رهاشدگی رسانه‌ای مردم

بارها و بارها اهالی رسانه در مورد تغییر مرجعیت رسانه در کشور هشدار و پندار داده اند.
شاید مردم عادی تصور درست و کاملی از گزاره فوق نداشته باشند لیکن مبرهن است که روز به روز عوارض این موضوع بیشتر و بیشتر هویدا می‌شود.به نوعی به نظر می‌رسد جامعه
از لحاظ رسانه ای رها شده است و هر شبه رسانه ای
و هر فردی که نام خبرنگار بر روی خود گذاشته می‌تواند با ترفند‌های خاص، خود را مرجع نشان دهد.


بهرحال در به وجود آمدن این شرایط خیلی‌ها مقصر هستند؛ از منِ روزنامه نگار ساده قلم
به دست گرفته تا صدا وسیما با آن بودجه چند صد میلیاردی اش هرکس به سهم خود مقصر است.هرچند که روشن است تلویزیون
نقش بسزایی در این رها شدگی دارد.
چندی پیش یکی از روزنامه‌های باسابقه نوشته بود:«تا وقتی صدا وسیما درگیر فروش عالیس است نمی‌توان ناهنجاری‌های اجتماعی را کنترل کرد.» این نوشته عین صواب است.ساختارهای غلط و پیچیده و ایضا تصمیم گیری‌های
نادرست شرایطی را ایجاد کرده تا تلویزیون بیش از آنکه برای جذب مخاطب جهد کند در تلاش برای پیدا کردن راه‌هایی باشد تا حقوق پرسنل خود را بپردازد.همین می‌شود که می‌بینید تقریبا می‌توان گفت کل صدا و سیما شده
آگهی و رپرتاژ و در کنار آن دعوا و جدل با دولت برای جذب بودجه بیشتر. وقتی امروز پس از مدت‌ها پیچ رادیو را باز کردم
در کمال شگفتی متوجه شدم حتی رپرتاژهای عذاب آور در برنامه‌های این رسانه هم رسوخ کرده و روزگاری که رادیو جوان را به عنوان یک رادیو برتر می‌شناختیم اما در چند دقیقه ای
که این موج را گوش می‌دادم فقط رپرتاژ از فلان نمایشگاه و یا فلان تولید کننده بود .
حال در چنین شرایطی مشاهده می‌شود
در رسانه‌های به اصطلاح رقیب صدا و سیما که در خارج از کشور فعالیت می‌کنند نشانی از آگهی و رپرتاژ مشاهده نمی‌شود.بنده کاری به منشا بودجه آن رسانه‌ها ندارم و تنها عرضم این است درگیری‌های بیزینسی صدا وسیما از یکسو و ابتکارات و خلاقیت‌های رسانه‌های رقیب موجب شده مردم و جامعه در میان خرواری از اخبار‌ها و گزارش‌های درست و
غلط که تشخیص آن حتی برای قشر
الیت جامعه سخت است غوطه ور باشند.کجای دنیا و در کدام دانشگاه و کلاس آموزش مبانی خبرنگاری و مدیریت رسانه گفته شده که
یک ویدئوی ارسالی از طریق تلفن همراه که زمان ، مکان و ابعاد آن ناپیداست می‌تواند یک «خبر» تلقی شود و بر روی آن تحلیل رفت ؟
اکنون در بیشتر رسانه‌های فارسی زبان
خارج از کشور غالبا همین روش برگزیده شده و اجرا می‌شود !
صد البته بایستی تصمیم گیران اصلی فکری اساسی و بنیادی برای این شرایط کنند و مسیر رسانه ای کشور را اصلاح نمایند ولی تا همین جای کار خیلی از اتفاقات تلخی
که در جامعه رخ می‌دهد را باید به پای کاهلی تلویزیون نوشت .
اینکه رسانه ملی و رسانه‌های وابسته در این مورد
فشل باشند و رسانه‌های مستقل در منگنه، نتیجه
همین است که مشاهده می‌کنید؛ رها‌شدگی رسانه‌ای جامعه .از همین رو یک عده در آن سوی
دنیا به سادگی و با یک خبر کذب و یک نسیم
رسانه ای جامعه ای را ملتهب می‌کنند تا برداشت‌های خود را داشته باشند. نمی‌دانم این بدیهیات را چگونه و با چه زبان و منطقی بایستی نوشت که تصمیم گیران هشیار شوند.ما مدام
در حال چوب خوردن از این ناحیه هستیم و کماکان هم برخی تصور می‌کنند با «بستن» باید کنترل کرد. اصلاحات موثر ساختار‌های
رسانه‌ای و تغییر نگاه به رسانه می‌تواند بخش اعظمی‌از مشکلاتی که در وقایع آبان ماه
با آن درگیر بودیم روی ندهد. برای گام نخست، مجلس شورای اسلامی‌می‌تواند به جای حرکات نمایشی و استیضاح‌های بی نتیجه سریالی که فقط هدر دادن
بیت المال است دراین باره طرحی نو دراندازد. اگر نمایندگان محترم به دنبال ابراز وجود جهت جمع کردن رای هستند، بسم الله.
این پیشنهاد دندان‌گیر و کاری اساسی است.