امنیت و انسجام ملی با تصمیم‌های مدبرانه

یکی از آسیب‌ها و آفات جامعه اسلامی، سطحی نگری مردم (خاصه آن دسته از مردمی که خود را مدافع حاکمیت و ولایت می‌دانند) در مواجهه با رخدادها، حوادث و وقایع فتنه گون کشور و تصمیمات حاکم اسلامی و، ولی فقیه در چنین مواقعی است. ولی فقیه و حاکم اسلامی بر اساس بیش از ٤۰ اصل و قاعده فقهی و حکومتی نظیر: «حفظ نظام»، «نفی سبیل»، «تقدم اهم بر مهم»، «عدالت همه جانبه»، «لاضرر»، «سلطنت»، «صیانت از رأی مردم»، «عمل به قدر مقدور»، «نفی عسر و حرج»، «دفاع از مظلوم»، «حرمت کمک به گناه»، «صلح»، «قانونمندی»، «اصالت رشد مردم»، «تفکیک قوا»، «جبّ»، «مشورت»، «مصلحت اسلام و مردم»، «در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان» و... در برخورد با وقایع تصمیم گیری می‌کند و از این رو است که تصمیم حاکم فقیه، هوشمندانه‌ترین، منطقی‌ترین و مدبرانه‌ترین تصمیم ممکن است، اما برخی از مردم به هنگام وقایع فتنه گون تحت تأثیر دسیسه‌ها و توطئه‌های دشمن و عوامل داخلی و شبکه همکار دشمن و بر اساس تشخیص خود، تصمیم حاکم اسلامی را زیر سؤال برده و تشخیص خود (بخوانید تشخیص رسانه‌ها و جریانات سیاسی) را از حاکم مطالبه می‌کنند و زمینه‌های دوقطبی سازی، واگرایی، تفرقه و بحران آفرینی را فراهم و برای نظام اسلامی ایجاد زحمت می‌کنند:
-۱ هنگامی که علی علیه السلام بر اساس خواست و اصرار مردم مسئولیت خلافت! و اداره کشور را پذیرفت، بلافاصله معاویه از سطحی نگری مسلمانان حداکثر سوءاستفاده را کرده و سنت نامه نگاری سرگشاده به رهبری را با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی مسلمانان پی ریزی کرد. معاویه در نامه ها، پرچم عدالت‌خواهی را برافراشته و از علی علیه السلام محاکمه و مجازات قاتلان عثمان را مطالبه کرد. معاویه قصد داشت با به جریان انداختن پرونده قتل عثمان، همه جریانات و مردم را علیه حکومت علی شورانده و حکومت را به دست مردم نابود سازد. مولای متقیان صریحاً اعلام کرد نظام را فدای یک پرونده نمی‌کند. تصمیم آن حضرت بی‌شک تصمیمی هوشمندانه و به غایت مدبرانه بود.
۲- ‏تصمیم امام خمینی سلام‌الله علیه در نوشیدن جام زهر و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ که حاصل تصمیم سازی مسئولان سیاسی و نظامی وقت بود، بی‌شک تصمیمی هوشمندانه، مدبرانه، و بهترین تصمیم بود.
اما این تصمیم مدبرانه امام راحل هرگز به معنای تأیید اقدام غیرعاقلانه، خودخواهانه و غیرمنطقی تصمیم سازان در تحمیل جام زهر به امام راحل نبوده و نیست.


-۳ کودتای امریکایی و فتنه سبز اموی در سال ۸۸ که بر اساس نسخه امریکایی انقلاب‌های (بخوانید کودتاهای) رنگین به همان روشی که در ۱۵ کشور دیگر بر بستر انتخابات و با اسم رمز تقلب اجرا شده بود در ایران نیز طراحی و به اجرا درآمد، اما در ایران به سه دلیل مشخص: «فاصله فاحش آرای نفر دوم با برنده انتخابات»، «مدیریت و ایستادگی مقتدرانه، بی‌نظیر و قاطعانه رهبری» و «عدم همراهی مردم با کودتاچیان»، به نتیجه دلخواه کودتاچیان نرسیده و در نطفه خفه شد، اما فتنه‌گران کماکان بر طبل توطئه و فتنه گری کوبیده و پس از شش ماه عناد و مقابله احمقانه کودتاچیان با نظام و مردم، بالاخره در حماسه ۹ دی توسط خود مردم از صحنه سیاسی نظام حذف شده و مسببان آن با ملاحظات خاص و رأفت و عطوفت نظام، در حصر خانگی قرار گرفتند. از این زمان (شروع حصر خانگی) امپراتوری رسانه‌ای غرب، شبکه نفوذی دشمن در ایران، حزب سیاسی بازنده و همه عوامل و حامیان فتنه‌وارد میدان شده و پرچم ضرورت محاکمه محصورین (کودتاچیان) را برافراشته و به ارسال نامه‌های سرگشاده به رهبری پرداخته‌اند. در این مورد نیز تصمیم رهبری نظام در عدم محاکمه سران فتنه و پیشگیری از دوقطبی‌های مخل امنیت ملی، بی‌تردید تصمیمی هوشمندانه، مدبرانه و بهترین تصمیم بوده است.
-۴ سال ۹۲ برخلاف سیاست‌های کلی نظام که هرگونه مذاکره با امریکا را حماقت و خیانت و عاملان آن را فاقد فهم سیاسی و غیرت ملی می‌داند، در انتخابات ریاست جمهوری با رأی مردم موضوع مذاکره با امریکا به مطالبه یک جریان سیاسی تبدیل شد. با پایان یافتن انتخابات، دشمنان نظام و شبکه همکار آنان در داخل، نسخه مقاومت نظام و عدم موافقت با خواسته رئیس‌جمهور را تجویز و دنبال می‌کردند. ناگفته پیدا بود که مخالفت نظام با مطالبه آن جریان سیاسی کشور را در بن بست دوقطبی بسیار خطرناکی قرار داده و به مردم گفته می‌شد این رهبری است که مانع از مذاکره با امریکا و حل مشکلات کشور و چرخیدن چرخ‌های اقتصاد کشور است. در چنین شرایطی رهبری نظام با انتخاب استراتژی نرمش قهرمانانه (نه در برابر دشمن بیرونی بلکه در برابر تحمیل کنندگان مذاکره بی حاصل با شیطان بزرگ)، ضمن بیان عدم خوش‌بینی و بیهوده بودن مذاکره با امریکا، در کنار مردم با خواسته رئیس‌جمهور موافقت نموده و حتی در مسیر برجام بنا به خواسته وزیر امور خارجه از تمام خطوط قرمز ترسیم شده هم گذشت. حاصل این اقدام هوشمندانه، افزایش خشم، تنفر و بی‌اعتمادی مردم ایران نسبت به امریکا را در پی داشت.
تصمیم گیری شجاعانه، هوشمندانه، منطقی و مدبرانه رهبری که به مثابه نوشیدن جام زهری دیگر بود از فروپاشی نظام و تبدیل ایران به مدل لیبی وسوریه جلوگیری و به تدریج فهم سیاسی مردم علیه امریکا را ارتقا داده و از یک‌سو افزایش تنفر، خشم و بی اعتمادی مردم ایران به شیطان بزرگ را در پی داشت و از طرف دیگر باور مسئولان و احزاب سیاسی در باره انتخاب رویکرد اقتصاد مقاومتی و تکیه به ظرفیت‌های داخلی را ارتقا بخشید. قبول مذاکره با امریکا و برجام قطعاً تصمیم نظام بود، اما اولاً خواسته نظام نبود و ثانیاً این موافقت به منزله نادیده گرفتن خطای راهبردی و پرهزینه تصمیم سازان و تحمیل مذاکره بیهوده با امریکا و برجام خسارت محض محسوب نمی‌شود.
مروری اجمالی بر تصمیمات رهبری در مقاطع حساس و در زمان وقوع تهدید‌ها و فتنه ها، تردیدی باقی نمی‌گذارد که تصمیمات رهبری فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی و فشار‌های داخلی و خارجی، صرفاً بر اساس مصالح نظام اسلامی و منافع ملی همواره هوشمندانه ترین، منطقی‌ترین و مدبرانه‌ترین و بهترین تصمیم بوده است. با این وصف حفاظت از منافع نظام، اقتضا دارد آحاد مردم گوش به فرامین رهبری بوده و از تصمیمات حکیمانه و مدبرانه رهبری حمایت کنند که بی‌شک این حمایت نویدبخش اتحاد و همدلی و انسجام ملی برای تحقق اهداف بلند نظام است.