درباره گرانی

مجید ابهری‪-‬ در اینکه جان تمام جانداران در زمین و آسمان در دست قدرتمند خداوند یکتاست هیچ شک وشبهه‌ای برآن متصورنبوده واراده عالی اوست که بر هر فکر وتصور غالب است. عارفان را عقیده براین است که هیچ برگی بدون اذن حق از درخت نمی‌افتد. تا اینجا اساس تفکر موحدان و عقیده خداباوران بر محورهای گفته شده استوار است و اوست که به کرم کور درقعر زمین روزی می‌رساند. اما گاهی حرف‌ها و اشاراتی در سطح جامعه گسترده می‌شود که در ظاهر رنگ‌وبوی توحید و در بطن و درون اهانت به شعور مخاطبان می‌باشد. ارزانی وگرانی تابع فرمولی از علم اقتصاد است به نام عرضه وتقاضا. همانگونه که بیماری
براثر میکروب وعدم رعایت اصول بهداشتی عاید می‌گردد گرانی نیز به خاطر گریز از هنجارهای علم اقتصاد وزیر و پا گذاشتن بر موازین علمی روی می‌دهد. گاهی برخی از افراد درجهت زیر سوال بردن توکل وتشکیک در مورد آن، موضوعاتی را به خداوند ودستگاه خلقت ربط می‌دهند که ماهیت خود و حرفهایشان بر اهل نظر پوشیده نیست. گاهی نیز ما انسان‌ها ناتوانی‌های خود را به حضرت حق نسبت داده و برای فرار از مسئولیت‌های دنیوی وعواقب آخروی به کائنات چنگ می‌‌اندازیم. اگر مدیری ضعف و کاستی توانایی مدیریت در حرفه خود داشته باورهای ارزشی را به بازی می‌گیرد آنوقت چه کسانی باید پاسخ اورا بدهند؟ مملکت، نهادهای ناظر دارد؛ در صورت حواله علت‌ها به سوی خداوند، آنوقت نقش نهادهای ناظر چگونه ارزیابی می‌شوند؟ در این دوران ضرباتی که به علل رفتارهای نادرست بعضی از مدیران به باورها وارزش‌های مردم وارد شده در طول تاریخ بی‌سابقه است. ای کاش برخی از مسئولین لطمات ناشی از فقدان مدیریت خودرا فقط به بدنه اقتصادی وفرهنگی کشور وارد می‌کردندو کاری با معیارها واصول
باور مدار مردم وجامعه نداشتند.
اما با کمال تاسف وشوربختانه و به قول آن شاعر:


صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می‌کنند
اگر قیمت‌ها دست خدا بود سود افزایش آن‌ها نیز باید به بندگان خدا می‌رسید. اما بخشی از این حرف شاید از نظر ادبی درست باشد که وقتی قیمت‌ها دست خداست نباید از صعود ساعتی آن‌ها گله کرد وباید از مسئولین کمال تشکر را داشت که در جهت ایفای رسالت الهی خود مردم را زیر سنگ‌های آسیاب قیمت‌ها خرد وخمیر کرده واجازه پرسش وکنجکاوی به آن‌ها نمی‌دهند.