معمولا همه متهم می‌کنیم

عادل جهان‌آرای- روزنامه‌نگار: مجموعه‌ای از رخدادها زندگی را شکل می‌دهد و می‌سازد. رخدادهای گوناگون است که گاه مسیر زندگی یک فرد، یک جامعه یا ملتی را دگرگون می‌سازد. حال می‌خواهد این رخدادها طبیعی باشد یا محصول دست بشر. از برخورد دو خودرو با هم تا حوادثی مثل سیل و زلزله و توفان و سونامی گرفته تا جنگ و جدال‌های کشورها با هم، همه آنها نوع رفتار و چه بسا نگاه و تفکر آدم‌ها و به همان نسبت گاه شکل زندگی آدم‌ها را تغییر می‌دهد.
آنچه که در این میان قابل تامل است، این‌که ما چقدر از این رخدادها درس می‌گیریم یا نمره ما در مدرسه حوادث مترقبه و غیرمترقبه چند است؟ این روزها که سیل دست به کاری زد که شکل و شاکله زندگی بسیاری از هموطنان ما را دچار دگرگونی و تغییر ساخت، در نوع خود موجد برخی رخدادهای داخلی نیز شد. به این معنی که سیل در شمال و جنوب و غرب کشور، باعث شد لایه‌هایی از کشورداری یا مدیریت خود را بازنماید و تصویری درست‌تر از میزان دانش، دانایی و مهم‌تر از آن، تاب‌آوری مردم و مسئولان و مدیران را به تماشا بنشینیم. شکی نیست که بلیه‌ای چنین، شاید به ظاهر مترقبه نبوده باشد، اما واقعیت این است اگر مدیریتی پیشانگر شیوه‌های درست راهبردی را تدوین می‌کردند و رفتارهای متفاوت اقلیم‌های گوناگون در گستره سرزمینی خود را زیر نظر قرار می‌داده یا مطالعه می‌کردند، این حوادث هم مترقبه جلوه می‌کرد و چه بسا ساختارها و بن‌سازه‌های شهری یا روستایی استان‌های بحران‌زده کمتر آسیب می‌دید و مردم دچار آوارگی نمی‌شدند و خصوصا جنوبی‌های خون‌گرم این‌بار خانه‌به‌دوشی را بعد از ویرانگری 8ساله جنگ، تجربه نمی‌کردند.
نبود راهبردهای واحد شهری یا زیست‌محیطی، برخوردهای سلیقه‌ای و نافرمانی پنهان از قانون، نادیده گرفتن ظرفیت‌های واقعی محیط زیست و اهمیت ندادن به دیدگاه کارشناسان دلسوز و دلسوزان آب و خاک، همه و همه در کنار رفتار جزیره‌ای مدیران سازمان‌ها و ادارات و وزارتخانه‌های مختلف، باعث شده است، ظرفیت‌های مدیریتی بخش‌های مختلف کشور، در یک آزمون سخت قرار بگیرد و نتواند آن‌چنان‌که باید در تمشیت امور موفق باشد. حال در این میان کمتر کس یا نهادی است که بخواهد مسئولیت کمترین کوتاهی یا نافرمانی پنهان از قانون، یا رفتار جزیره‌ای را متقبل شود. معمولا کار به جایی می‌کشد که به‌جای رفع مشکلات و ترمیم زخم‌های سیلی سیل، ذهن‌ها و توجهات را به سمت‌وسوی دیگری رهنمون می‌سازیم تا با تطهیر خود، ضمن نپذیرفتن مسئولیت کوتاهی‌های احتمالی، دیگران را متهم ‌کنیم. آن دیگران نیز بیکار نمی‌نشینند و به متهم‌سازی عده‌ای یا سازمانی دیگر می‌پردازند. گویی این شیوه مرسوم ماست که بهترین کار را در متهم کردن دیگران می‌بینیم و فردا که آب‌های سیل از آسیاب بدبختی و آوارگی مردم دور شد، شبیه دانش‌آموزی هستیم که در کلاس درس این حوادث نه خواست که گوش باشد و نه هوش و چشم، تا باز با سیلی سیل دیگر و لرزش زلزله‌ای تازه به خود آییم، بی‌آنکه خواسته باشیم، آسیب‎های کمتری را دوباره متحمل شویم.
سایر اخبار این روزنامه