در دو راهی مذاکره یا عدم‌مذاکره

 
 
 
 

آمريکا در اعمال سياست‌هاي تحريم‌هاي فلج‌کننده ارزيابي مثبتي از پرونده دونالد ترامپ در ارتباط با ايران دارد. آمريکا نه‌تنها در ارتباط با ايران که در ارتباط با کره‌شمالي، روسيه و ونزوئلا در چارچوب پارادايم آشوب، عمل مي‌کند و پارادايم يا پادگفتمان حاکم‌بر رفتارهاي آمريکا در زمان ترامپ متکي‌براعمال فشار فزون‌تر بر ‌جامعه بين‌المللي در جهت تبعيت بيشتر است. اين اعمال سياست‌ها هزينه‌هايي هم براي آمريکا دارد. چهره دموکراتيک آمريکا را مخدوش مي‌کند. در داخل آمريکا موجب نقدهاي بسيار زيادي از سوي روشنفکران عليه دولت را برمي‌انگيزد اما در عمل آنچه که در حوزه اقدام وجود دارد آن است که آمريکا نسبت به‌گذشته به‌اهداف تعريف‌شده بيشتري مي‌رسد. اگرچه اتحاديه اروپا و کشورهاي متحد آمريکا در جبهه غرب را تحت‌ فشار قرار مي‌دهد اما آنها را مسئوليت‌پذير‌تر در ارتباط با نهادهاي بين‌المللي مي‌کند. از جمله آنجا که در باب سازمان ملل‌متحد يا سازمان بهداشت‌جهاني وارد عمل مي‌شود. در ارتباط با ايران و کره‌شمالي با اعمال فشارهاي بيشتر زمينه‌هاي مذاکره يا محدود‌سازي قدرت را فراهم مي‌کند. به‌هر تقدير کيم‌جونگ‌اون به‌مذاکره با آمريکا تن داد و اگرچه اين مذاکرات ممکن است به‌اهداف غائي نرسيده باشد ولي ترامپ توانست به‌عنوان اولين رئيس‌جمهور پاي در خاک کره‌شمالي بگذارد. آمريکا، تهران را تحت فشار قرار داده است و اين فشارها به‌اقتصاد ايران و آنچه که در باب مسائل اقتصادي در ايران مطرح است فشار مي‌آورد و سياست‌هاي ايران از نظر خط‌مشي‌هاي اجرايي را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. ترامپ به‌ويژه تيم پمپئو اعمال فشار بيشتر به‌ايران را موفق ارزيابي کرده‌اند. اين است که درخواست ايران از بانک جهاني براي گرفتن وام از سوي آمريکا با فشار دولت آمريکا با مخالفت روبه‌رو شد و با وجود اينکه برخي کشورهاي اتحاديه اروپا خواهان آن بودند که با توجه به‌‌بحران کرونا اعمال فشارها بر ايران کمتر شود، دولت ترامپ آن را نپذيرفت. فلذا با وجودي که برخي از دموکرات‌ها نيز براي انتخابات 2020 نقدهايي را به‌رفتار آمريکا در ارتباط با ايران دارند ولي در عالم عمل با دولت ترامپ همسو وارد مي‌شوند و تنها نقدها در جهت ايجاد فضاي مثبت انتخاباتي در گرفتن راي آن عده از افکار‌عمومي است که سياست‌هاي اعمالي آمريکا عليه ايران را نمايانگر شکستي مي‌دانند که هنوز نتوانسته ايران را به‌پاي ميزمذاکره بکشانند. از اين جهت است که بعضي از دموکرات‌ها در جهت فضاي انتخاباتي اين نقدها را وارد مي‌کنند اما در جهت اعمال سياست‌هاي ترامپ عليه ايران همراهي مي‌کنند. مجموعه اين مسائل نشان‌دهنده آن است که در آينده اين اعمال فشارها تا‌ رسيدن به‌اهداف تعريف‌شده‌اي که دولت ترامپ مدنظر قرار داده ادامه خواهد داشت. تنها بايد ديد که آيا ايران در پرتو بازگشت آمريکا به‌برجام انجام مذاکره را مي‌پذيريد؟