روزنامه آرمان ملی
1398/12/24
مردم بازهم افراطيونرا كنار می زنند
باتوجه به اينکه تجربه حضور در چندين کابينه ارا داشتيد، بيشترين ضعف را در دولت آقاي روحاني در چه موضوعاتي ميبينيد؟قياس دولتها با يکديگر مشکل است و دليل آن هم تفاوت شرايطي است که در جامعه وجود دارد. دولتهايي که من بهعنوان وزير در کابينه حضور داشتم در اوايل انقلاب شروع به کار کردند و جو انقلابي در جامعه حاکم بود و دولتمردان هم عمدتا روحيه انقلابي داشتند کارها هم بر همين اساس شکل ميگرفتند. کمتر مسئولي در کشور وجود داشت که وقت زيادي براي کار خود نگذارد و تمام هم و غم مسئولان حل مشکلات کشور بود. مشکلات در آن زمان عمدتا ناشي از جنگ و اصلاح امور ماقبل از اتقلاب بودند. اين موضوع باعث ميشد وزراء و مسئولان تمام انرژي خود را صرف مسائل کشور کنند و احساس همه آنها هم انقلابي بود در آن زمان مردم هم از آنها همين انتظار را داشتند و ضعفهايي اگر وجود داشت مردم آن را طبيعي تلقي ميکردند و ناشي از کم کاري مسئولان نميدانستند. درواقع جامعه از مسئولان در آن زمان قابل تکليف نبود و کاملا يکپارچه بودند و اين احساس قالب در کل جامعه بود، همين موضوع موجب ميشد مسئولان در کشور حتي خانواده خود را هم نشناسند و تمام وقت آنها صرف سازندگي کشور شود اما امروز شرايط دگرگون شده است، مردم احساس ميکنند مسئولاني که انتخاب کردند کاربردي ندارند و بين آنها و مسئولان فاصله افتاده است، اين فاصله در زمانهاي مختلفي که فساد در دستگاهها علني شده افزايش پيدا کرده است و بخشي از جامعه تلقي ميکنند برخي از مسئولان براي مردم کار نميکنند و براي جيب خود در سمتها حضور دارند. اوايل انقلاب اگر سختي يا مشکلي پيش ميآمد مردم راحتتر با آن برخورد ميکردند و ميگفتند تقصيري برگردن مسئولان وجود ندارد.
به شکاف بين مسئولان و مردم اشاره کرديد. اين شکاف در شرايط امروز چه آسيبهايي داشته است؟
امروز اوضاع برعکس شده است و مردم حتي اگر مشکلي هم پيش نيايد براي نقد مسئولان روي مسائل مانور ميدهند و مشکلات از نقاط ديگر هم به حساب مسئولان ميگذارند. امروز در کشور بياعتمادي وجود دارد و اين درست برعکس جوي است که در اوايل انقلاب وجود داشت. در چنين شرايطي مسئولان هم نميتوانند درست کار کنند و افرادي هم که به اعتماد مردم اهميت نميدهند نسبت به فاصله بين مسئولان و جامعه بيتفاوت هستند. اوايل انقلاب تمام سعي بر اين بود که سيستم ادارات از بوروکراسي دور شود يا حداقل بوروکراسي را داشته باشيم اما طي ساليان متمادي امروز بوروکراسي در کشور حاکم شده و کارهايي که در ظرف يک روز انجام ميشدند ماهها زمان ميبرد. اوايل انقلاب روحيه انقلابي و جو جامعه ايجاب ميکرد مديران کار مردم را در سريعترين زمان به اتمام برسانند، اما امروز اين روحيه در کشور وجود ندارد و اين موضوع زنگ خطري براي مسئولان است که اين معضل و واقعيت غيرمعمول را حل کنند. برخي تصور ميکنند اين مسائل غيرقابل حل است اما من معتقد هستم با ايمان و اعتقاد ميتوان آنها را حل کرد.
باتوجه به شرايط امروز کشور که به نوعي جنگي محسوب ميشود، چه شباهتهايي با اوايل انقلاب دارد.
چند نوع جنگ وجود دارد، يک جنگ نظامي است که تخريب ميکند و جنگ مستقيم دارد. نوع ديگر جنگ اقتصادي است که از اوايل انقلاب تا امروز با آن درگير بوده ايم و محاصره اقتصادي و تحريمها نمونه بارزي از آنها هستند. جنگ اقتصادي تا امروز دوام داشته و تحريمها هم هر روز کارها را پيچيدهتر ميکنند و جنگ اقتصادي را به اوج خود رساندند. تمام امکانات ما در زمان انقلاب مختص به حل جنگ اقتصادي داخلي و جنگ تن به تن نظامي ميشد و تمام توان مسئولان کشور هم صرف اين دو مورد ميشد. ما امروز جنگ نظامي نداريم اما جنگ اقتصادي فشار را بر جامعه زياد کرده است، بايد تاکيد کنيم ما و هر کشور ديگري ميتوانيم با برنامهريزي و مديريت آثار جنگ اقتصادي را تعديل کنيم.
چه راهکارهايي از ديدگاه شما در اين شرايط کاربرديتر هستند؟
اگر تمام توان مسئولان مثل اول انقلاب روي توليد و کاهش بيکاري باشد اين مشکلات قابل حل هستند. امروز بيکاري زياد است تورم بالا و توليد هم در نرخ پاييني قرار دارد. اين موضوع نشان ميدهد مسئولان در کشور روي کار اقتصادي تمرکز دقيقي ندارند. امروز واحدهاي توليدي بسياري به علت سياستهاي دولتهاي قبل تعطيل شدهاند، اين واحدها ميتوانند فعال شوند و لوازم آن هم مشخص است، لوازم اين کار اين است که بوروکراسي را کاهش دهيم، صادرات را تشويق کنيم و نقدينگي توليدات را تامين کنيم. نبايد توليدکنندگان را به حال خود رها کنيم و به اقتصاد بازار بيدرو پيکر بپيونديم. در وهله اول بايد توليدات را قوي کنيم و بعد آنها را به حال خود رها کنيم.
از تجربيات سياسي خودتان در شرايط بحران بگوييد. بزرگترين بحران امروز کشور را چه ميدانيد؟
در جامعه يک واقعيت وجود دارد و همه بايد آن را بپذيرند آن هم طرز تفکرهاي متنوع و عقايد گوناگون است، اين موضوع هم فقط مختص به ايران نيست و در هيچ کشوري يک دست فکري وجود ندارد. بايد عقايد مختلف را به رسميت بشناسيم و مسئولان در کشور هم براساس همين واقعيت بايد مسئوليت بپذيرند و به قدرت وارد شوند. نبايد مردم را به ايراني و غيرايراني تقسيم کنيم. گزينش در ارتباط با آحاد جامعه مسالهاي آسيب زننده در دستگاههاي دولتي است. بهعنوان مثال آيتا... هاشمي رفسنجاني که فردي انقلابي بود و خدمات زيادي هم به نظام داشته است، چطور در کانديداتوري براي رياست جمهوري رد صلاحيت شده است؟ او رئيس جمهور، رئيس مجلس و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده است، اما زماني که براي انتخابات رياست جمهوري در يکي از دورهها ثبت نام کرد او را رد صلاحيت کردند. چه صلاحيتي در کشور بالاتر از او وجود داشته که بتواند او را رد صلاحيت کند؟ رد صلاحيت هاشمي خدمات شاياني داشت و با رد يا عدم احراز صلاحيت او، صلاحيت خودشان را زير سوال بردند.
فکر ميکنيد رد صلاحيتهاي اخير چه ميزان با اين رفتار گزينشي مرتبط باشد؟
البته اين نوع برخوردها منحصر به کشور ما نيست و در کشورهاي ديگر هم وجود دارد اما در خصوص کليات اين شکل از رفتارها افرادي هم هستند که پس از مدتي تغيير رفتار و روش آنها موجب کنار گذاشته شدن آنها ميشود، بهعنوان مثال بني صدر، بني صدر در ابتدا رفتاري متفاوت داشت اما پس از مدتي در خدمت منافقين قرار گرفت و تبديل به يک ضدانقلاب کامل شد اما آيتا...هاشمي از نمونه افرادي هستند که برخورد خوبي با آنها صورت نگرفت. درواقع من با اين شيوه کاملا مخالف هستم، فلسفه وجودي برخي نهادها از ابتدا اين بود که از حقوق شهروندان در مقابل دولت و نظام حمايت کند و اجازه ندهد دولت حقي از مردم را ضايع کند، بنابراين اصل بر اين بود که هرکسي ميتواند کانديدا شود اما دولت حق ندارد حق او را ضايع کند و تقريبا فقط در دوره اول اين شيوه وجود داشت اما اين نظارت با گذر زمان تبديل به نظارت استصوابي شد. علاوه بر اين در مورد نمايندگان مجلس شوراي نگهبان زماني ميتواند نظر بدهد که آن نماينده محاکمه شده و حکم قضائي داشته باشد. اين نهاد، نظارتي است و نميتواند قاضي باشد. شوراي نگهبان بايد داراي تفکرات مختلف باشد اما ما در خصوص رد لوايحي که از سوي مجلس به شوراي نگهبان ارائه ميشود اين روند را بهطور واضح نميبينيم. همه ما شاهد هستيم شوراي نگهبان خواسته يا ناخواسته در عمل براي يک جناح چربش بيشتري دارد نمونه آن حمايت از احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري. شوراي نگهبان بهتر است حتي در همين شرايط فعلي هم از ترکيب جناحهاي مختلف تشکيل شود اما در حال حاضر بيشتر اصولگرايان در اين شورا حضور دارند. ترکيب جامعتر اين نهاد ميتوانست اعتماد جناحهاي مختلف را بهتر جلب کند.
با اين تفاسير روند رد صلاحيتها را نوعي آسيب دوباره به اعتماد بخشي از مردم ميدانيد؟
در انتخابات اخير مجلس شاهد بوديم طيف گستردهاي از نمايندگان و کانديداها به علت سوءاستفادههاي مالي ردصلاحيت شدند و اين اتفاق خطرناکي براي کشور است، چراکه نگاه مردم به تمام اين افراد بهعنوان نماينده آنهاست و لذا بدبيني مردم چندين برابر ميشود. حداقل وظيفه اين بود که نبايد وقتي طيف گستردهاي از يک جناح رد صلاحيت ميشود نوعي بدبيني تحميل کند و مردم را به کل اين افراد بياعتماد نمايد. کسي هم نيست پرسيد چرا بهنحوي سخن گفتيد که مردم احساس کنند طيفي از نمايندگان سوء استفادههاي مالي داشتند؟ اين شيوههاي برخورد نظام را تضعيف ميکنند. در يک نظام انقلابي اين نوع رفتارها پذيرفته شده نيست.
مجلس در وضعيت امروز را چه ميزان در راس امور ميدانيد؟
مجلس وقتي در راس امور است که تمام اقشار جامعه در مجلس نماينده داشته باشند، چون مردم نميتوانند حرف خود را مستقيم بزنند، اين وظيفه به نمايندگان آنها سپرده ميشود اما وقتي نمايندگان با تناسب تمام افکار در مجلس حضور نداشته باشند مجلس هم در آن برهه در راس امور نيست و نظر مردم هم کامل انعکاس پيدا نخواهد کرد.
با اين وجود مجلس يازدهم که تقريبا در اختيار يک جناح خاص است، چه ميزان تاثير گذاري مجلس را از آنچه که هست کم يا زياد ميکند؟
جامعه ما فهميده است و کساني که به شکل افراطي نظر ميدهند بهتدريج از صحنه خارج ميشوند من نگران ورود افراد تند به مجلس نيستم. چراکه مسير جامعه مسير افراط نيست و اين جور افراد را هم کنار ميزند. ترکيب اجتماعي طي زمان تغييرات زيادي داشته است و افراد راديکال در اين تغييرات هرروز منزويتر ميشوند معتقدم اگر در يک انتخابات قابل قبول افراطيون حضور داشته باشند، در انزوا خواهند ماند. مسئولان بايد با تمام تفکرات جامعه يکسان برخورد کند. شايد عدهاي در جامعه بخواهند فردي افراطي به مجلس بفرستند اما به هرحال مردم ميخواهند، اما اگر زماني شخصي با تندروي بخواهند مقبول شخص يا جرياني قرار بگيرند، آسيب زننده هستند و بايد جلوي آنها گرفته شود. ما نبايد نفس تندروي را نفي کنيم چون به هرحال اين افراد در جامعه هستند اما افراطيگري فرصت طلبانه را بايد منع کرد. اتفاقا افراطيها مفيد هستند، چراکه با ترکيب با عقايد تفريطي ميتوانند به تعادل برسند. چيزي که متاسفانه درجامعه مطرح شده و حالت افراطي دارد، خطر دانستن برخي از افکار است چراکه جامعه ما آگاه است و حتي خودشان هم بخواهند جامعه آنها را نميپذيرند علاوه براين اگر به طيف اصولگرا نگاه کنيم متوجه تغيير عقايد راديکال آنها ميشويم و اين تغيير بهدليل نيازها و اقتضاي جامعه است.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
قرنطينه قم از اختيارات وزيربهداشت نبود
هجمه کرونایی جام جم به پاستور
٣ بسته حمايتي براي ٣ ميليون خانوار
با کاسبکاران کرونایی برخورد شود
از تغییرگرایی به تقدیرگرایی
ضرورت مهلت دادن به فعالان اقتصادی
بخاطر کرونا، دین و علم را مقابل هم قرار ندهید
پنهانکاری و عواقب ناگزیر آن
سايه روشن های دفن اجساد کرونایی
وام راهFATF را میگشايد؟
حشدالشعبی زیر آتش پنتاگون
مردم بازهم افراطيونرا كنار می زنند
سرانجام نيروهای نظامی وارد ميدان شدند

