معلمان و مدیران مدرسه‌ها در تنگنای آموزش آنلاین

علی‌اکبر زین‌العابدین روانشناس و کارشناس آموزش اخباری که مدیران مدارس و معلمان به من می‌دهند خلاصه‌اش این است که خانواده‌ها فشار می‌آورند به آموزش مجازی. آنها می‌خواهند ویدیو بگیریم، جزوه بدهیم، سوال طراحی کنیم، آزمون آنلاین بسازیم یا صوتی درس بدهیم. خواسته بجایی است. چون معلمان و مدیران مدرسه‌ها بیشتر نگران درس دانش‌آموزان‌شان هستند. درنهایت همین عزیزان هستند که بعدا باید در فصل گرما تمام کمبودها را با بار روانی سنگینی که بر دوش بچه‌ها و خانواده‌هاست جبران کنند. در این وضع تفاوت مهمی میان مناطق برخوردار و کم‌برخوردار نیست. فقط گویا در مناطق برخوردار احساس طلبکاری برخی خانواده‌ها بیشتر است. چون بر حسب امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری موجود، امکان برقراری کلاس‌های مجازی را بیشتر می‌دانند و لابد در مناطق کم‌برخوردار حسرت امکانات برخوردارها بر دل خانواده‌ها و معلم‌هاست ولی واقعیت این‌چنین نیست! سه مسأله را در کنار سه پیشنهاد طرح می‌کنم:   
اولا بدانیم که اغلب مدرسه‌های کشور آمادگی کافی را برای برگزاری کلاس‌های مجازی ندارند؛ هم به‌دلیل محدودیت امکانات و هم شیوه اجرا. شیوه اجرا مهم‌تر از امکانات است چون فوت و فن آموزش مجازی با آموزش واقعی و رودررو بسیار متفاوت است و معلمان ما در این زمینه آموزشی ندیده‌اند. وقتی معلم روبه‌روی دوربینی که از حضور بچه‌ها خالی است درس می‌دهد باید نقش تازه‌ای ایفا کند، تپق نزند، مراقب آراستگی و پوشش خود باشد، یک وقت اشتباهی از دهانش خارج نشود و... هر چه سن بچه‌ها کمتر باشد، کمتر می‌توانند در برابر چنین آموزش‌هایی دوام بیاورند و حوصله‌شان سر می‌رود. چون خالی از هر نوع تحرک و بازی و تعاملی است. شاید در دوره دبیرستان دبیران با آماده کردن جزوه‌ها و تمرین‌ها و پاورپوینت‌ها همراهی دانش‌آموزان‌شان را جلب کنند اما در سنین پایین‌تر دشوارتر است. پیشنهاد نخست این است که در ضبط ویدیو و صوت و هر نوع تدریس مجازی خود بچه‌ها را هم به کار بگیریم تا آنها هم درس بدهند و در کانال‌ها و گروه‌های مجازی مدرسه‌ها منتشر شود تا جوشش و کوشش دانش‌آموزان را با علاقه در پی‌ آورد و هم اینکه خانواده‌های عزیز هم خواسته‌هایشان را با امکانات موجود تنظیم کنند تا از این گردنه سخت عبور کنیم. از طرف دیگر در کنار درس‌های اصلی از دانش‌آموزان فعالیت‌های خلاقانه مانند نقاشی، کاردستی، شعر و قصه‌نویسی، کتابخوانی، عکاسی، فیلمسازی با گوشی و... با موضوعات متنوع خواسته شود.
دوم اینکه معلمان و مدیران هم مثل همه مردم رفت‌وآمدهایشان در این روزها هر چه بگذرد با موانع بیشتری روبه‌روست. در خانه هم شاید امکانات کافی برای تولید مجازی دروس در اختیار نداشته باشند. آنها هم در خانه بچه دارند، سروصدا هست و مشکلات دیگر. آنها هم در نگرانی‌های این روزها به سر می‌برند. به مدیران عزیز هم فشار نیاورید با پیام و تلفن که وضع درس بچه‌های ما چه می‌شود؟ به خدا مدیران در شیوع بیماری نقشی نداشته‌اند و یکباره با این وضع روبه‌رو شده‌اند. بار پانصد، ششصد بچه را روی دوش آنها نگذاریم و خواب‌شان را از اینکه هست آشفته‌تر نکنیم. هر نوع نگرانی اضافه‌ای که به دیگری تحمیل می‌کنیم سیستم ایمنی بدنش را پایین می‌آوریم. معلمان و مدیران مدرسه‌ها دل‌شان مثل خود بچه‌ها شیشه‌ای و عاطفی است.
سوم اینکه به نظر من خانواده‌ها نگرانی‌شان را پایین بیاورند. وضع همین است که می‌بینیم و متأسفانه تلخ و غیرقابل پیش‌بینی. وضع بچه‌های سراسر کشور و بسیاری از کشورهای دیگر در این مورد یکسان است. بچه‌های ما اول سلامت روان و جسم‌شان مهم است بعد پیشرفت تحصیلی و فرهنگی و هنری‌شان. اول وجود بعدا سجود. به‌عنوان یک دلسوز کودکان از خانواده‌ها می‌خواهم نه به نگرانی بچه‌ها در شیوع کرونا دامن بزنید و نه از صبح تا شب فشار درس بیاورید که عقب نمانی و بجنب و تنبلی نکن! به‌هرحال فضای خانه هیچ‌وقت مانند مدرسه نمی‌شود. رابطه عاطفی دو طرفه‌تان‌ را آسیب نزنید. این روزها خواهد گذشت و یک ماه و دو ماه، آینده فرزندان ما را از آسمان به زمین نمی‌آورد.
به نظرم لااقل آنچه را در کنترل داریم تلاش کنیم در وضع «تعادل» نگه داریم و درنهایت مثل شیوه غریزی و طبیعی کودکان (که همان شیوه خدادادی آدمیزادی است و ما با بالا رفتن سن و سال‌مان آن را به‌ هم می‌ریزیم) و هم به شیوه قصه‌های کودکان، برای هر تلخی و ناکامی شیوه‌ای شوخ‌طبعانه، خلاقانه و ذهن‌آگاهانه (زندگی در اینجا و اکنون) پیش بگیریم و تا ویروس کرونا از لیوان پرید بیرون و پرسید پس آویشنش کو؟! با دمپایی بزنیم توی سرش و نابودش کنیم.