روزنامه همدلی
1398/04/06
امانالله قرایی مقدم در گفتگو با همدلی: هنر امروز ایران اسیر ایدئولوژی و سیاست است
همدلی| امروزه در سینما شاهد نمایش فیلمهایی بر پرده هستیم که در قیاس با فیلمهای سالها و دهههای گذشته از سطح کیفی بسیار نازلی برخوردارند و از قضا همواره با استقبال گرم و همهگیر مردم نیز مواجه میشوند. این معضل شاید تا حدودی در موسیقی یا دیگر عرصههای هنر نیز به چشم آید. اما به راستی علت رویآوردن مردم به سطوح نازل هنرهای بصری با وجود بهرهمندیهای اجتماعی و فرهنگی غنی چیست؟ دکتر امانالله قرایی مقدم جامعهشناس، در گفتگو با همدلی از علل معضل این روزهای جامعه سخن میگوید.به نظر شما چرا جامعه امروز در هنرهای گوناگون از جمله سینما همچون گذشته توجهی به آثار شاخص نمیکند و بیشتر به کارهای بیمایه اقبال نشان میدهد؟
سلایق و نظرات افراد از لحاظ اجتماعی تحت تاثیر جو و محیط اجتماعی است. بر خلاف چیزی که بسیاری فکر میکنند، سلیقه و ذائقه امری ارثی و نژادی نیست که از کودکی با فرد همراه باشد، سلیقه بسته به مقتضیات زمانی، مکانی و خانوادگی تغییر یافته و رشد یا انحطاط مییابد. امروزه هم به واسطه زندگی افراد در فضاهای فرهنگی، اجتماعی و فکری مختلف که در آن بزرگ میشوند و رشد میکنند ذائقهها متفاوت است. مولوی میگوید «نرم نرمک گفت شهر تو کجاست، که علاج هر شهری جداست / و اندر آن شهر از قرابت کیستت، خویشی و پیوستگی با کیستت». در این میان، یکی از عوامل مهمی که در سلایق افراد جامعه تاثیر میگذارد تغییرات تکنولوژیکی است. با تغییر تکنولوژی، سلایق، بینش، نگرش، طرز تفکر و ذهنیت فرق میکند. بنابراین همانطور که میبینید نمیتوانید قالب و چارچوب معینی برای سلایق افراد تعریف نمایید. البته طبق روانشناسی اجتماعی و نظرات جامعهشناسانی چون مارسال موس، گورویچ یا حتی مارکس، سلایق طبقاتی نیز وجود دارد. کتاب روانشناسی ملل بر همین پایه نگارش یافته و مدعی تاثیر متقضیات حیات ملل در روحیه و کنششان است. در نتیجه همانطور که میبینید بنا به عللی که ذکر گشت، سلایق دائم در حال تغییر است. امروز دیگر پایبندی به تلویزیونهای محدود و بسته کشور موضوعیتی نزد افراد ندارد. در شرایط فعلی، دیگر دیواری وجود ندارد که مردم در آن فقط رادیو و تلویزیون محدود داخلی را بنشوند و ببینند. در جامعه امروز، به دلیل فضای بازی که به قول مک لوهان تغییر کرده و به وجود آمده موجهای متعددی پدید آمده که مدام در حال تغییر سلایق است. در واقع دیگر فرد به فیلمها و آثار غیر جذاب تلویزیون نگاه نمیکند و مستقیم سر وقت ماهوارهها و تلویزیونهای خارجی میرود. ماهوارهها هم همانطور که میدانید قصدشان تغییر نگرش و سیلقه مردم است. از زمانیکه تئوری فرهنگ برتر به وسیله سر ادوارد برن تایلور انگلیسی در دهه 20 مطرح شد بنا شد تمام فرهنگها و سلایق به سمت فرهنگ آنگلوساکسون سیر کنند و از آن تغذیه نمایند. مک لوهان هم گفت که تکنولوژی و وسایل ارسال پیام را قویتر کنیم، که نتیجه آن تلویزیون، ماهواره و فضای مجازی امروز است. از این رو، امروز سلیقه و نگرش شما با برادر کوچکترتان فرق میکند، حتی او از شما جلوتر است، و شما در مقابل او، سنتیتر محسوب میشوید. در نتیجه نمیتوانید بگویید چرا سلایق عوض میشود.
ما در فرهنگ ایران چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، میبایست به ارزشها و هنجارهای فرهنگیمان نه به صورت دیکتاتوری و تحمیل و اجبار، بلکه از طریق فرهنگی، در قالب برنامههای جالب و سریالهای خوب فرهنگسازی میکردیم. هرچند دوره سریالهای خوب سابق هم دیگر تمام شده و کسی به آنها توجهی نمیکند. لذا از عوامل مهم در تغییر سلیقه و ذائقه جامعه، فرهنگسازی است. اما مسئولان ما تا به حال کدام زمینهسازی را برای فرهنگسازی صورت دادهاند؟ امروزه دانشآموز ما از تاریخ، ادبیات یا موسیقی ایران چه میداند؟ حال که مردم را با فرهنگ ایرانی خودشان بیگانه کردهایم، میگوییم چرا دنبال فلان فیلم بیکیفیت خارجی میروند. پس همانطور که اشاره کردم سلایق تحت تاثیر فضای اجتماعی قرار دارد که من البته تقصیر و گناه کژسلیقگی مردم امروز را به گردن مسئولان و بعد خودمان میاندازم. برنامههای سینما و تلویزیون هیچگونه جذابیتی ندارد، چون علاوه بر اینکه خشونت و پرخاشگری را ترویج میکند، به بیفرهنگی موجود در جامعه هم دامن میزند. متاسفانه امروز هنر کشورمان اسیر و دربند است. به قول تولستوی، هنر دربند اصلا هنر نیست. هنر باید پیشبرنده، تولید کننده و مبدع باشد، و با جذابیت و زیبایی خود، بینش و طرز تفکر به جامعه بدهد. موسیقی زیبا، فیلم و تئاتر جذاب، نقاشیهای تماشایی، مجسمهسازی چشمگیر و دیگر عناصر بصری هنر، مهمترین عوامل فرهنگسازی در جامعهاند. اما چنانکه گفتم هنر امروز ایران اسیر و دربند ایدئولوژی و سیاست است، نمیگویم هنر نباید به سیاست توجه کند، لازم است که تفقد داشته باشد، اما مشکل اینجاست که امروز هنرمان دستوری است و آزاد نیست، لذا جامعه به آن توجهی نمیکند. سریال که شروع میشود مخاطب خیلی سریع میفهمد که رسانه چه چیزی را میخواهد به او القا کند، پس حالت تدافعی به خود میگیرد. در نتیجه هنر وقتی هنر است که آزاد و رها باشد و در هیچگونه قید و بندی قرار نگیرد. متاسفانه در ایران، هنر در قالب های مختلف چون فیلم، موسیقی و دیگر مظاهر آن آزاد نیست و در اسارت ترقی نمیکند و جاذب نمیشود. این عامل اصلی توجه و گرایش عمده آحاد جامعه به تلویزیونها و رسانههای خارجی است.
پس مسائل فرهنگی و سیاسی نیز زمینهساز تنزل نظرگاه اجتماعی شدهاند.
این مشکل برخاسته از همان هنر در بند است که عرض کردم. هنری که اسیر، ایدئولوژیزده و سیاستزده است هنر نیست. کسی دنبال این هنر نمیرود. هنر شما کدام واقعیتهای اجتماعی را بیان میکند که جاذب باشد؟ کدام خواست مردم را برآورده میکند؟
بر سر ذائقه و سلیقه مردم چه آمده؟
مردم به دلیل اینکه خوراک خوبی از رسانههای داخلی نمیگیرند به دنبال جاهایی میروند که طعام خوبی به آنها میدهند. مردم میخواهند در این شرایط بحرانی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی صرفا شاد باشند و از اوقات فراغت خود استفاده کنند، پس دنبال رسانههای یا فیلم و موسیقی خاصی میروند که در نظر خودشان است، چون قید و بندی در آن وجود ندارد و دیوارهای پیرامون آن فرو ریخته است. در نظر داشته باشید که این هنر است که سلیقه را عوض میکند. در واقع هنر به شما فکر، تحرک و جنش میدهد. به قول تولستوی، هر خطی که میکشیم یک پیام است. هنر در بند جالب و جاذب نیست، و عدهای که هیچ دسترسی به جای خاصی ندارند و محدودند را صرفا تغریه میکند. دستگاه حاکمیت از مجرای هنر در پی آن است که جامعه را به وسیله هنر و هنرمندان به سمت و سویی که مد نظر دارد حرکت دهد. امروزه هنر مهمترین ابزار و وسیله تغییر فرهنگی است. اما در ایران، هنر در کدام موسیقی یا کدام شعر به معنای واقعی کلمه تبلور پیدا میکند؟ آمریکا و کشورهای بزرگ غربی از طریق هنر القای فکر میکنند و خواست، سلیقه و ذائقه مردم را تغییر میدهند، اما ما با این هنر و بینش چه میخواهیم بکنیم؟
در واقع باید اینطور گفت که به علت نبود زیرساختهای فرهنگی لازم، نباید هم از جامعه انتظار ذائقه و سلیقه صحیح اجتماعی و فرهنگی هم داشت.
باید گفت وقتی هنر پا به عرصه وجود میگذارد بینش، نوآوری و طرز فکر جدید به جامعه میدهد. امروزه سلایق جوانان عوض شده، چون ماهواره دارند، از تلفن همراه و ... استفاده میکنند. ولی مسئولین ما میخواهند جامعه تنها در حالت اسکولاستیک باشد و پا از آن فراتر نگذارد، به همین خاطر هم هست که مدام مبلغین مذهبی را به این و آن سو میفرستد تا مردم را تحت تاثیر قرار دهند. غافل از اینکه در بند ساختن مردم از منظر فرهنگی و اجتماعی، و در نتیجه تنزل سلیقه و ذائقه اجتماعی، نخست خود آنها را آزار خواهد داد. همانطور که عرض کردم هنر امروز ایران در بند و اسیر است و هنر در اسارت کاری نمیتواند بکند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
رهبر انقلاب در دیدار رئیس و مسئولان دستگاه قضا: تحول در قوه قضائیه باید در مدت زمان قابل قبولی ملموس شود
محمد کیانوشراد در گفتوگو با همدلی مطرح کرد: برای تغییرات اجتماعی انتخابات اصل نیست
ولیالله شجاعپوریان احترام امام زاده با متولی است
با مشارکت «خیانتکاران و تاجران خون» «معامله قرن» کلید خورد
همدلی از شائبه سواستفاده از زنان در نهادهای امنیتی گزارش میدهد پرواز پرستوها بر آسمان سیاست
رئیس سازمان خصوصیسازی در نشست شماره 187 خصوصیسازی و اقتصاد ایران مطرح کرد زحمات زیادی برای تخریب اقتصاد کشورمان کشیدهایم
طهماسب صلحجو در گفتگو با همدلی: سینما قرار نیست واقعیت را تکرار کند
امانالله قرایی مقدم در گفتگو با همدلی: هنر امروز ایران اسیر ایدئولوژی و سیاست است
احمدینژاد دوباره به ترامپ نامه نوشت بیچاره پستچی محمود

