پارادوکسیکال

اکبر زمانی‪-‬ تلویزیون موجبات شهرت افراد می‌شود و افراد از همان شهرت استفاده زیادی می‌برند یعنی پول خوبی به جیب می‌زنند! مثلا عادل فردوسی پور کتابی ترجمه می‌کند و به چاپ بالای سی ام می‌رسد و تصور کنید ناب‌ترین کتاب‌هایی که به واقع برای اندیشه و اندیشیدن مردم نیاز است، حتی نمی‌توانند به چاپ اول برسند.
این از آن جهت است که محتوای کتاب امثال عادل فردوسی پور هم در سطح قطعات ساده‌ای ختم می‌شود که با کتاب‌هایی چون چه کسانی ماست و پنیر مارا جابجا می‌کنند، یکی است. امثال فردوسی پورها با شهرتشان به راحتی می‌توانند در جریان فرهنگی اثرگذار باشند اثری که اساتید و دانشگاهیان حوزه اندیشه به هیچ وجه نمی‌توانند بگذارند. این قدرت عجیب در اثرگذاری را فرد به واسطه تلویزیون بدست می‌آورد، این از آن جهت نیست به نفع رسانه‌ای چون تلویزیون قدم بردارم و درصدد نقد یکجانبه برآیم حرفم این است که اگر طبق حرف فردوسی‌‌پور که گفتند من فرزند رسانه هستم و... باید بپذیریم تلویزیون فرزندانی شبیه به خودش تولید می‌کند. همین رفتار مجری با مهمان برنامه که اتیکت لباس مهمون را کند در حالی که در هیچ زاویه‌ای از دوربین برنامه مشخص نبود! برخی‌ها نوشتند رفتار عجیب مجری...! کجای این رفتار عجیب بوده است؟ مجریان تلویزیون غالبا همین رفتار را دارند. اشتباه از مردمی‌است که وقتی رسانه ای مثل تلویزیون دعوتشان می‌کند با شور و شوق بسیار
خود را به آن می‌رسانند همین موجب می‌شود
مجری برنامه ای که جایگاه خود را از


مردم به دست آورده با مردم به نحو دیگری رفتار کند. یک پارادوکسیکال جالبی وجود دارد مردم از تلویزیون می‌نالند و نقد و اعتراض بسیاری دارند ولی در عمل اینگونه نیست. افراد زیادی هستند که با اینکه تلویزیون را به شدت نفی می‌کنند ولی حضور در تلویزیون برایشان افتخار است و در لفافه با ژست و فیگورشان می‌توانیم این لذت را ببینیم که چقدر با افتخار از حضور در تلویزیون حرف می‌زنند. این رفتار عجیب است؛ رفتارهای رسانه به مردم عجیب نیست زیرا این مورد امر جاری است که همیشه
در تلویزیون اتفاق می‌افتد. رفتار عجیب همان پارادوکسیکالی است که مردم در قبال
رسانه ای چون تلویزیون دارند.