اتحاديه منطقه‌اي...

ايجاد اتحاديه، نسخه درد ناامني و جنگ در منطقه كشورهاي غرب و جنوب ‌غرب آسيا است.
Union of West and Southwest Asia -  UOWASA 
در طول تاريخ شاهان؛ حاكمان و دولتمردان با اهداف پنهان يا آشكاري همچون كشورگشايي؛ كسب منافع و منابع بيشتر؛ دشمني‌هاي قومي، قبيله‌اي، خوني، نژادي و اعتقادي و حتي خصومت‌هاي شاهانه يا براي كسب قدرت و ثروت و سرزمين بيشتر؛ با يكديگر جنگ و جدال‌هاي خونيني داشته‌اند. در اين ميان جنگ‌ كشورهاي اروپايي با اهداف استعماري، استثماري، زياده‌خواهي و قدرت‌طلبي مثال‌زدني است. مبدا و منشا جنگ جهاني اول (1918-1914م) بين دو اتحاد نظامي متحدين و متفقين و با بيش از 10 ميليون نفر كشته و همچنين جنگ جهاني دوم (1945-1939م) با درگير كردن بيش از 30 كشور در اين جنگ و كشته شدن بيش از 70 تا 80 ميليون نفر، همواره يكي از كشورهاي اروپايي بوده است. جنگ جهاني دوم، نظام قدرت در جهان و حتي ساختارهاي اجتماعي را دگرگون كرد و نهادي بين‌المللي با عنوان «سازمان ملل متحد» به جهت جلوگيري از رويدادهاي مشابه تشكيل شد و قدرت‌هاي پيروز اين جنگ شامل: چين، فرانسه، اتحاد جماهير شوروي، بريتانيا و امريكا عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل متحد شدند. در اين ميان كشورهاي اروپايي تلاش كردند تا هويت سياسي واحدي به خود ببخشند و از دشمني‌هاي پيش از جنگ بكاهند و چاره علاج درد جنگ‌هاي پي‌درپي بين خود و پيروزي بر ديگران را و به جهت ايجاد امنيت، منافع بيشتر اقتصادي و برخورداري از برآيند قدرت نظامي و اقتصادي بالا حتي براي اهداف استعماري نوين خود؛ تشكيل اتحاديه اروپا ديدند. به بيان ديگر پس از فاجعه جنگ جهاني اول و جنگ جهاني دوم، انگيزه براي تشكيل اتحاديه اروپا بيشتر شد و اين انگيزه ناشي از تصميم به بازسازي اروپا و از بين بردن احتمال جنگي ديگر و بالا بردن توان نظامي، اقتصادي و اجتماعي بود. حال بياييد نظري به منطقه غرب و جنوب غرب آسيا داشته باشيم. سال‌هاست به دليل منابع غني انرژي در اين منطقه و موقعيت ممتاز ژئوپليتيك و ژئواستراتژيك اين منطقه و قرارگيري در مفصل بين قاره آسيا با قاره اروپا، اوراسيا و حتي قاره آفريقا و قرارگيري خاستگاه و ترويج دين اسلام در اين  منطقه و دشمني ذاتي نظام سرمايه‌داري و غربي با اسلام؛ همه و همه باعث شده، نظام سرمايه‌داري و سلطه‌گر غرب با تمام قوا به خصوص بعد از وقوع انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به انحاي گوناگون و با فراهم كردن بروز يا تشديد اختلافات قومي، مذهبي، مرزي، حكومتي و ... در كشورهاي واقع در اين منطقه و با سياست تفرقه بينداز و حكومت كن؛ آرامش را از اين منطقه بزدايند و از آب گل‌آلوده ماهي مقصود را بگيرند. لذا در دهه‌هاي گذشته كه هنوز نيز ادامه دارد گهگاهي بين كشورهاي واقع در اين منطقه با وجود همه اشتراكات اعتقادي، قومي، زباني و نژادي؛ كشمش، جدال و جنگ‌هاي داخلي و خارجي وجود داشته و دارد.
عمده كشورهاي اين منطقه از جمله پاكستان، افغانستان، تركمنستان، قزاقستان، جمهوري آذربايجان، ارمنستان، يمن، فلسطين، تركيه، لبنان، سوريه، عمان، كويت، امارات، قطر، ايران، عراق، عربستان و بحرين داراي دين اسلام بوده و وجوه مشترك فراواني با يكديگر دارند ولي با مداخلات خارجي‌ها، قريب به اتفاق بين اين كشورها و حتي درون اين كشورها تنش‌، جدال، كشمكش و جنگ در جريان است. ولي هنگامي‌كه به متون اديان آسماني و دين اسلام مراجعه مي‌كنيم، انسان‌ها و جوامع را به عبوديت خدا و وحدت و اتحاد با يكديگر توصيه مي‌كنند. خداوند در آيه 103 سوره مباركه آل‌عمران فرموده: «واعتصِموا بِحبلِ‌الله جميعًا ولا تفرّقوا- و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.» اتحاد و وحدت رمز پيروزي در مقابل دشمنان و كليد موفقيت در كارهاست. همين رهنمون براي همه كشورهاي واقع در منطقه غرب و جنوب غرب آسيا كه عمدتا داراي دين اسلام هستند، كافي است كه با كنار گذاشتن اختلافات كه معمولا برانگيخته از عوامل بيروني و بدخواهان است و در ماهيت و اصل، اختلافات اساسي ندارند با محور قرار دادن اشتراكات خود كه دين اسلام، قوميت، زبان و همسايگي است، نسبت به ايجاد يك اتحاديه با عنوان «اتحاديه كشورهاي غرب و جنوب‌غرب آسيا» اقدام كنند. پس هم در آموزه‌هاي اسلامي و هم تجربه جهاني نشان مي‌دهد كه اتحاد و وحدت كشورها؛ همگرايي، قدرت اقتصادي و نظامي و امنيت را افزايش مي‌دهد. هرچند در كشورهاي واقع در منطقه جنوب غرب آسيا تنش‌ها و اختلافات زيادي ايجاد شده يا وجود داشته و ريشه عمده اين اختلافات منشا بيروني و خارجي دارد كه در بطن اين اختلافات منافع زيادي براي غرب و دشمنان طماع اين منطقه استحصال خواهد شد و دامن زدن به اين اختلاف‌ها از سياست‌هاي اصلي غرب بوده و هست، ليكن با عزم و حركت عملي و استوار به سوي ايجاد همگرايي بين كشورهاي منطقه و با جهت‌گيري درست؛ اين كار شدني است. البته ايجاد اتحاديه منطقه‌اي در كوتاه و ميان‌مدت واقع‌‌بينانه نيست ولي با پيگيري و تمركز بر اين سياست منطقه‌اي مي‌توان اميد داشت كه در بلندمدت بتوان به اين مهم دست يافت. حتي اگر اين جهت‌گيري، به هدف غايي خود نرسد، ولي قطعا به كاهش اختلافات منطقه‌اي خواهد انجاميد. 
نگارنده پيشنهاد مي‌كند، ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران با همراه كردن چند كشور همسايه ديگر در اين منطقه با هدف تاسيس اتحاديه‌اي شبيه به اتحاديه اروپا تلاش كند كه در يك دوره پنج‌ساله، نظام‌نامه و توافقات منطقه‌اي در اين خصوص را شكل دهد.
سوال كليدي در اين خصوص اين است كه آيا با ايجاد اتحاديه؛ بيم جدايي‌طلبي برخي از مناطق مرزي كشور به دليل برخي گرايش‌ها و القاي مسموم بيگانگان افزايش نمي‌يابد؟ در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه جمهوري اسلامي ايران همزمان با پيشبرد سياست ايجاد اتحاديه كه شايد در بلندمدت محقق شود، بايد بر همگرايي قوميتي و ملي استان‌ها و شهرستان‌هاي مرزي خود تلاش وافري كند و از همه ابزارهاي لازم رسانه‌اي، بودجه‌اي، زيرساختي، فرهنگي، اقتصادي بهره برده تا همگرايي مردم مرزنشين با داخل و مركز كشور را به حداكثر خود برساند تا احيانا با ايجاد اتحاديه كشورهاي غرب و جنوب‌غرب آسيا، اين همگرايي داخلي از پيش انديشيده شده، خطر واگرايي احتمالي و گرايش مرزنشينان به سمت بيرون را به حداقل برساند.
در پايان بايد گفت كه با تاسيس اتحاديه مذكور علاوه بر ايجاد امنيت خصوصا در نوارهاي مرزي كشور؛ افزايش رونق و قدرت اقتصادي؛ افزايش قدرت نظامي، كاهش قاچاق؛ مبادلات سالم اقتصادي با كشورهاي همسايه و عضو اتحاديه، كاهش محروميت‌ها در استان‌هاي مرزي؛ كاهش هزينه‌هاي نظامي، بهره‌مندي از خدمات طرفين در زمينه گردشگري سلامت، توريست، مبادلات مالي و ارزي را به دنبال خواهد داشت و به معناي واقعي ايران فرهنگي فراتر از مرزهاي سياسي شكل خواهد گرفت و به استحكام دروني نظام كمك خواهد كرد. اين اتحاديه منطقه‌اي را علاوه بر نام «اتحاديه كشورهاي غرب و جنوب ‌غرب آسيا_ Union of West and Southwest Asia (UOWASA) » مي‌توان با عنوان «اتحاديه حبل‌الله» يا «اتحاديه حبل‌المتين» نيز نام‌گذاري كرد.