سگان لب جاده لَه لَه می زنند!

اکبرزمانی‪-‬ اگر اهل مسافرت باشید و با ماشین شخصی به سفر رفته باشید، نکته ای در لب جاده ها قابل توجه است و آنهم اینکه در لب جاده ها با سگ یا سگانی روبرو‌می شوید که به انتظار غذایند! برای مثال جاده هراز اگر رفته باشید، در طول مسیر این جاده روستاهای ییلاقی وجود دارد و همچنین مغازه ها
و رستوران ها و... بسیار زیادی را در جای جای
این جاده می توانید ببینید، مسافران در هر گوشه ای از این مسیر توقف می کنند که یا در حال سلفی گرفتن اند یا غذا میل کردن و یا درحال غذا دادن به سگان اند! ویا ...! اینطور بگویم که چون در هر جای این جاده توقفگاهی برای مسافران هست در جای جای این جاده می توانیم سگان را ببینیم که به انتظار غذایند. از زمانی که قرار شد ما به رسم و آیین غرب ، به حیوانات احترام کنیم تقریبا به حقوقشان نپرداختیم! سگانی که تا قبل ازاین رخداد یک دوری گزینی با جاده و انسان داشتند در قبال این همه لطف انسانی رام شده و در وسط خیابان منتظر غذایند! انسان ها نمی دانند که حیوانات هیچ پرداختی در ذهنشان ندارند و کاملا بر مبنای نیاز با محیط رابطه برقرار میکنند. سگان وقتی انسان حال حاضر را لب جاده ها می بینند، در حکم یک تکه نان یا گوشت می بینند و نمیدانند همه ی انسانها این تکه گوشت و نان نیستند!
غالبا ما با جنازه هایی از سگان در کف جاده ها روبرو می شویم که از شوق زیاد سگان برای تامین نیازشان به زیر ماشین یا مورد حمله برخی انسان ها
قرار می گیرند. از این جهت در گذشته و قبل از اینکه ما مفهموم حمایت از حیوانات را از غرب بیاوریم، سگان بیشتری با دوری از جاده ها و در زیستگاهشان، زندگی می کردند و زنده می ماندند. این بحث مطروحه از این‌جهت است که غالبا ما در مقام دلسوزی برای حیوانات موجبات نابودی شان می شویم. افراد دلسوز طبیعت و حیات وحش هم گاها دچار این اشتباه می شوند ولی از این نکته غافل می مانند که حیوانات آن درکی که ما به واسطه ی خرد مان شکل می گیرد را ندارند.
امروزه که به واسطه ی اینکه برای حمایت از حیات وحش
مردم کورس بستند غالبا با معرفی محیط های حیات وحش و هیاهو در مناطق ، موجب افزایش تخریب می شوند. این اشتباه غالبا پیش می‌آید که ما بعنوان دلسوز در مقام حامی بر می‌آییم ولی موجبات تخریب و نابودی می شویم. گویی اصلا حمایت نشود طبیعت خودش سیر تاریخی خود را می گذراند و برایش بهتر است زیرا تخریب و نابودی حیات وحش به واسطه ی شکارچیان درصد پایینی را به خود اختصاص می دهد و درصد بالاتر مختص به شیرابه های زباله ها و پراکندن زباله های صنعتی و شهری در اطراف شهرها هستند و یا معادن شن ،
ماسه و زغال به واسطه شرکت های بزرگ که
به کوه و جنگل خواری مشغولند و یا تهویه های بزرگ مرغداری ها و دامداری های صنعتی که به انسان حتی اجازه نمی دهد که از چند کیلومتری آن رد شد و یا دودکش های بلند و غول آسای کارخانه ها که در طبیعت پراکنده می شود، همگی این موارد و موارد دیگری جایی برای زیست حیوانات وحشی نگذاشته اند. حیوانات حیات وحش همچون انسان اهلی نشدند و با کوچکترین بیماری، بیمارستانی وجود ندارد که دستکم آنها
در مسیر درمان قرار گیرند! انسان ها هنوز نمی‌دانند روابط بین حیوانات قراردادی و اجتماعی شده نیست و نحوه ی زیست حیوانات ایماژی از زندگی انسانی نیست.