تقویت حس میهن‌دوستی از وظایف هنر است

پيروزي شيرين تيم ملي فوتبال كشورمان برابر مراكش در اولين مسابقه از مرحله گروهي جام جهاني 2018، باعث شد در كنار شور و نشاط مردمي، موسيقي و ترانه‌هاي توليد شده درباره عرق ملي و ميل به پيروزي و افتخار از رسانه‌هاي گوناگون پخش شود. يكي از ترانه‌هاي توليد شده در اين فضا كه در آن احساسات ميهن‌دوستانه كاملاً به چشم مي‌خورد، ترانه«پرچم ايران وطنم» است؛ ترانه‌اي از دكتر محمد مهدي سيار كه با صداي محمد حشمتي از سوي صداوسيما منتشر شده است. محمدمهدي سيار در گفت و گو با «جوان» درباره اين ترانه و تأثير سرايش اشعار ملي در تقويت حس ميهن‌دوستي مي‌گويد.
قبل از اينكه درباره «پرچم ايران وطنم» بپرسم، حال و هواي شعري تان بعد از پيروزي مقابل مراكش چطور است؟!
برد تاريخي تيم ملي فوتبال كشورمان را تبريك مي‌گويم. پيروزي بسيار نشاط آور و اميدآفريني بود. به خصوص بعد از حاشيه هايي كه يك شركت توليدي ورزشي براي ما ايجاد كرده بود. اعلام كرده بودند تيم ملي ايران به دليل تحريم‌هاي امريكا حق استفاده از كفش‌هاي توليدي اين شركت را ندارد، اما ايرانيان نشان دادند، ما مي‌توانيم بدون محصولات وابسته به امريكا و با تكيه بر توانمندي خودمان نيز به پيروزي برسيم.
كار «پرچم ايران وطنم» به صورت مستقيم به فوتبال نمي‌پردازد، اما حس ميهن دوستي در آن وجود دارد و بسيار مناسب چنين روزهايي است، درباره اين اثر توضيح دهيد.

كار «پرچم ايران وطنم» را در فضايي ملي سرودم، اين كار ريتم تندي دارد و براي همين مي‌تواند در فضاهاي ورزشي نيز استفاده شود.
ترانه اين كار حاصل حس و حال خاص خودتان بوده يا نه به خاطر يك سفارش توليد شده است؟
مي‌شود گفت كار در يك فضاي تعاملي با مركز شعر و موسيقي صداوسيما شكل گرفت. وقتي شاعر مطمئن باشد كه اثرش به توليد مي‌رسد، با دلگرمي بيشتري كار را ادامه مي‌دهد. بسياري از اوقات هست كه شعري سروده مي‌شود اما در نهايت كار به توليد نمي‌رسد همين مسئله باعث دلسردي شاعر مي‌شود.
براي انتخاب خواننده نيز با سازمان صداوسيما در تعامل بوديد؟
انتخاب آقاي حشمتي پيشنهاد خود سازمان بود اما من از اين انتخاب خيلي خوشحال شدم چون توانمندي‌هاي اين خواننده را مي‌شناسم و كارهاي قبلي‌اش را شنيده و دوست دارم. مخصوصاً شعر «همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي» كه براي شاعر آن فصيح الزمان شيرازي همشهري فسايي من است يا ترانه ديگري كه اجرا كرده درباره نماز، «عاشقان وقت نماز است...»، از انتخاب توليد كنندگان اين كار خوشحالم. اتفاقاً آهنگي هم كه براي آن ساخته شده به خوبي روي ترانه نشسته است.
اين كار با آثاري كه قبلاً از شما منتشر شده متفاوت است، همان طور كه اشاره كرديد ريتم تندي دارد، خودتان به دنبال ايجاد چنين انرژي‌ای در ترانه بوديد؟
من ترانه را با ساختار معمول عروضي نگفته ام بلكه سرايش آن بر اساس يك ملودي ذهني انجام شده است. اما آهنگساز روي ترانه يك ملودي ديگري گذاشته و اين كار بسيار سختي است ولي نتيجه خوبي نيز داده است.
در فضاي عمومي گفته مي‌شود مثلاً فلان شاعر، شاعر ارزشي است يا ديگري صرفاً اجتماعي مي‌سرايد يا يك نفر عاشقانه، كمتر از بچه‌هاي ارزشي ديده ايم كه در حوزه‌هاي ديگر شعر و ترانه بگويند، چطور وارد اين عرصه شديد؟
مهم اين است كه هر كار مي‌كنيم در خدمت ميهن و كمك به قدرتمند‌تر شدن كشورمان باشد. من چندان قائل به تفكيك ميان حوزه‌ها نيستم، حتي اينكه شعر آيني را از شعر عاشقانه جدا مي‌كنند يا شعر عاشقانه را از شعر اجتماعي و سياسي تفكيك مي‌دهند! شاعر بخشي از مردم است و در زندگي اجتماعي همه اين موضوعات جاري است؛ موضوعاتي كه در عين وحدت داراي كثرت نيز هستند. شاعر بايد به گونه‌اي اين وحدت و كثرت را در نگاه و آثارش بيان كند. تنوع موضوعاتي كه از بيرون به يك وحدت و انسجام ختم شود. من حداقل سعي كرده ام در آثارم اين نگاه را داشته باشم؛ آثاري كه برخي توليد شده و برخي ديگر در كتاب منتشر شده‌اند.
تاريخ انتشار اين اثر و همچنين مضمون آن نشان دهنده اين است كه حداقل در هيجان‌هاي جام جهاني سروده نشده، كار براي چه زماني است؟
اين اثر در آستانه 22 بهمن سال گذشته توليد شد. معمولاً در ايام دهه فجر، هنرمندان تمايل دارند كاري ميهني توليد كنند. من هم مي‌خواستم كاري حماسي درباره ميهنم انجام داده باشم.
چرا بچه‌هاي مذهبي و طيف ارزشي كمتر سراغ سرودن اشعار ملي مي‌روند، اين در حالي است كه مرحوم سبزواري با وجود علائق مذهبي، اشعار و سرود‌هاي ملي نيز سروده اند!
تمايل چنداني براي پرداختن به اين موضوع ندارم. نمي‌توانم بگويم كه چرا باقي شعرا كم كاري كرده‌اند، چون ممكن است هر كس دليلي براي خودش داشته باشد، اما وقتي درخواست اثر شود، قطعاً شاعران به آن موضوع مي‌پردازند. اين را هم در نظر بگيريد كه در طيف هنرمندان ارزشي تنها چند چهره خواننده وجود دارد و كار چنداني در حوزه موسيقي انجام نمي‌شود.
سرودن شعر در توصيف ملت و ميهن چقدر براي شرايط كنوني كشورمان اهميت دارد؟
ايران با بسياري از كشورها متفاوت است، يعني مليت و حس هموطن بودن در بسياري از كشورها به اين قوت كه در ايران وجود دارد، اصلاً ديده نمي‌شود. در برخي از كشورها، مردم هويت‌شان را از طايفه و نژاد خود مي‌گيرند يا مسائل قوميتي براي‌شان در اولويت است وقتي خود را معرفي مي‌كنند، براي مثال اينكه عضو كدام فرقه است بر اينكه در كدام كشور زندگي مي‌كند اولويت دارد. اما در ايران هويت ملي ما و ايراني بودنمان اولويت دارد، همه ايراني‌ها از هر دين و مذهب، با هر نوع گرايش سياسي و تنوع نژادي و قوميتي خود را ايراني مي‌دانند. نمونه اين مسئله را در شادي مردم ايران بعد پيروزي تيم ملي مقابل مراكش مي‌بينيم، همه مردم از اينكه تيم ملي كشورشان پيروز شده، خوشحالند.
اين حس را چطور مي‌توان در شعر تجلي داد كه مردم نيز با آن همراهي كنند؟
اتفاقاً در شعر «پرچم ايران وطنم» نيز به اين اهتزاز پرچم ايران و به اين احساس اشاره شده است، (موج اندازد در پرچم تو، دلم مي‌لرزد مانند قديم، با شادي تو، با هر غم تو). واقعاً هم دل مردم براي اين آب و خاك مي‌تپد و اين سرمايه بزرگي است، زماني شاهد بروز اين سرمايه در دفاع مقدس بوديم و حالا هم مردم در عرصه‌هاي ديگر شاهد فداكاري ملت براي كشور هستند. ما نيازمند حفظ و تقويت اين احساس هستيم.
هنر و موسيقي چقدر مي‌تواند در بيان احساسات ملي مؤثر باشد؟
وظيفه هنر ايجاد و تقويت احساس وطن دوستي و فداكاري براي كشور است. موسيقي نيز هميشه در اين حوزه نقش داشته است. ملت‌ها براي بيان احساس و عاطفه خود نسبت به وطن از موسيقي استفاده مي‌كنند. در ايران نيز از سال‌هاي دور موسيقي در آثار ملي مانند «اي ايران» يا «ايران جوان» (همه جان و تنم، وطنم، وطنم، وطنم)، به خوبي اين احساس را تقويت كرده است.