کرونا و اعتبار علم

شیوع اپیدمی در ایران و جهان موجب هراس و وحشت ملت‌‌ها و دولت‌‌ها شده است. پدید‌ه‌ای که کل حیات بشری را به مخاطره انداخته است آغاز دوران جدیدی را هشدار می‌دهد. در این شرایط جدید، تهدیدات از حالت سخت‌افزاری و قدرت فیزیکی به حالت حملات بیولوژیکی و نرم‌افزاری تغییر یافته و این پدیده توانسته کل مبادلات و پویایی حیات بشری را برای مدتی مختل کند. در واکنش به این رخداد، نظریات گوناگونی از تاکید بر پروسه جهانی شدن و اندیشه آخرالزمانی تا شکست سرمایه‌داری و برآمدن سوسیالیسم جدید ارائه می‌شود. در داخل ایران مواجهه با این پدیده و شروع آن از شهر قم و واکنش گروه‌‌های مختلف قابل توجه است. حکومت و عاقلان قوم با اجرای برنامه‌های پیشگیری و قرنطینه پذیرفته‌اند که مدیریت در دنیای مدرن بر مبنای علم و دانش و یافته‌های علمی قرار دارد و باید در مقابل تهدید علمی با سلاح علم و تجربه مقابله کرد. عده‌ای با موضع‌گیری در مقابل علم‌گرایی و علوم تجربی بر درمان این بیماری با تجویز عرقیجات و استعمال روغن و روش سنتی و طب اسلامی تاکید دارند. در مقابل عده‌ای در اعتراض به تعطیل شدن تجمعات بخصوص در اماکن مذهبی با اعمالی همچون لیسیدن ضریح ائمه و ناهنجاری سعی دارند با این پدیده برخوردی مقتدرانه و تلافی‌جویانه داشته باشند. در این میان شیوه مبارزه و مواجهه با این پدیده و هراس عمومی از معضلی فراگیر و عدم توانایی مقابله با آن تمامی جریانات فکری دینی و غیر دینی مخالف علم‌گرایی را به چالش کشیده است. لذا در خصوص مسئله علم‌گرایی و جایگاه و اعتبار علم در دنیای مدرن به چند نکته اشاره می‌شود.
از عصر روشنگری اعتقاد به اسطوره‌ها و رویکرد فلسفی باستان یا تاثیر عوامل متافیزیک جایگاه خود را به علوم تجربی و طبیعی که با روش مشاهده، اندازه‌گیری و استقرا بیان می‌شود واگذار کرده است. پیشرفت خیره‌کننده تکنولوژی و صنعت و قابل اعتماد و اتکا بودن روش‌‌های اثبات گرایانه آنچنان اعتمادی به بشر داده است که روش‌‌های کمی و پوزیتیویستی را به علوم انسانی تسری داده و از دل آن علم اقتصاد و مدیریت و سیاست برآمده و با قطعیت به تحلیل و کنترل و پیش‌بینی رخداد‌ها و پدیده‌های اجتماعی می‌پردازد. لذا با وجود نقد‌هایی که از سوی جریانات فکری انتقادی و پست مدرن به اثبات‌گرایی می‌شود کماکان اعتبار و اعتماد جوامع و دولت‌‌ها به علوم تجربی و اثباتی در بالاترین سطح قرار دارد و جریان اصلی در تعاملات امروز بشری است.
بهره‌گیری از علم یا روش‌‌های تجربی در برخی جوامع استاندارد‌های دوگانه‌ای دارد؛ برخی از دولت‌‌ها اگرچه در بخش علوم طبیعی و فیزیکی با قواعد و رویکرد علم گرایی و اثبات گرایانه موافق‌اند ولی در علوم انسانی از این رویه تبعیت نمی‌کنند. برتری یافتن نسبت به رقبا و افزایش سلطه داخلی به افزایش قدرت نظامی و قدرت تکنولوژیکی منجر می‌شود که این نظام‌ها با بهره‌گیری از دانشمندان رشته‌های ریاضی و فنی تولید ابزار‌ها و تسلیحات و هر آنچه موجب قدرت یافتن باشد را به طور جدی پیگیری می‌کنند ولی در علوم انسانی بدلیل تضاد علوم تجربی با سلایق و گرایش‌‌های شخصی چندان تمایلی با استفاده علوم در اقتصاد و سیاست ندارند.
کشور ما در دوران گذار قرار دارد و در اداره و مدیریت جامعه از روش‌‌های سنتی و مدرن به صورت توامان بهره می‌برد. فرهنگ جامعه ایران پای در ارزش‌‌های سنتی و مذهبی دارد و به راحتی از ارزش‌‌ها و ایستار‌های سنتی خود جدا نمی‌شود. استفاده از علوم و تجربیات بشر به معنای علم‌گرایی محض و نفی دین نیست. در اپیدمی جهانی اخیر و پرسش‌‌های پیش‌رو ضرورت دارد با آگاهی دادن به جامعه مرز‌های دانش و دین و معنویت شفاف شود تا اذ‌هان جامعه از تردید و سردرگمی ر‌ها شود و بهره‌گیری از علوم در مدیریت جامعه و خرافه‌زدایی به‌خصوص در حوزه سیاست و اقتصاد مورد توجه نخبگان و حکومت قرارگیرد.
عکس‌العمل‌ها در مواجهه با اپیدمی نشانه میزان باور‌ها و آگاهی قشر‌های جامعه از نحوه تعامل با پدیده‌ها و واقعیت جهان و زمانه کنونی است و هر چقدر نگرش جامعه نسبت به واقعیت‌های موجود دورتر باشد به همان میزان درد و رنج بیشتر می‌برد.