دلشده اخلاق و آدمیت در آفتاب زادگاهش

بیژن کیامنش‪-‬ حاج قاسم عصاره نسلی بود که فتوت و اخلاق را حرمت می‌نهند و آن را برترین گوهر آدمی می‌شناسند.
در کویر به دنیا آمد و در آفتاب گرم کویری بزرگ شد و از همان سال‌های نخست، روحش با معارف انسان‌ساز سرزمین رشد کرد. هرگز دل‌بسته زر و زور نشد. هر چند که آبادی و توسعه ایران، آرمان بزرگش بود. صنعتی شدن کشور و گسترش دانش و پژوهش دغدغه بزرگش بود و همواره در مسیر علمی‌شدن بنیان‌های آموزشی و صنعتی کشور مجدانه می‌کوشید و تاکید می‌کرد که ساختارهای درونی اقتصاد کشور باید بر پایه دانش توسعه یابد. نباید فراموش کرد که شخصیت‌هایی که در مرتبه الگویی و آرمانی در روح و ذهن ملت‌های گوناگون قرارمی‌گیرند، قلبی سرشار از فضیلت و روحی بزرگ و وارسته دارند. واستگی، پارسایی و هوش و درایتی که آنان را از عصر خود فراتر می‌برد و به قهرمان تبدیل می‌کند. هرچند که حاج قاسم سلیمانی قهرمانی است که نامش با ستایش در تاریخ سرزمین خواهد ماند. هر چند که او قهرمانی فراتر از فلات ایران است؛ زیرا حاج قاسم منجی سرزمین‌های دیگر نیز هست. او عدالت و داد را تا دریای مدیترانه گسترش داد. درواقع هرجا که ملت‌ها زیر فشار قرار می‌گرفتند، او بی‌درنگ حضور می‌یافت. از این‌رو او بزرگترین سردار و سپهبد کشور در تاریخ سرزمین کهنسال ماست. اما در کنار ویژگی‌های یاد شده که خصوصیتی برتر به شمار می‌آیند، باید به نیروی لایزال شهید بزرگوار در راستای انجام تعهدات اشاره کرد؛ زیرا حاج قاسم سلیمانی همیشه اهل عمل بود و عمل متعهدانه را برترین خصوصیت کنش آگاهانه اجتماعی انسان بر می‌شمرد. بدین‌‎ترتیب پیوسته نگران بی‌عملی بود. دغدغه بزرگش در همه زندگی، هراس از بی‌عملی بود. عمل کردن بر بنیاد تعهد و شعور خلاق. همین ویژگی‌اش بود که او را به هشت سال دفاع مقدس آورد. سری پرشور و قلبی سرشار از عشق به مردم و آرمان‌های عدالت‌خواهانه، روحش را به روشنی آفتاب سرزمینش کرده بود. قلبش، گرمی لایزال کویر بود. اما آن چیزی که او را به الگوی ازلی و ابدی میهن تبدیل کرد، فتوت و صبوری بود. همه روزگارش به داد و دهش گذشت. فهم سرشار از پارسایی‌اش او را چنان پرورده بود که همیشه خود را وقف ایران کرده بود. به مردم و فرودستان عشق می‌ورزید و آسایش مردم و سرزمین را مقدم می‌شمرد. سرسپرده مرام آدمیت و پایداری و آسایش سرزمین بود. در واقع بهره‌مندی از اخلاق انسانی و دینی به او قدرت عظیمی برای درک هوشمندانه شرایط و لحظه‌ها داده بود. در سخت‌ترین موقعیت‌ها، تصمیمات بسیار دقیقی اتخاذ می‌کرد. ذهن او به دلیل باور داشتن به مرام آدمیت، توان بالایی برای دیدن اتفاقات داشت. در واقع اتفاقاتی که از چشم دیگران ممکن است کم‌اهمیت تلقی شود، در نگاه او به خوبی دیده می‌شدند و به هنگام تحلیل موقعیت، همه وقایع به شکل خلاقانه‌ای در جایگاه دقیق خود، در تصویر بزرگ‌تر قرار می‌گرفتند. بدین ترتیب تحلیل راهبردی از شرایط سیال منطقه‌ای که هر روز با وضعیت جدیدی برای ارزیابی مواجه می‌شد، شهید قاسم سلیمانی همواره فرسنگ‌ها جلو تراز دشمنان بود.به همین دلیل تصمیم برای به شهادت رساندن او، نشان‌دهنده ترس و ناتوانی دشمنان برای رویارویی با سردار سلیمانی بود. اما باور دارم که شهید سلیمانی از زمان و زمانه برتر بود و همیشه در ذهن مردمان امروز و فردا خواهد ماند و همین راز غلبه وی بر دشمنان است. به‌خاطر داشته باشیم که مردی که مرگ را شکسته بود، امروز بر شانه مردمش به سوی ابدیت سفر کرد و در سرزمینش آرمید: سرزمین آفتاب....