فوتبال چه مدیری می‌خواهد؟

با یک نگاه به ساختار فدراسیون فوتبال می‌توان به راحتی نتیجه گرفت که این ساختار فاسد و پرتخلف را باید ویران کرد و دوباره و درست بنا نهاد. این واقعیتی است که تنها با روی کار آمدن مدیری سالم و قوی همراه با یک تیم مدیریتی سالم و قوی محقق می‌شود در غیر این صورت آش همان آش خواهد بود و کاسه همان کاسه.
حالا که ثبت‌نام انتخابات فدراسیون فوتبال به پایان رسیده و کاندیدا‌های ریاست و پست‌های دیگر مشخص شده‌اند، بد نیست به چند فاکتور مهم و تأثیرگذاری که رئیس آینده فدراسیون فوتبال برای سروسامان دادن به اوضاع خراب این فدراسیون لازم است از آن‌ها برخوردار باشد توجه کنیم. فساد فدراسیون فوتبال امروز برای همه واضح است، فدراسیونی که طی یکی، دو دهه گذشته جز بیت‌المال‌خوری و هزینه‌سازی برای کشور هیچ عایدی خاصی نداشته است، پس رئیس آینده باید با فساد مبارزه کند، یعنی اینکه هم خود سالم باشد و هم تیمی که به کار می‌گیرد از سلامت کامل برخوردار باشد تا بتوانند با زیر و رو کردن این ساختار سراسر فساد و تخلف راهی برای نفس کشیدن فوتبال باز کنند.
بدون هیچ شکی برخورداری از قدرت و تکیه‌گاه محکم اقتصادی در راه این مبارزه سخت، یکی دیگر از فاکتور‌هایی است که رئیس آینده فدراسیون فوتبال باید از آن برخوردار باشد. فدراسیون کنونی میلیارد‌ها میلیارد بدهی دارد و این ارثیه‌ای است که علی کفاشیان، مهدی تاج و تیم حال حاضر فدراسیون برای آینده به‌جا گذاشته‌اند. بنابراین رئیس آینده فدراسیون باید با توان اقتصادی بالا و بهره‌گیری از آن به جنگ تمام‌عیار با مشکلات برود. بدیهی است در این میان همکاری دولت و لابی‌های رئیس آینده نقش قابل توجهی خواهد داشت.
اما فوتبال مردی را می‌خواهد که از جنس خودش باشد. هرچند در طول سال‌های گذشته مدیرانی هم بوده‌اند که به‌رغم فوتبالی نبودن کارنامه موفقی را از خود بجا گذاشته‌اند، ولی بیشترین درد فوتبال ایران افتادن آن به دست غیر فوتبالی‌ها بوده، همان‌هایی که باعث شده‌اند امروز کار فوتبال به اینجا کشیده شود و بدبختانه اینکه دست‌بردار هم نیستند و می‌خواهند هر طور شده بمانند و باشند و به تاراج بیت‌المال ادامه دهند.


فوتبال ایران امروز محتاج یک مدیر تحصیلکرده با توان مدیریتی بالاست. پس اینکه صرفاً هم فوتبالی باشد کفایت نمی‌کند و اگر کسی باشد که هر دوی این‌ها را داشته باشد بدون تردید مدیری است که می‌توان به او اعتماد کرد و سکان هدایت یکی از اصلی‌ترین رشته‌های ورزش کشور را به دستش سپرد. فوتبال مدیری می‌خواهد که توان کنترل زیردستان خود را داشته باشد و به تمام امور فدراسیون اشراف کامل داشته باشد. مدیری که بتواند با دلالی و لابی‌های فاسد مبارزه کند و چنان بر اوضاع مسلط باشد که اجازه زیاده‌خواهی به اطرافیان خود را ندهد. اتفاقی که طی سال‌های گذشته با توجه به سوءمدیریت حاکم بر فدراسیون رخ داده است.
انتقادپذیری از جمله شاخصه‌هایی است که کمتر در مدیران ورزشی و رؤسای فدراسیون‌ها دیده می‌شود. تاکنون آنچه دیده شده عدم تحمل انتقاد است، به گونه‌ای که حتی با انتقاد‌های سازنده هم برخورد می‌شود و آقایان می‌خواهند فقط تعریف و تمجید بشنوند. رئیس آینده فدراسیون فوتبال باید تحمل انتقاد را داشته باشد و اینگونه نباشد که با خط و نشان کشیدن برای منتقدان سعی کند فقط عده‌ای خاص و مجیزگو را اطراف خود جمع کند. این اتفاقی است که متأسفانه طی تمام این سال‌ها رخ داده و امروز شاهد این هستیم که برخی رسانه‌ها در برابر فساد علنی فدراسیون فوتبال و مسئولانش سکوت اختیار کرده‌اند و چیزی نمی‌گویند، در عوض منتقدان به بدترین شکل ممکن مورد حمله قرار می‌گیرند.
به‌طور حتم می‌توان فاکتور‌های زیاد دیگری را هم برای رئیس آینده فدراسیون فوتبال برشمرد که از حوصله مخاطب خارج است، ولی آنچه مهم است اینکه فوتبال ایران امروز محتاج رئیسی از جنس دیگر است، یک رئیس شجاع که بتواند ساختار این فدراسیون را عوض کند و از نو بسازد. رئیسی که توان تغییرات گسترده را داشته باشد، تغییراتی که فوتبال نیازمند آن است، چراکه وجود حتی یک نفر از سیستم فاسد کنونی در فدراسیون آینده هم کافیست تا همه چیز را خراب کند و تمام زحمات را به باد دهد.