روزنامه همدلی
1398/06/16
آسیبشناسی مراسمها و مناسکهای دهه محرم در گفتوگوی اسماعیل امینی، شاعر آیینی، با همدلی
کارناوالی شدن عزاداریهمدلی | رضا دستجردی: نگاهی اجمالی به سیر تغییر و تحولات پدید آمده در روند عزاداریهای مذهبی طی سنوات اخیر نشان میدهد تحولات اجتماعی به همراه تغییر نوع نگاه به مداحی در تحولات حادث شده اخیر در برگزاری آیینهای دینی تاثیر بسزایی دارد. اسماعیل امینی شاعر آیینی، در گفتگوی حاضر، ضمن تاکید بر کنار گذاشتن ترس و بدبینی از تحولات رخ داده، بر لزوم آموزش مداحان و برچیدن پیرایههای ناصحیح از دامن دین و ائمه اطهار (ع) سخن میگوید.
ارزیابی شما از تغییر و تحولاتی که طی دهههای اخیر در سیر عزاداریها به وجود آمده چیست. فکر میکنید چه تفاوتی میان آنچه تعریف ما از عزاداری اصیل است با عزاداریهای امروز به وجود آمده؟
ابتدا باید اشاره کنم که ما نباید از تغییر بترسیم و اگر تحولی رخ داد در آن شک کنیم، در گذشته افراد سنتی از تغییر میترسیدند.تصور کنید که در گذشته بلندگو را خیلی با اکراه به مساجد و هیئتهای عزاداری راه دادند. یادم میآید خیلی از هیئتها بلندگو نداشتند و آن را بد میدانستند. پس یادمان باشد که نَفسِ تغییر بد نیست، مثلا اگر نوع نذری که میدهیم تغییر کرد، فرض کنید به جای قیمه، کتاب نذر کردیم یا نهجالبلاغه را میان هیئتیها توزیع کردیم، تصور نشود لابد سنتها را نابود کردهایم، نه اینطور نیست. نکته این است که در آیینهای مذهبی از جمله عزاداری برای سیدالشهدا(ع) یا سایر ائمه(ع)، باید تلاش کنیم روح کلی مجلس عزاداری چه در سخنرانیها، چه در آیینها و حتی چه در نذریها حفظ شود و جهت کلی به سمت گسترش معنویت و ترویج معارف اهل بیت(ع) باشد. صورتها اصلا اهمیتی ندارند، اینکه علامت آوردیم یا نیاوردیم، یا از پرچم چه رنگی استفاده کردیم نباید برایمان مهم باشد، آنهایی که نگاه جامع ندارند، همین ابزار و ادوات و مسائل دمدستی خیلی برایشان مهم است که واقعا نظایرشان هم در جامعه هست. نکته حائز اهمیت دیگر اینکه، در گذشته چون رسانه وجود نداشت و در دسترس نبود، هر کجا هر اتفاق خوب و بدی که میافتاد در همان جا میماند، اما امروز چون رسانه هست و اخبار و حوادث خیلی سریع منتشر میشود، آنهایی که به آیینهای دینی و مراسم خاص تشیع منتسب هستند باید از این منظر بسیار دقت کنند، چون هر حرفی که بالای منبر زده میشود حتی حرفهایی که در جمعهای خصوصی هیئت به زبان میآید و نهایتا هر کاری که در نوحهخوانی و مراسم عزاداری انجام میشود ممکن است در رسانه پخش شود، دیده و دستاویز حاشیهسازی شود. مسئله مهم دیگر آنکه، خود جاذبههای رسانه ممکن است موجب آن شود که آیینهای دینی از جمله عزاداریهای مذهبی به جای حرکت در جهت ترویج معارف، به سمت و سوی جاذبههای رسانه سیر کند. نگرانی اینجاست که نکند ذاکر اهلبیت(ع) هم مثل هنرپیشه سینما یا تلویزیون که دوست دارد دیده شود، دوست دارد لباس یا آرایش خاص داشته باشد، دوست دارد طرفداران بسیاری داشته باشد تغییر کند و در مسیری دیگر حرکت کند، چرا؟ چون جاذبههای رسانهای فرد را با خود میبرد، منبری هم ممکن است اینطور شود، ما امروز منبریهایی را داریم که مطرح رسانهها هستند و دائما به شهرهای مختلف میروند که کار بسیار بدی است، چون هر شهر منبری خاص خودش را دارد، اینکه در یک شهر کوچک بگویند منبر امشب با سخنرانی فلان حاجآقا از تهران، یا مثلا سخنران از شبکه سوم تلویزیون است، میدانید چه تاثیر شکنندهای بر منبریها و وعاظ آن شهر دارد؟ مثل آن است که بگوییم ما یک تیم محلی هستیم، اما اینها از لیگ برتر آمدهاند، نتیجتا باید مراقب بود که این جاذبهها میتوانند روح هیئت و روح معنویت را متاثر سازند، من خاطرم هست که در گذشته موقع عزاداری، چراغها را هم خاموش میکردند تا افراد یکدیگر را نبینند و هر کس در احوال خودش باشد، چه برسد به اینکه بخواهیم در هیئت فیلم بگیریم و در اینترنت بگذاریم، اینکه اینقدر احوالمان آشکار شود اصلا خوب نیست.
ولی موافق هستید که کیفیت برگزاری آیینها پایین آمد؟ درست است که میفرمایید با ظواهر کاری نداشته باشیم و روح عزاداری برایمان مهم باشد، اما قبول دارید که کیفیت عملکرد عناصر هیئت از جمله شعر، اجرا و... یا همین تاکید شما بر رسانهای شدن آیینها نشان از آن دارد که از اصالت عزاداریها فاصله گرفتهایم؟
خیر، من اینقدر هم بدبین نیستم، اتفاقا هستند هیئتها و مادحینی که به این مسائل توجه میکنند، حتی گاهی با هم رقابت میکنند که بهترین شاعر و شعر را پیدا کنند، یا گاهی وسواس به خرج میدهند و چند ماه روی یک شعر یا اجرا تمرین میکنند، نقطه مقابل آن هم هست، که گاهی برخی اندکی بیدقتی و سهلانگاری میکنند، اما یادمان باشد که کار درست و خوب و طبیعی معمولا بازتاب رسانهای پیدا نمیکند، معمولا این کار نابهنجار است که بازتاب رسانهای دارد، مثل بزرگراهی که هزاران ماشین در آن تردد میکنند، اگر یک ماشین خلاف کرد و راننده آن بد رانندگی کرد فیلم و تصویر همان یک ماشین پخش میشود، به همین دلیل خیلی از ما چون از طریق رسانه بازتاب یک نابهنجاری آیینی را میبینیم میگوییم ده تا هیئت است، یکی از یکی بدتر، ولی واقعیت این است که تنها ده تا هیئت بد هست، عوضش هزاران هیئت است که خوب و با ارزش بودهاند، ولی نکته جالبی نداشتهاند که با عنوان اخبار یا حوادث در اینترنت گذاشته شود. در واقع ما اگر از پنجره صفحه حوادث به مسائل نگاه کنیم فکر میکنیم همه دارند بد رانندگی میکنند، یا همه دارند، سر هم کلاه میگذارند، در حالی که این طور نیست، استثنائا چون آن یک نفر بد رانندگی کرده یا کلاهبرداری کرده عکسش را در روزنامه منتشر کردهاند، مردم که به صورت روزمره سر هم کلاه نمیگذارند، پس نابهنجاری بازتاب پیدا میکند و دیده میشود، ولی آن مواردی که بههنجار و خوب است دیده نمیشوند. خیلی از هیئتهای خوبی که در تهران و شهرستانها فعالاند و من در بسیاری از آنها شرکت کردهام، بازتاب رسانهای ندارند، چون اهل این نیستند که از دوربین و فیلمبردار استفاده کنند و مراسمشان را پخش کنند، همان هم صحیحتر است، این مقدار فیلم و تصویر گرفتن از هیئت اصلا خوب نیست، عزاداری باید در خلوت باشد.
این تغییر و تحولات چه روندی را از گذشته تا به امروز سپری کرده است؟
تغییر و تحولات هیئت تابع تحولات اجتماعی است. یادم میآید زمانی که من نوجوان بودم مردم لباس میخریدند برای اینکه فقط لباس داشته باشند، نه اینکه فقیر باشند، حتی افراد متمول هم اینطور بودند، به این شکل نبود که بخواهند رنگ لباسها را با هم ست کنند یا کفش را با لباسی خاص بپوشند یا اصلا بخواهند وقت بگذارند که بروند چند روز دنبال لباس بگردند، امروز اینطور نیست. تحولات اجتماعی طبعا تاثیرش را روی هیئتها هم میگذارد. فرض کنید در گذشته برند شدن یا چهره مطرح شدن چیزی نبود که بین مادحین رایج باشد، یا اصلا ما در گذشته تقریبا چیزی با عنوان صنف مداح یا صنف ذاکر اهل بیت(ع) نداشتیم، افراد شغل خودشان را داشتند، به هیئت هم میآمدند و برای مردم میخواندند، مداحی را هم غالبا افتخاری انجام میدادند، اما این کار بعدها به شغل تبدیل شد، نمیدانم خوب است یا بد، البته از نظر من خوب نیست. وقتی مداحی تبدیل به شغل شد اقتضائات شغلی هم در پی آن به وجود آمد، از جمله تبلیغ کردن، داشتن مدیر برنامه، برند بودن و حتی مناسبت تراشیدن، چون یک مدتی ایام محرم است، یک مدتی ماه مبارک رمضان است، بعد از آن چه؟ مادحین باید مدام کار کنند و کارشان رونق داشته باشد، اینها اقتضائات جدید است که در مداحی ایجاد شده، اما تغییر مهمتر و آسیبرسانتر، تبدیلشدن هیئت به مراسم است. هیئت مذهبی برای ذکر و یادآوری چیزی تشکیل میشود، بخش عمده آن هم ترویج معارف است، لذا هیئت مناسبت و بهانهای است برای اینکه افراد دور هم جمع شوند و ما چیزی را یادآوری کنیم، چنانکه مثلا در مجلس ختم هم همینطور است، کسی که از دنیا رفته، افراد برای ذکر جمع میشوند تا به یاد فرد بیاورند که روز قیامت و مرگ و حساب و کتابی هم هست، پس مجلس ختم، مراسم نیست، اما امروز هیئتها به مراسم تبدیل شده و این خوب نیست چون از محتوا خالی میشود. مراسم مثل مانور است، فقط صورت و نمایش است، محتوا ندارد، علت اصلی تبدیلشدن هیئت به نمایش هم همین تاثیر جاذبههای رسانهای است، من اگر باشم میگویم در هیئتهایی که مداحان مشهور برنامه اجرا میکنند فیلمبرداری نشود، آن وقت است که میبینید این نمایش چقدر به نفع محتوا کمرنگ میشود، وقتی دوربین میآید، همه اقتضائات نمایش هم میآید، اما اگر دوربین و رسانه نباشد، ما به جای اینکه به بیرون و به مخاطب توجه کنیم به خودمان توجه میکنیم، اما متاسفانه تحولات اخیر، مراسمها را به کارناوال شبیه کرده است، و قصد آیین مذهبی هم دست کم در مکتب تشیع، ایجاد کارناوال نبوده است، چون همه چیز جدی است و نه نمادین. به اعمال مذهبی که در واتیکان انجام میشود دقت کنید، ببینید چقدر ابزار و تجهیزات از جنس طلا و نقره و عاج دارند، شیعه این طور نیست و خیلی جدیتر از آن است که بخواهد به این شکل دفتر و دستک داشته باشد.
پس رسانه هر جا خوب باشد حداقل در این یک مورد تقریبا دارد به ضرر هیئتها عمل میکند.
به نظر من رسانه تقریبا هیچ جا خوب نیست؛ در معدود مواردی است که رسانه به انسان کمک کند، رسانه غالبا در همه چیز کار را به سطح میرساند. من بارها مشاهده کردهام که یک استاد برجسته فلسفه یا یک مفسر شناختهشده قرآن وقتی به رسانه آمده، اقتضائات رسانه او را با خود برده و بعد از مدتی مجبور شده سطحی شود، چون طبیعت رسانه این است که همه چیز را سطحی و با شتاب و عجله میخواهد. رسانه تامل ندارد، به نظر در مواردی که عمیق و جدیاند و به تفکر نیاز دارند تقریبا رسانه همه جا بد و آسیبرسان بوده است. رسانه فقط از این منظر خوب است که تقریبا توانسته پنهانکاری را از بین ببرد.
بیایید به عناصر سازنده یک هیئت بپردازیم، نظرتان در مورد سطح کیفی شعر، موسیقی و اجرا در هیئتهای امروز چیست؟
در گذشته، پسند، ذوق و دانش شعرا اهمیت بسیاری داشت و عمدتا شعرا را با عنوان استاد میشناختند، ذاکر و مداح به نسبت شاعر، فرودست و شاگرد بود و این شاعر بود که محتوا را تولید میکرد، اما متاسفانه امروز تصمیمگیرنده، مداح است و اوست که به شاعر میگوید چگونه و با چه لحن و ملودی شعر بگوید، این کار طبعا سلیقه را نازل میکند، در این شرایط به جای اینکه منبع و تکیهگاه ما ترویج معارف باشد، اقبال مخاطب است و ما به پسند مخاطب که ممکن است خیلی اهل تامل نباشد، محتوا تولید میکنیم، در این حالت محتوا هرچه سطحیتر و عجیب و غریبتر، مطلوبتر، به طوری که وقتی به شعر مداحیها گوش میکنیم میل عجیبی به مضمونسازیهای سطحی، حوادث عجیب، و زبانحالهای عجیب و غریب میبینیم، مداح با این روند به خیال خود میخواهد جلب توجه کند، اول مخاطب را به اوج برساند، بعد سخن تند و عجیبی را به زبان بیاورد که فکر میکند خوب است. دقت کردهاید جدیدا در فضای مجازی باب شده که برای هر چیزی مینویسند جنجالی، مثل سخنرانی جنجالی یا عکس جنجالی؟ متاسفانه امروز مداحیهای ما هم اینطور شده، اما هر چیزی که جنجالی باشد، لزوما جالب و خوب نیست، جنجال متعلق به آدمهای سطحی است، جنجال دستکم در عزاداری مذهبی و شعر خوب نیست، باید تامل کرد، نه ایجاد جنجال، خرق عادت و کار عجیب و غریب. کسی که برای عزاداری به هیئت آمده، آمده که در خودش تامل کند، نیامده که هیجانهایش را بیرون بریزد، موسیقی هم همینطور است، هر چه در موسیقی، نگاهمان به ملایمت، آرامش و ایجاد تامل باشد بهتر است تا اینکه بخواهیم شور و هیجان ایجاد کنیم، چون عزاداری شور و هیجان نیست، فرد عزادار است. کسی که میخواهد هیجانش را خالی کند چرا به هیئت آمده؟ برود استادیوم خودش را خالی کند، نحوه اجرا هم همینطور است، علاقه مداح به ایجاد شور و هیجان و هیاهو که دیگر عزاداری نیست.
شاید مخاطب این را میخواهد.
مثل نماز جماعت، مگر نمازگزار برای تفریح به نماز جماعت میآید؟ مگر پسند مخاطب تاثیری هم در آن دارد؟ امام جماعت طبق آنچه که آداب شرعی است نمازش را میخواند، دیگران هم به او اقتدا میکنند. امام جماعت نمیتواند بگوید من دوست دارم پنج بار سجده بروم چون نمازگزاران میخواهند، یا مخاطب سفارش بدهد که حاجآقا امشب فلان سوره را بخوان، اصلا چنین چیزی نیست. اساسا در هیئت عزاداری مخاطب هیچ سهمی ندارد جز اینکه ملاحظه زبانش شود، ولی اینکه چون جوان است من کاری کنم که بالا و پایین بپرد، یا چون متعلق به فلان جناح است حرفهایی بزنم که پسند اوست غلط است، چون این مجلس برای او تشکیل نمیشود. من میپرسم هیئت برای چه تشکیل میشود؟ اصلا مگر صاحب هیئت مداح است یا مخاطب؟ یا حتی بانی هیئت؟ صاحب هیئت اینها نیستند، داعیه علاقهمند به برپایی این مجالس، خدمت به اهل بیت(ع) است، من زمانی که کوچک بودم، در هیئتها کمک میکردم نذری بدهیم، فردی خواست وارد هیئت شود، یکی از بچههای هیئت جلوی او را گرفت و گفت نمیتوانی وارد شوی، پدرم پرسید چرا نمیشود؟ گفت او اهل محل ما نیست و من نمیشناسمش، اینجا هیئت خودمان است و او نمیتواند وارد شود، پدرم پرسید هیئت ما؟ ما را هم صاحب هیئت راه داده، اینجا هیئت ما نیست، هیئت امام حسین(ع) است. اگر ما به عنوان شاعر، مخاطب، بانی هیئت یا مداح چنین تصوری داشته باشیم هرگز سلایق خودمان را تحمیل نمیکنیم چون هیئت مال ما نیست؛ کنسرت موسیقی نیست که بگویم من دوست دارم اینطور اجرا کنم. متاسفانه بعضی از مداحان خیلی «من» میگویند، من امشب حالم اینطور است، من دوست دارم...، من میخواهم...، میخواستی به هیئت من نیایی، تو خادم اهل بیتی، نوکر اهل بیتی، چرا اینقدر من میگویی؟ این خوب نیست، من نیامدهام که مطرح شوم، من به عنوان خادم اهل بیت(ع) آمدهام کنار باشم تا توجه را به معارف اهل بیت(ع) جلب کنم.
پس نتیجه میگیریم که این تنزل سطح کیفی برگرفته از تاثیر و تاثیرات اجتماعی است؟
البته همه هم اینطور نیستند، فقط تعدادی از مادحین و هیئتها اینگونهاند، وگرنه بدنه جامعه و اصل آنچه که تشکیلدهنده هیئتهای مختلف کوچک و بزرگ است اصلا اینطور نیست و حال و هوای خودشان را دارند.عمده هیئتها اصلا نگران این نیستند که عزاداریشان بازتاب پیدا کند یا سیدی آن منتشر شود، این توجه در برخی هیئتها صرفا به خاطر آن است که زیاد در رسانهها و شبکههای اجتماعی دیده میشوند که خوب هم نیست. خود من به شخصه هیئتهای کوچک را بیشتر دوست دارم و اگر برکتی هست در آنهاست، هیئتهایی که مثل ادارات، تشکیلات و سلسله مراتب دارند خوب نیستند، چون صفا و بیریایی هیئت اصیل را ندارند، گویی کارشان، برنامهریزیشده و مدیریتشده است. حتی دیدهام گاهی دعا کردنهایشان هم برنامهریزی شده است که برای چه کسی دعا کنیم و برای چه کسی دعا نکنیم و این خیلی بد است.
آیا سیاستگذاریهای فرهنگی دولتی و حکومتی تاثیری در روند این تغییر و تحولات داشتهاند؟
این گونه سیاستگذاریها اصلا کار دولت نیست، حتی کار حکومت هم نیست، دخالت این دو بخش در این امر بسیار اشتباه است، حتی در این حد که مثلا اعلام کند بیایید فلانجا پرچم مجانی بگیرید، یا بیایید سهمیه برنج یا شکر مخصوص ماه رمضانتان را دریافت کنید، من حتی با این کار که جلوی ادارات، کتیبه محتشم و پرچم سیاه عزاداری بزنند مخالفم. هیئت چیزی است که مردم با پول خودشان راه میانداختند، نه اینکه مسئول خرید اداره با بودجه دولتی برود پنج عدد پرچم بخرد و به نردههای اداره بزند. وارد شدن بودجههای عمومی به عزاداریها اصلا کار خوبی نیست. وارد شدن بودجههای عمومی به راهپیمایی اربعین اصلا درست نیست. شیعه، هیئت امام حسین(ع) را با جان و مال خود تا به اینجا آورده، امروز هم در برخی کشورهای همسایه برای برپایی هیئت فقط پول نمیدهند، از جان و حیثیتشان هم مایه میگذارند، پاکستان یا افغانستان را ببینید که همین چند وقت پیش عزاداریشان را به خاک و خون کشیدند، لذا دخالت حکومت و دولت در هیئتهای عزاداری اصلا صحیح نیست، اما میتوانیم بگوییم نهادهای فرهنگی ما مثل دانشگاهها یا حوزههای علمیه بیایند سیاستگذاری کنند، جهت بدهند و کمک علمی کنند، اما دخالت دولت یا حتی وزارتخانههای آن در عزاداریها کار درستی نیست، دولت صرفا باید پشتیبانی کند.
ولی خیلی دخالت کردهاند.
بله، چون هیئت، رسانه قدرتمند و تاثیرگذاری است و با مردم ارتباط مستقیم دارد. در حقیقت منتسبشدن به هیئت، حضور در هیئت و استفاده از قدرت نفوذ هیئت، همیشه برای سیاستمدارها و اهل قدرت جاذبه داشته، حتی گاهی از آن استفاده انتخاباتی میکنند، نزدیک انتخابات که میشود کاندیداها به تدریج در هیئتها رفت و آمد میکنند، اقدامی که اصلا خوب نیست، چون پیوستگی در عزاداری برای اهل بیت(ع) با تحولات سیاسی که مدام هم تغییر میکند موجب آن میشود که عیبها و کاستیهایمان در عالم سیاست در چشم آنهایی که خیلی هم اهل تجزیه و تحلیل نیستند به پای دین گذاشته شود و بگویند هیئتیها همهشان اینطور هستند، یک چیزی میگویند، اصلا هم عمل نمیکنند، پس پول بیتالمال اصلا نباید خرج عزاداری شود، هر کس باید از جیب خودش، پول هیئت را بدهد، حتی وقت اداری نباید صرف این دست امور شود. اینکه من و شما به یک اداره دولتی برویم و ببینیم کارشان را یک ساعت تعطیل کردهاند تا زیارت عاشورا بخوانند و عزاداری کنند کار بسیار بدی است، فرد عزادار باید آن یک ساعت را بعد از اینکه اداره تعطیل شد از وقت خودش صرف عزاداری کند نه از وقت کارش، ولی متاسفانه این امر مرسوم است، لذا من باید از پول و علایق و وقت شخصی خودم خرج دین کنم، البته بعضی چیزها ضرورت دارد، مثلا اگر فرد در فلان ساعت نمازش را نخواند قضا میشود، لازم است برود و نمازش را بخواند، ولی هیچ ضرورتی ندارد که صبح، اداره را یک ساعت تعطیل کنند و بروند سینه بزنند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
گزارش همدلی از ظروف یک بار مصرف نذوراتی که بلای جان محیط زیست است بار سنگین طبیعت در ایام محرم
عاشورا؛ آئینها و آرمانها
داستان تکراری «مرگ مشکوک»
دستور رئیس جمهور برای معرفی فوری مدیرعامل هپکو
انتشار فیلم و عکس کودک، بسیار غلط
ایران گام سوم کاهش تعهدات برجامی خود را عملی کرد شوک ایران به برجام
آسیبشناسی مراسمها و مناسکهای دهه محرم در گفتوگوی اسماعیل امینی، شاعر آیینی، با همدلی
احمدخرم اصلاحات و اصلاحطلبی
بازگشت سیاست ستاره دارشدن دانشجویان
احمدخرم اصلاحات و اصلاحطلبی
عاشورا؛ آئینها و آرمانها
مادر دشمنیها

