هدف‌گذاری صنعت پتروشیمی در تولید متانول و ‌مصرف گاز متان

سید حسین میرافضلی‪-‬ در حال حاضر قیمت تمام شده متانول در ایران بین 95 تا 120دلار بر تن است و قیمت تمام شده متانول در چین به عنوان یکی از بزرگترین مصرف کنندگان متانول ایران حدود 200 دلار است. با لحاظ هزینه حمل تا چین و سایر هزینه‌های جانبی باز هم تولیدکنندگان متانول ایران توان رقابتی نسبتا مناسبی با شرکت‌های فروشنده‌ متانول چین و شرکت‌های آسیایی دارند.
ظرفیت تولید متانول جهان در حال حاضر حدود 120میلیون تن و میزان تولید حدود 87میلیون تن در سال اس.ت با بهره‌برداری کامل از متانول کاوه، دنا، سبلان، سیراف و سایر واحدهای متانول، تولید متانول ایران به حدود 20میلیون تن در سال خواهد رسید. با لحاظ میزان افزایش مصرف سالانه متانول و افزایش سریع میزان تولید در سال‌های آتی خصوصا در آمریکا، به‌زودی شاهد افزایش فاصله بیشتر میان ظرفیت تولید نصب شده در جهان با میزان تولید خواهیم شد؛ زیرا تقاضا برای همه ظرفیت‌های نصب شده وجود نخواهد داشت و برخی شرکت‌های تولیدی مجبور به کاهش ظرفیت تولید به حدود 50درصد خواهند شد. با این اوصاف رقابت شدید بین صادرکنندگان منجر به کاهش قیمت متانول خواهد شد.
از جمله عوامل تاثیرگذاری که نقش تعیین کننده در تجارت متانول خواهند داشت عبارتند از: قیمت تمام شده متانول در هر کشور و‌هر شرکت-میزان سرمایه‌گذاری هر کشور و شرکت در صنایع پائین دست متانول-موضوعات سیاسی و تحریم و خطرات جنگ و غیره.
شرکت‌های چینی به سمت واحد‌های MTO حرکت کرده‌اند و بخش قابل توجهی از متانول وارداتی از ایران در واحدهای MTO استفاده می‌‎شود با قیمت‌های کنونی الفین استفاده از متانول 200 دلاری و حتی متانول 170دلاری در واحدهای MTO مقرون به صرفه نیست، چرا که قیمت اتیلن و پروپیلن اکنون حدود850 تا 900دلار شده و با ورود محصولات آمریکایی در حجم بالا و ‌قیمت کم چشم انداز چندان روشنی هم برای افزایش قیمت اتیلن و پروپیلن در آینده نزدیک متصور نیست.


برای تولید یک تن اتیلن یا پروپیلن باید حدود 3تن متانول مصرف شود که اگر قیمت متانول 200دلار باشد می‌‎شود 600 دلار با لحاظ هزینه کاتالیست‌ها و سایر هزینه‌های تولید، قیمت هر تن اتیلن و پروپیلن در شیو MTO حدود 800 دلار خواهد شد که با توجه به نوسانات بازار و ریسک‌های متعدد و قیمت‌های کنونی توجیه اقتصادی ندارد، لذا تنها راه منطقی این است که در واحدهای MTOاز گاز متان به تولید متانول ۸۷درصد و از آن به اتیلن و پروپیلن برسند، در این صورت با ورود به زنجیره ارزش حاشیه سود نسبتا مناسبی حاصل خواهد شد که اگر چنین شود مصرف متانول وارداتی در واحدهایMTOچین کاهش خواهد یافت. نکته مهم اینکه بیش از 80درصد متانول ایران به چین و بخش کمی هم به هند صادر می‌‎شود که هر دو بازار در معرض تهدید جدی توسط متانول صادراتی آمریکای شمالی و جنوبی قرار دارند.
درحال حاضر حدود 28 درصد متانول تولیدی جهان یعنی حدود ۲۵میلیون تن در واحد‌های تولید فرمالدئید مصرف می‌‎شود و حدود 20درصد در واحدهای MTO و 10درصد در تولید اسید استیک و حدود 8درصد در واحدهایMTBE/TAME و حدود 12درصد به عنوان سوخت و مکمل سوخت دیزل و8درصد در DME و 10درصد مابقی نیز در سایر حوزه‌ها استفاده می‌‎شود. سهم مصرف واحدهای MTO رو به افزایش است و ممکن است به 30درصد برسد.
حدود 28درصد متانول در تولید فرمالین استفاده می‌‎شود که درصد کمی از فرمالین تحت عنوان پارافرمالین صادر می‌‎شود عمده فرمالین تولیدی جهان در همان کشورهای تولیدکننده مصرف می‌‎شود. حدود 63 درصد فرمالدئید آب است لذا صادرات آن با توجه به هزینه‌های سنگین حمل اقتصادی نیست، لذا جهت صادرات آن را با صرف هزینه و احداث واحد پارافرمالدئید به محصول خشک که آب آن جدا شده تبدیل می‌‎کنند که هزینه‌های خاص خود را دارد. بخشی از متانول نیز به UFC80 تبدیل می‌‎شود که ترکیب متانول و اوره است و کاربرد آن نیز بیشتر در صنعت رزین‌ها است. این محصول نیز 20درصد آب دارد که صادرات آن هزینه بیشتری دارد، لذا مقرون به صرفه است که صنایع پائین دست متانول در حوزه فرمالدئید‌ها و رزین‌های مربوطه در ایران احداث شوند.
تا چند سال پیش آمریکای شمالی واردکننده متانول بود و سالانه حدود 6 میلیون تن متانول از امریکای جنوبی وارد می‌‎کرد، اما اکنون آمریکای شمالی حدود 8میلیون تن صادرات خواهد داشت و 6میلیون تنی هم که آمریکای جنوبی به آمریکای شمالی صادر می‌‎کرد، اکنون روانه چین و هند و اروپا و سایر وارد کنندگان خواهد شد و رقابت در فروش متانول سخت و سخت‌تر خواهد شد.
پتروشیمی زاگرس به عنوان بزرگترین واحد تولیدکننده ایران طی سال‌های گذشته که حاشیه سود مناسبی کسب می‌‎کرد، تمرکز خود را در استمرار تولید قرار داد و ‌اقدام جدی جهت اجرای پروژه MTO انجام نداد. عدم سرمایه‌گذاری در حوزه پایین‌دست متانول در آینده شرکت را تحت فشار قرار خواهد داد. فرصت برجام فرصت مناسبی جهت احداث واحد MTO توسط این شرکت بود که محقق نشد و در شرایط افزایش تولید متانول و ‌محدودیت‌های بازار فشار بر تولیدکنندگان ‌بزرگ بیشتر خواهد شد و ممکن است مجبور شوند با 60تا 70درصد ظرفیت تولید کنند که این منجر به عدم‌النفع کلانی خواهد شد.
موضوع دوم احداث واحد‌های MTO است‎باشد. از سال 1405 تولید اتان در کشور کاهش خواهد یافت و دلیل آن افت فشار گاز مخازن گازی پارس جنوبی خواهد بود؛ یعنی از 7 سال آینده واحدهای الفینی منطقه عسلویه با مشکل تامین خوراک اتان مواجه خواهند شد و حتی در مقاطع اورهال فازهای پارس جنوبی ممکن است واحدهای پلی‌اتیلنی نیز با مشکل تامین خوراک مواجه شوند و قطعا این وضعیت از 10سال آینده سخت‌تر خواهد شد لذا منطقی است در منطقه عسلویه روی واحدهای MTO و GTO سرمایه‌گذاری شود. درست است که سرمایه‌گذاری اولیه واحدهای GTO نسبتا بالاست، اما با نگاه بلندمدت حاشیه سود این واحدها مناسب و قابل رقابت با واحدهای الفینی خواهد بود و دلیل آن این است که در ایران گاز متان بسیاری وجود دارد که بخش قابل توجهی از آن نیز در مصارف خانگی و تجاری و نیروگاه‌ها هدر می‌‎رود و وزارت نفت با کمترین قیمت گاز را به این 3 بخش پر مصرف می‌‎فروشد؛ اگر نفروشد هم مصرف کننده عمده دیگری ندارد.
حدود 70میلیارد متر مکعب گاز تولیدی کشور در این 3بخش هدر می‌‎رود در حالی که مصرف یک واحد 1.65 میلیون تنی متانول یا یک واحد 550هزار تنی GTO حدود 1.4 میلیارد متر مکعب گاز متان است.
یعنی اگر 10واحد GTO در ایران احداث شود جمعا 14میلیارد متر مکعب معادل یک پنجم گازی که هدر می‌‎دهیم گاز مصرف خواهند کرد، اما سالانه حدود 5میلیارد دلار درآمد ارزی و ده‌ها هزار شغل مستقیم و غیر مستقیم ایجاد خواهند کرد. اما در خصوص توجیه اقتصادی واحدهای GTO این نکته مهم است که ما 1.4 میلیارد متر مکعب گاز متان به قیمت تغریبی 112 میلیون دلار را به 550 هزار تن اتیلن و پروپیلن با ارزش حدود 450میلیون دلار تبدیل می‌‎کنیم برای احداث یک واحد GTO با ظرفیت تولید یاد شده، بدون واحدهای پلی اتیلن و پلی پروپیلن نیاز به 850 میلیون دلار سرمایه گذاری است. هزینه تولید یا OPERATING COST واحدهای GTO کمتر از سایر واحدهای الفینی است اما حجم سرمایه‌گذاری بیشتر است؛ لذا فقط در صورت تامین منابع ارزی با بهره کم و دوره تنفس مناسب و با نگاه استراتژیک و بلندمدت این پروژه‌ها اقتصادی است؛ خصوصا برای ایران پروژه‌های MTO نسبت به همه کشورهای جهان اقتصادی‌تر است؛ به دلیل اینکه گاز متان زیاد و پایدار در اختیار دارد و ضمن اینکه خود یک مصرف‌کننده محصولات الفینی است دسترسی مناسب جغرافیایی به بازارهای مهم جهان دارد و نیروی انسانی ارزان و متخصص و سایر پیش نیازها و زیرساخت‌های لازم را در اختیار دارد.
سرمایه‌گذاری در حوزه پائین‌دست متان از قبیل متانول، MTO، GTL و زیرشاخه‌های متانول از قبیل فرمالین و اسید استیک و غیره در ایران ضروری است و امید است مشوق‌های لازم جهت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در این حوزه ایجاد شود و یکی از قابل اتکاترین مشوق‌ها اختصاص خوراک با قیمت بخش تجاری و خانگی و نیروگاهی برای مدت 10سال برای سرمایه‌گذاری‌های جدید است.
متاسفانه در ایران روی شاخه فرمالدئید متانول هم سرمایه‌گذاری مناسبی انجام نشد که اگر صورت می‌‎گرفت، می‌‎توانستیم چند میلیون تن مصرف متانول در این بخش داشته باشیم و ‌اشتغال قابل توجهی نیز برای جوانان جویای شغل ایجاد می‌‎شد.