تحریم ظریف، باب دل مخالفان داخلی برجام

عادل جهان آرای - از این‌که ایالات متحده آمریکا نمی‌خواهد برجام جانی دوباره بگیرد و حتی به شکلی که دولتمردانش می‌خواهند به حیات خود ادامه دهد، شکی نیست. آنها از ابتدا اعلام کردند که با این قطعنامه مخالفند و از روزی که قدرت رابه دست گرفتند نیت‌های خود را عملی کردند. گرچه همیشه ادعا می‌کردند که خواهان ایجاد روابط با ایران و ترمیم برجام و به همان نسبت ترمیم ارتباط با ایران هستند؛ ادعایی که حتی نزدیک‌ترین دوستان آنها آن را باور نمی‌کردندو حتی در داخل آمریکا، برخی از جمهوریخواهان این سخن را گزافه‌ای بیش نمی‌دانستند. حالا که وزیر خارجه ایران تحریم شد، دیگر دری نیست که بخواهد از آن سوی وارد برجام شود تا بتواند آن را احیا کند. تحریم ظریف به مثابه آن است که بخواهند با کسی گفت‌وگو کنند، اما در همان حال دهانش را ببندند. رفتاری که از سیاست ترامپ و مردان به قول ظریف گروه «بی» انتظار می‌رفت. اما آیا تحریم ظریف فقط خوشایند مخالفان برجام در خارج از کشور است یا مخالفان داخلی برجام هم از این تحریم سودی بردند؟ بی‌تردید، ظریف و نقش او در سیاست خارجی دولت حسن روحانی یکی از مشکلات مخالفان برجام بود. به همین علت از راه‌های مختلف و با رسانه‌های گوناگون سعی کردند ظریف را به صورتی یا از گردونه سیاست دور سازند یا آنکه نقش او را کاملا از نظر عملکردی بی‌اثر سازند. نگاهی به رسانه‌های این طیف از روزنامه کیهان تا تلویزیون در سال‌های اخیر و این اواخر تماشای فیلم تلویزیونی گاندو و خصوصا انگشت اتهام به سوی وزیر خارجه کافی است که دریابیم چرا ظریف از هر سو مورد حمله قرار می‌گرفت. آنچه که خوشایند گروه «بی» آمریکا و اطرافیان ترامپ بود، برخورد سخت و قهری و دشمنانه مخالفان برجام در داخل کشور بود که باعث می‌شد آنها- ایالات متحده- همیشه صدای مخالفان برجام در داخل ایران را شدیدتر از صدای موافقانش بشنوند و همین صدای بلند مخالفان چه بسا باعث تهییج و تشویق مخالفان بیرونی برجام و شدت عمل بیشتر دولتمردن فعلی آمریکا شد.
مخالفان داخلی برجام اتفاقا همین را هم می‌خواستند. آنها چون در داخل نمی‌توانستند به شکل صددرصدی برجام را ضربه فنی کنند، طبیعی بود چشم به خارج و خصوصا همفکر آنها یعنی آقای ترامپ و دوستانش داشته باشند تا به اصطلاح خودشان، به غائله برجام پایان دهد. حتی هنوز ترامپ به کاخ سفید نیامده بود، آنها صراحتا از ترامپ می‌خواستند که این کاغذپاره را آتش بزند و اتفاقا ترامپ همان کاری را کرد که آنها در داخل کشور می‌خواستند. بی‌تردید قاطبه ملت ایران تا زمانی که برجام برخی دریچه‌های تازه اقتصادی و دیپلماسی را به سوی ایران باز کرد، از آن حمایت می‌کردند و هنوز هم موافق این هستند که برجام بتواند به روزهای نیم‌بند کارسازی‌اش و گشایش وضعیت‌های اقتصادی گذشته برگردد.
اما گروهی کوچک و بسیار هم اقلیت هیچ وقت به این خواست ملی احترام ‌نگذاشتند و به انحای مختلف چوب لای چرخ کند برجام هم ‌گذاشتند. حال با تحریم ظریف حتما خیالشان از بابت برجام راحت شد و در مراسم ترحیم برجام دست‌افشان و غزلخوان به پایکوبی بپردازند. یقینا کسی از خردمندان و دلسوزان داخل کشور از ترامپ و دوستان آن توقعی ندارند که موافق توسعه یا پیشرفت کشور ما باشد و رفتارهای آنها را غیرطبیعی بدانند و به آن نقدی وارد کنند. اتفاقا رفتارهای آنها – دولتمردان فعلی آمریکا- طبیعی است، آما آنچه طبیعی نمی‌نماید مدعیان دلسوزی کشور در داخل است که وزن آنها معمولا در انتخابات متعدد خود را نشان می‌دهد و می‌توان به راحتی دریافت که آنها نمی‌توانند صدای قاطبه مردم باشد، اما به دلیل داشتن قدرت و امکانات فراوان صدایشان بلندتر از دیگران شنیده می‌شود. سود و زیان‌ برجام را می‌توان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور دید، به صورتی که سود آن همیشه بیشتر از زیان آن بوده است. حال با تحریم ظریف از سوی آمریکا باید دوباره منتظر باشیم که خواسته‌های دیگر این طیف در دفن کامل برجام به شکل‌های دیگر حاصل شود.