بازی­‌های آماری مشکلات معیشتی مردم را حل نمی­‌کند

سرویس اقتصادی- وضعیت اقتصادی کشور در دولت تدبیر و امید به‌گونه­‌ای پسرفت داشته که کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که نسبت به‌­عملکرد این دولت راضی باشد. این پسرفت در حدی بود که مرکز پژوهش­‌های مجلس چندی پیش اعلام کرد: «درآمد سرانه کشور از سال 1390 تا 1398 کاهشی 34 درصدی داشته است. در واقع به رغم افزایش درآمد اسمی خانوارها قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 حدود یک سوم کاهش یافته است. در صورت رشد اقتصادی هشت درصدی از سال 1399 به بعد، حداقل به شش سال زمان نیاز خواهد بود تا به سطح درآمد سرانه سال 1390 باز گردیم.»
با این حال، هفته پیش حسن روحانی، در نشست خبری خود که پس از ماه‌ها تاخر برگزار شد با‌ اشاره به عملکرد هفت ساله این دولت، گفت: اگر بخواهم گزارشی از عملکرد هفت سال و چند ماهه خود ارائه دهیم باید آن هفت سال را به دو قسمت تقسیم کنیم. دوران قبل از جنگ تحمیلی اقتصادی و دوران جنگ تحمیلی اقتصادی. در دوران قبل از جنگ تحمیلی اقتصادی دولت را در سخت‌ترین شرایط بعد از جنگ و با رکود تورمی تحویل گرفتیم. در شرایطی که رشد اقتصادی ما منهای ۷.۷ و تورم نیز بالای ۳۰ درصد بود که بعد از جنگ سابقه نداشت آغاز دولتی با رکود تورمی شروع شده باشد.
وی افزود: در اولین سال دولت یعنی سال ۹۳ ما به رشد مثبت اقتصادی رسیدیم و توانستیم تورم را به حدود ۱۵ درصد کاهش دهیم. ما در سال ۹۳ دچار کمترین درآمد نفتی شدیم و درآمد نفتی ما از حدود ۱۰۰ میلیون دلار به حدود ۳۰ میلیون دلار کاهش پیدا کرد. اما در طول هفت سال بهترین شرایط از لحاظ کاهش تورم را در سال‌های ۹۴، ۹۵ و ۹۶ داشتیم. متوسط تورم ما در این سه سال حدود ۱۱ درصد بود که در ۵۰ سال گذشته سابقه ندارد. کشور در سه سال متوالی تورم حدود ۱۵ درصد داشت و بیش از دو سال ما تورم تک‌رقمی داشتیم.
گاف­ بزرگ آماری!

متاسفانه رئیس‌جمهور ادعاهایی پیرامون آمار تورم مطرح کرده­ که براساس مراجع رسمی آماری، کاملا ‌اشتباه است. وی با ‌اشاره به متوسط تورم 11درصدی برای سه سال پیاپی 94، 95 و96 ادعا کرده که میانگین تورم هیچ سه سالی در 50 سال اخیر 11 درصد نبوده، در حالی که آمارهای رسمی بانک مرکزی خلاف این ادعا را نشان می­‌دهد بر این اساس یکبار طی سال­‌های 1349 تا 1351 میانگین نرخ تورم 4.3 درصد بوده و بار دیگر در بازه 1362 تا 1364 هم میانگین نرخ تورم 10.7 درصد بود که نسبت به میانگین اعلام شده توسط رئیس‌جمهور پایین‌تر است. بنابراین، برخلاف ادعای رئیس‌جمهور، دستاورد ایشان چندان هم بی‌­سابقه نبوده است. ضمن اینکه این بازی­‌های آماری هیچ جنبه مثبتی برای معیشت مردم نداشته و ندارد. اصلا جمع تورم سه سال و میانگین گرفتن آن بر چه اساسی اهمیت دارد که آقای روحانی برای اعلام آن مبادرت ورزیده است؟ احتمالا می‌خواستند تورم سال 95 (9 درصد) را به‌­عنوان پایین‌‌ترین تورم 50 سال اخیر معرفی کنند اما چون پایین‌‌ترین رقم نبوده (چه اینکه در 50 سال گذشته، شش سال تورم کمتر یا همین 9 درصد بوده) میانگین سه سال را حساب کرده‌­اند! (که آن هم‌ اشتباه از آب درآمده است)
ضمن اینکه نباید از یاد ببریم که کاهش تورم در سال­‌های ابتدایی دولت تدبیر و امید ناشی از رکود شدید اقتصادی بود، بنابراین کاهش سرعت تغییر قیمت­‌ها وقتی معامله و تولیدی وجود ندارد، چندان هم هنر نمی‌­خواهد. این دستاوردسازی- حتی اگر واقعی هم بود- فقط جنبه سرگرمی داشت، در هیچ کشوری به­‌صرف چند عدد خاص در جریان اقتصاد، مقایسه­‌های این‌چنینی صورت نمی‌­گیرد.
ایشان بارها از اینکه رشد اقتصادی سال 95 بیشترین رشد اقتصاد جهان در آن سال بود هم سخن گفته­‌اند، غافل از اینکه- بر فرض صحت این آمار- چنین چیزی اصلا جای افتخار ندارد. اصولا اقتصادهای ضعیف با کوچک­ترین شوک مثبتی، رشد می‌­کنند. مثلا چند سال پیش افغانستان رشد 17 درصدی داشت و در همان سال رشد اقتصادی آمریکا 1.5 درصد بود. با معیار رئیس‌جمهور احتمالا اقتصاد افغانستان از اقتصاد آمریکا پیشرفته‌تر است!
تقسیم‌­بندی من درآوردی!
همان­طور که مشاهده شد، رئیس‌جمهور در بخشی از سخنان خود با تقسیم هفت سال اخیر به­ دو دوره قبل از جنگ اقتصادی و بعد از جنگ اقتصادی، عملا از مسئولیت فجایع اقتصادی سه سال اخیر شانه خالی کرده است. به ­عبارتی، ایشان تمام نقاط منفی سال­‌های 1397 تا 1399 را به‌­نوعی به­‌ تحریم وصل می­‌کند و با این کار عملا اعلام می­‌کند مشکلات اقتصادی اخیر به من ربطی ندارد!
این در شرایطی است که بارها تولیدکنندگان گفته‌­اند فشارهای تحریم داخلی بیشتر از تحریم خارجی است! تحریم داخلی همان موانع دولت بر سر راه تولیدکنندگان است که نمی­‌گذارد جریان تولید در کشور پا بگیرد. چند روز پیش دبیر انجمن سنگ گفته بود: «تحریم آمریکا را بی‌اثر کردیم ولی هنوز گرفتار تحریم دولت خودمان هستیم.» در همین اثنا، رئیس ‌اتاق بازرگانی تهران هم اعلام کرد: «اگرچه تحریم‌ها در مسائل اقتصادی مشکلات زیادی به‌وجود آورده و فلج‌کننده است، اما مشکلات بخش خصوصی به دلیل تصمیمات غیرکارشناسی است.» حدود یک ماه پیش هم، رئیس ‌انجمن صنایع خوراک دام و طیور دلیل کمبود نهاده‌های دامی در بازار غیررسمی را تحریم‌های داخلی و خارجی دانسته بود.
با تمام این اوصاف، ما باز هم فرض می­‌کنیم که آقای روحانی درست می­‌گوید و با جنگ تحمیلی اقتصادی روبه‌­رو هستیم، (البته با این استدلال می‌­توان گفت در دوره تحریم­‌های قبلی که رئیس‌جمهور دائما از آن انتقاد می‌­کند هم در دوره جنگ تحمیلی اقتصادی بودیم) آیا در این جنگ تحمیلی، آمریکا نقدینگی ایران را شش برابر کرد و از 490 هزار میلیارد تومان به سه هزار هزار (میلیون میلیارد تومان) رساند؟ آیا آمریکا ارز 4200 تومانی را اجرا کرد و میلیاردها دلار ارز کشور را به­ باد فنا داد؟ آیا آمریکا بودجه­‌های توهمی 1398، 1399 و 1400 را نوشت که هر سال با کسری بودجه و بی‌انضباطی مالی روبه‌رو باشیم؟ آیا آمریکا اعلام کرد مسکن مزخرف است؟ آیا آمریکا شش ماه وزیر صنعت، معدن و تجارت را معرفی نکرد؟
دلخوش به ­این آمار نباشید!
البته در همان دوره­‌ای که جناب رئیس‌جمهور با افتخار از آن یاد می‌­کند، آمارهایی وجود دارد که نشان می­‌دهد اوضاع اقتصادی براساس آمارها، آنچنان هم که ایشان وانمود می­‌کنند، رویایی نبوده است. به­ عنوان مثال، درباره رشد اقتصادی کشور در سال 1394 بانک مرکزی اعلام کرده بود: «براساس برآوردهای اوليه، توليد ناخالص داخلي كشـور بـه قيمت پايه برحسب قيمت‌هاي جاري از 11260 هزار ميليارد ريـال در سـال 1393 بـه 11129 هـزار ميليـارد ريـال در سـال 1394 كاهش يافت كه نشان‌‌دهنده رشد اسـمي 1.2- درصـدي اسـت. بـا توجه به­ تغييرات سطح عمومي قيمت‌­ها، آمارهاي مقـدماتي بخـش واقعي اقتصاد نشان مي­‌دهـد كـه توليـد ناخـالص داخلـي در سـال 1394 و به قيمت­‌هـای ثابـت سـال 1390 بـه ميـزان 1.6 درصـد كاهش يافت.»
جالب اینجاست که رئیس‌جمهور هیچ ‌اشاره‌ای به ­آمار رشد اقتصادی منفی در سال 1394 (قبل از جنگ تحمیلی اقتصادی!) نکرده­‌اند. از یاد نبریم که همین کاهش تورمی که مورد تاکید رئیس‌جمهور است، صرفا در سال­‌های 94 تا 96 رخ داده و در سال­‌های 92 و 93 به­ طور میانگین (اگر بخواهیم مانند رئیس‌جمهور آمار بدهیم) بیش از 25 درصد تورم داشتیم. ضمن اینکه در شاخص‌­های دیگری مانند سرمایه­‌گذاری خارجی نیز شاهد پسرفت بوده­‌ایم. در این باره، چند روز پیش مسعود خوانساری، رئیس ‌اتاق بازرگانی تهران به وضعیت سرمایه‌گذاری در کشور طی سال‌های ۹۱ تا ۹۸‌ اشاره کرده و گفته بود: «سرمایه‌گذاری ۴۳ درصد کاهش یافته است که اثرات آن را در سال‌های آتی خواهیم دید.»
روحانی در برابر روحانی!
علاوه‌براینها جناب روحانی در شرایطی از کاهش محسوس تورم صحبت می‌کند که بعید به‌نظر می‌رسد برداشت عمومی از تورم نیز چنین چیزی باشد. سفره مردم در همان چند سالی که رئیس‌جمهور با افتخار از آن یاد می‌کنند هم کوچک‌تر شده است. چنانچه وقتی در اسفند سال 1393 اعلام کردند: «تورم بهمن ماه امسال صفر است که این کار بزرگی است و برای اولین‌بار در کشور شاهد آن هستیم.» افکار عمومی با تعجب و تحیر به‌ گفته‌های ایشان نگریست!
جالب اینجاست که ایشان در اولین نشست خبری خود در 15 مرداد 92 گفته بود: «کم و بیش نخبگان و مردم از آمار خبر دارند. معیار اصلی تورم «جیب مردم» است نه بانک مرکزی و مرکز آمار... برای بیکاری هم لازم نیست آمار بدهیم، هرکس در خانه و خانواده‌اش می‌تواند بفهمد چه خبر است.»
با این وصف، به راحتی می‌توان گفت آمارهای رئیس‌جمهور درباره تورم چندان هم مورد اعتماد نیست، چون معیار اصلی تورم، جیب مردم است و جیب مردم هم اگر این آمارها را مسخره نکند، -حداقل- باور نمی‌کند. به نظر می‌رسد ایشان گفته خود را یا فراموش کرده‌اند یا تغییر عقیده داده‌اند؛ وگرنه به هیچ وجه نمی‌توان در عین حال که به جیب مردم به‌عنوان معیار گرانی نگاه کرد، سخنی از آمارهای کاهش تورم به میان آورد.
متاسفانه رئیس‌جمهور در واپسین ماه­‌های حضور خود در دولت همچنان بر ارائه آمارهایی تاکید دارد که یا اشتباه است اگر ‌اشتباه نیست، هیچ کارکردی نداشته و صرفا بازی آماری است. بهتر بود ایشان در مدت کوتاهی که از عمر دولت باقی مانده حداقل بابت گرفتاری‌هایی که دولت برای مردم و فعالان اقتصادی ایجاد کرده عذرخواهی می­‌کرد و با تدوین عملیاتی بودجه 1400 یک یادگار خوب از خود به­‌جا می‌­گذاشت، نه اینکه بگوید به ­اکثر وعده­‌هایی که دادم عمل کردم!