روزنامه آفتاب یزد
1398/10/02
اصرار بر دوری از مردم
ستایش کرمیان- کیهان دیروز رضا رشیدپور را به سختی مورد انتقاد قرار داد. این مجری مردمی بعد از مدتها دوری، ویژه برنامهای به نام «شب آرام» را روی آنتن برد و از این تریبون برای انتقاد از دولت و همینطور یادآوری جای خالی مجری محبوب ورزشی، عادل فردوسی پور، استفاده کرد. کیهان هم با اشاره به حمایت همه جانبهی رضا رشیدپور در انتخابات، وی را به عدم ثبات سیاسی متهم کرد. کیهان همچنین به خاطر دوبار ذکر شدن نام گزارشگر ورزشیای که «به دلیل تخلفات متعدد در شبکه سه، هدف واکنش اداریقرار گرفته» به رشیدپور خرده گرفت. کیهان
در انتها رشیدپور و امثال او را یکی از دلایل وجود معضلات کنونی دانست.
به نظر میآید ماجرای مجریهای به ظاهر ممنوعالتصویری صدا و سیما و حواشیهای آنها هرگز تمامی ندارد. از طرفی چرایی دوری آنها و از طرف دیگر خبرسازیها و پرخاشهایی که از سوی بعضی رسانهها و افراد با صورت مستمر و مغرضانه آنها را مورد هدف قرار میدهد، پرسشهایی را در ذهن مخاطبان ایجاد میکند که هرگز پاسخی برای آنها یافت نمیشود.
صدا و سیما در اکثر مواقع در مقابل این ممنوعالتصویریها سکوت میکند و تا جایی که بتواند هیچ توضیحی نمیدهد. این سکوت گاهی آنقدر عمیق است که حتی خود مجری به ظاهر ممنوعالتصویر شده تا مدتها از ممنوعیت خود آگاه نمیشود. علی درستکار مجری برنامهی موفق «این شبها» که شبکه یک پخش میشد، حالا نزدیک
سه سال است که ممنوعالفعالیت است و خودش
میگوید بعد از مدتها تلاش و دوندگی برای حضور و تولید برنامه و عدم موفقیت به صورت «غیر مستقیم» و در گوشی به او گفتند که ممنوعالفعالیت است و البته صدا و سیما هرگز این خبر را تایید نکرد. ماجرا
هر چه که بود، علی درستکار دیگر هرگز برنامهای
در صدا و سیما نگرفت. آزاده نامداری هم که طی یک ماجرای جنجالی از صدا و سیما حذف شد، در این باره میگوید:«من یک اصل را در تلویزیون فهمیدهام که هیچوقت به من مجری نمیگویند ممنوعالفعالیت هستی و نمیتوانی اجرا کنی. کسی به من این را نگفت و
هیچ نامهای وجود ندارد و کسی با صراحت از ممنوعالتصویری با من حرف نزد.»
این سکوت به حاشیهها و شایعهها دامن میزند. برای هر مجری ممنوعالتصویر شدهای چندین شایعه است و هیچ کس نمیداند دقیقا کدام صحت دارند. داستانها متنوعاند. گاهی خیلی طنزاند و گاهی خیلی گنگ. مثل «همسرتون شبیه چه میوهایه؟» محمود شهریاری یا «تخلفات متعدد» فردوسی پور.
این عدم شفافیت باعث شده که در اکثر مواقع عامهی مردم از این مجریان که عموما هم از محبوبیت خوبی برخوردارند حمایت کنند. اما آیا این به اصطلاح یکطرفه به قاضی رفتن کار درستی است؟ آیا اگر صدا و سیما مدرکی برای «تخلفات متعدد» فردوسی پور ارائه میکرد، مردم همچنان از وی طرفداری میکردند؟ اصلا این عدم ارائهی مدرکها و ایجاد حواشی چه علتی میتواند داشته باشد؟
و اما سرانجام این مجریان ممنوع التصویر چه میشود؟ این مجریان عموما تلاش میکنند که با تکیه بر محبوبیتشان در رسانههای دیگر برای خود جایی باز کنند. عدهای به سمت شبکهی خانگی کشیده میشوند. هرچند که در این شبکه اقبال کمتری دارند. مهران مدیری در این باره میگوید:«شبکهی نمایش خانگی قابل مقایسه با تلویزیون نیست. برای این که من یک مخاطب ۷۰ میلیونی رو عوض کردم با یک مخاطب ۳ میلیونی و این طی سالها آزارم میدهد.» عدهای هم به دنیای سینما و حرفهی بازیگری کشیده میشوند. مثل رشیدپور و فیلمهای «بیپولی»، «شیشوبش»، «سوپر استار»و «در امتداد شهر». بعضی هم بعد از حل مشکلهایشان با صدا و سیما به آن باز میگردند. اما عدهای هم مجبور شدند که به طور کلی از حرفهی خود خداحافظی کنند.
سوال دیگری که میتواند در اینجا مطرح شود این است که چرا صدا و سیما با وجود محبوبیت زیاد برنامههایی مثل نود حاضر به حذف آن میشود. از دلایل این تصمیم میتوان به منبع اصلی درآمد و تامین بودجهی این سازمان اشاره کرد. بودجهی دولتی این سازمان باعث میشود که تا حد زیادی نیاز به جلب و حفظ مخاطب نداشته باشد. به عبارت دیگر بقای سازمان به مخاطبینش وابسته نیست. در نتیجه اشتیاق و انگیزهای برای جلب حمایت آنها ندارد. تمام اینها باعث میشود که نسبت به مخاطب خود پاسخگو نباشد و به او اهمیتی ندهد.
در انتها، همهی این ماجراها از جمله حذف شدن مجریهای محبوب و به تبع آن توقف برنامههای آنها باعث شده که مخاطبین صدا و سیما روز به روز کمتر و کیفیت برخی برنامهها علیرغم بودجههای کلان دولتی پایینتر آیند. این در حالی است که بغض مخاطبین از صدا و سیما به خاطر ناپدید شدن پیدرپی برنامههای محبوبشان بیشتر میشود. صدا و سیما هم نه تنها پاسخگو نیست بلکه به نظر میآید که به مخاطبین خود بیتوجهی میکند و اهمیتی برای آنها، علایقشان و حتی پرسشهایشان قائل نیست. در این میان بعضیها هم با طرفداریهای تند و سوگیرانه به این کارهای صدا و سیما دامن میزنند. آنها نهتنها حامی مردم و خواستههایشان نیستند بلکه سعی دارند این مجریان محبوب را از چشم مردم بیندازند.
سایر اخبار این روزنامه
از پستونک و شیشهشیر طلاتا کِشهای طلاباف برای نوزاد!
ناتوانی درشناسایی منشاء بوی بد تهران همچنان ادامه دارد
صدا و سیما آدرس غلط ندهد
پروندههای هفتسنگان و کلاک به صورت ویژه رسیدگی میشود
گزارش کمفروشی بنزین: تایید کم فروشی در 215 جایگاه
عبدالله عبدالله کوتاه میآید!
پیشبینی مطهری: FATF تصویب میشود
صیادان در برزخ بنزین!
رهاشدگی رسانهای مردم
برداشت سنتی از مفهوم استقلال
فراموشی اسلوبها!
عوامل طبیعی یا مدیریت کدام مقصر هستند؟
پارادوکسیکال
اصرار بر دوری از مردم

