیریتی
این همه شغل کجا رفته؟!
دانشگاه و بحران بی ایدگی
ترانه فرزند ناخلف شعر نیست
ائمهجمعه و بازگشت به امر اجتماع
شمشیر داموکلس، نه شکست بلکه استراتژی

