چالش سیاسی در افغانستان

شايد الان يکي از بزرگترين چالش‌هايي که براي افغانستان بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 پيش آمده، شکاف قدرت بين آقاي غني و آقاي عبدا... است. انتظار مي‌رفت بعد از اينکه طالبان از قدرت ساقط شدند و بعد از اينکه غرب دخالت کرد يکي از وجوه بارز جامعه افغانستان، دموکراتيزه شدن باشد. يعني بخشي از جنگ‌هايي که در افغانستان طي چند دهه گذشته اتفاق افتاده ناشي از نبود دموکراسي بوده و لذا اينطور تصور مي‌شد که با ورود غرب به افغانستان، ضمن توسعه اقتصادي اين کشور پايه‌هاي دموکراسي در افغانستان نيز تقويت مي‌شد. اين موضوع تا حدي شکل گرفت کمااينکه انتخابات رياست جمهوري و انتخابات پارلماني در افغانستان در يکي، دو نوبت برگزار شده منتها انتخابات اخير با يک اشکال عمده مواجه بوده و آن دستکاري درفرايند انتخابات است. يعني اگر انتخابات رياست جمهوري در افغانستان آنگونه که تنظيم کرده بودند و قانون انتخابات حکم مي‌کرد، برگزار مي‌شد و نتيجه مطابق با همين قواعد اعلام مي‌شد، هيچ درگيري و نگراني و انشقاق قدرت در افغانستان حادث نمي‌شد و برعکس مي‌توانيم بگوييم جامعه افغانستان با اميد به آينده‌اي بهتر رو به جلو حرکت مي‌کرد. الان با اشکالي که به‌وجود آمده و با آراي ناپاکي که وارد فرآيند انتخابات افغانستان شده و براساس آن آقاي اشرف غني برنده انتخابات شده، نوعي يأس و نااميدي نسبت به آينده به وجود آمده. مهم‌ترين آثار اين وضعيت، جداشدن آقاي عبدا... و خيلي از کانديداهاي ديگر که در انتخابات رياست جمهوري شرکت داشتند از دولت آقاي غني بوده و مهمتر اينکه الان در منطقه شمال افغانستان، شامل حوزه‌هاي ازبک نشين، هزاره نشين و تاجيک نشين عملا قدرت دولت مرکزي رو به کاهش گذاشته و دولتي که آقاي عبدا... به صورت موازي تشکيل داده در اين مناطق دارد قدرت مي‌گيرد. اين يک چالش بسيار بزرگ براي واگرايي در افغانستان است و حتي ممکن است زمينه تجزيه افغانستان را هم فراهم کند. دليلش هم اين است که جامعه افغانستان يک جامعه قومي است و اين جوامع قومي در طول تاريخ نوعي تبعيض را در افغانستان احساس کردند و اکنون هم آن تبعيض‌ها به شکل‌هاي ديگري دارد ادامه پيدا مي‌کند. به عبارت ديگر يکي از ريشه‌هاي اصلي جنگ داخلي افغانستان که از سال 1357 شروع شد و تا به امروز هم به شکلي از اشکال يا به نحوي از انحاء ادامه دارد، تبعيض‌هاي قومي وتلاش براي ايجاد عدالت قومي بوده. اين رفتاري که در انتخابات اخير صورت گرفته و آقاي غني را بدون اينکه راي آورده باشد به کرسي رياست جمهوري مي‌نشاند، از ديد اقوام شمالي ادامه همان تبعيض‌هايي است که در گذشته وجود داشته و به سلطه جنوبي‌ها در افغانستان منجر شده بود. پس با توجه به اين واقعيت‌هاي تاريخي امروز جامعه افغانستان در يک مرحله بسيار خطرناک و در يک مرحله بسيار بحراني قرار دارد که اگر چاره‌اي برايش انديشيده نشود، ممکن است اين جامعه به وضعيت صفر برگردد. منظور از وضعيت صفر يعني بازگشت به جنگ‌هاي داخلي و خونين در افغانستان. در اين رابطه سه راه حل وجود دارد: نخست اينکه واقعا تحت نظر سازمان ملل متحد مجددا آراي موجود بازشماري شود و آراي پاک از ناپاک جدا شود و هرکس که براساس آراي پاک انتخاب شده بود به رياست جمهوري برگردد. دوم اينکه اگر اجراي اين سناريو دشوار است، حداقل دولت آشتي ملي شکل بگيرد به گونه‌اي که آقاي عبدا... و تيم او به‌عنوان بخشي از اين قدرت درنظر گرفته شود يا بخشي از اين قدرت به آنها واگذار شود. و يا اينکه با توجه به اينکه قرار است طالبان هم در قدرت سهيم شوند و پيش شرط طالبان برگزاري يک انتخابات آزاد است که در آن طالبان به‌عنوان يک نيروي سياسي در انتخابات شرکت کنند، آقاي غني مسئوليت حکومت موقت را برگزاري انتخابات برعهده بگيرد و حداکثر طي يکسال آينده انتخابات جديد برگزار شود مشروط بر اينکه نتيجه انتخابات يک نتيجه دموکراتيک باشد و در نتيجه آراي پاک، رئيس‌جمهور برگزيده شود و هر آنچه بدين شکل اتفاق بيفتد مورد قبول همگان قرار بگيرد.