کرونا و نیاز به سازگاری اجتماعی



حسین میرزایی
استاد مردم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی


آنچه به تجربه ثابت شده است، این است که رفتار انسان‌ها در مواقع بحران تشدید می‌شود. همان طور که ملاحظه شد، در بسیاری از کشورهای دنیا از روزهای اول مهار ویروس، مردم برای ذخیره موادغذایی به فروشگاه‌ها هجوم آوردند. درواقع، آن‌ها افرادی بودند که از کمبود مواد ضروری زندگی نگران بودند. در عین حال، ما شاهد ظهور انواع مختلفی از رفتار در مقابل تصمیم فاصله‌گذاری جمعی هستیم: آن‌ها که رعایت می‌کنند و نمی‌کنند. ‌
   ترس، اضطراب و کنترل خود در جامعه
ترس و اضطراب جمعی در شرایط همه‌گیری‌ها بیش از پیش خود را نشان می‌دهد. این واکنش‌های پایه، ریشه بسیاری از رفتارهایی است که ما در وضعیت کرونایی از خود بروز می‌دهیم. یکی از راه‌های غلبه بر این هیجان‌ها، استفاده از ارتباطات اجتماعی است، اما این ارتباط برای کمک به کنترل ترس و اضطراب‌، درشرایط کرونایی باید شفاف، مشخص و محدود باشد. به طور دقیق، این بدان معناست که آنچه ستاد ملی مقابله با کرونا به عنوان پروتکل‌های بهداشتی تدوین کرده، رعایت شود.با این حال، هنگامی که یک فرد مضطرب است، تمایل دارد منابع اطلاعاتی خود را  حتی به صورت غیررسمی و غیرقابل اعتماد افزایش دهد، مثلاً نظر یک «متخصص» در شبکه‌های مجازی، اطلاعات «محرمانه»‌ای که توسط یک پرستار –به درست یا غلط- فاش شده، و غیره. این منابع اطلاعاتی نامعتبر اضطراب و ترس را در افراد افزایش می‌دهد. البته در درک و تفسیر محتوای این پیام‌ها، باید توانایی‌های فردی را نیز در نظر گرفت. داشتن یک ذهنیت خوب و انتقادی به جداسازی اطلاعات درست از نادرست کمک می‌کند و می‌تواند در کاهش ترس و اضطراب مؤثر باشد. به نظر می‌رسد داشتن یک شبکه تحلیلی عینی باعث کاهش ترس در مورد یک رویداد این چنینی می‌شود. حال اگر این شرایط و ظرفیت‌ها وجود نداشته باشد، ترس و اضطراب بر منطق اولویت پیدا خواهند کرد. همچنین خستگی ذهنی باعث کاهش توانایی در مواجهه با وسواس‌ها و فشارها می‌شود. اینجاست که ممکن است بسیاری از افراد برای کنترل خود، به رفتارهای غیراخلاقی دست بزنند. در نتیجه، حتی اگر در شرایط کرونایی، از نظر درآمد در تنگنا باشیم، با عجله به فروشگاه‌ها هجوم می‌بریم و به اجبار خرید می‌کنیم. اما این دیوانگی مصرف از کجا می‌آید؟ از آنجا که تهیه کالاها ترس‌ را کاهش می‌دهد، مصرف بیش از حد، اضطراب را تسکین می‌دهد. این زمانی است که خودکنترلی دیگر پاسخ ندهد. اما این امر تنها از روی ترس نیست، بلکه ما کالاهایی را برای اطمینان از ادامه حیات جمع می‌کنیم. رفتار اجباری یا حتی اضطراری خرید، یک مکانیسم محافظ است. در این رابطه، همچنین باید توجه داشته باشیم که بسیاری از افراد در کشورهای مختلف، سلاح گرم (با یا بدون مجوز) خریداری کرده‌اند که بدون شک از نظر آنها وسیله نهایی برای محافظت است.
   اطاعت یا مقاومت؟
رعایت دستورالعمل‌های اعلام شده از سوی ستاد ملی مقابله با کرونا، با توجه به افراد متفاوت است، برخی تصمیم می‌گیرند از قوانین پیروی کنند و برخی دیگر آنها را رد می‌کنند. در اینجا دو عامل اصلی وجود دارد: اطاعت و انطباق. با عامل دوم، از مردم خواسته می‌شود تا به شواهد علمی پایبند باشند، شواهدی که نشان می‌دهد با محصور کردن خود، محدود کردن جابه‌جایی‌ها (سفرهای غیرضروری) و شستن دست‌ها به طور مرتب، می‌توانیم زندگی خود را نجات دهیم.
با وجود این‌، برخی از مردم در برابر رعایت پروتکل‌ها مقاومت می‌کنند و حتی از ابراز علنی عدم رعایت پروتکل‌ها ابائی ندارند. از نظر اجتماعی، سه دسته افراد این پروتکل‌ها را رعایت نمی‌کنند: دسته اول، کسانی که برای امرار معاش، به طور روزانه نیاز به خروج از منزل دارند، (نقش دولت در تأمین نیازهای اولیه این افراد قابل تأمل است) دوم، کسانی که برای تفریح (و یا سفرهای غیرضروری) از منزل خارج می‌شوند (که عمدتاً انتقال ویروس و تبعات آن را کم اهمیت، نادیده یا حتی دروغ می‌پندارند) و دسته سوم، کسانی که با نوع نگاه تقدیرگرایی، برای ماندن در منزل مقاومت می‌کنند. از دیدگاه فردی، جنبه‌های رفتاری خاصی می‌تواند این عدم تمکین از دستورالعمل‌ها را توضیح دهد. به عنوان مثال، شخصیت فردگرا و  رد کننده اقتدار ممکن است در دوران کودکی به دست آمده و در طول زمان تقویت شده باشد. بنابراین پیوستن چنین افرادی به پویایی جمعی و پیروی از این حرکت پیشگیرانه بسیار دشوار خواهد بود.
با وجود این، در این دوره عدم اطمینان، یک چیز قطعی است: فاصله‌گذاری شخصی بین دو فرد که البته در فرهنگ‌های مختلف، متفاوت بوده و با شرایط کرونایی تشدید شده است و احتمالاً در آینده حتی بعد از شکست این ویروس گسترش خواهد یافت: یعنی آیا ما هنوز هم می‌خواهیم دست‌دادن را ادامه دهیم یا یکدیگر را ببوسیم؟ اجتماعات ورزشی یا فرهنگی و یا حتی جلسات دوستانه چه وضعیتی پیدا خواهند کرد؟
علاوه بر این، به نظر من، آنچه ما در حال حاضر تجربه می‌کنیم «بحران» نیست، زیرا ممکن نیست که پس از این ماجرا، دوباره مثل گذشته زندگی را از سر بگیریم. هنوز شش ماه نگذشته، تغییراتی اساسی در روابط انسانی، در رابطه با فناوری و... برای ما ایجاد شده است. ما برای موفقیت، بیش از هر زمانی، به سازگاری و انعطاف اجتماعی نیاز خواهیم داشت.