وحشت غرب از مصوبه مجلس ایران

مروری بر کارنامه دولت روحانی در مذاکرات هسته‌ای گویای این حقیقت است که در توافقنامه برجام، ایران در ازای وعده دروغین تعلیق (نه لغو) تنها ۲۵درصد از کل تحریم‌ها، ۴۸ تعهد به طرف غربی سپرده که برخی از آن‌ها از این قرار است:
۱ - غنی سازی از ۲۰درصد به زیر ۶۷/ ۳ تقلیل یابد.
۲ - لزوم بازرسی‌ها و بازجویی‌ها (حتی قبل از روز پذیرش یعنی فاصله ۲۳ تیر تا ۲۹ مهرماه ۹۴).
۳ - بازرسی‌های انحصاری برای فقط کشور ایران حتی فراتر از پروتکل الحاقی (هر زمان، هر مکان و هر شکل).


٤ - ذخایر ۱۰ هزار کیلوگرمی خود را به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش دهد.
۵ - کل ۱۹۶ کیلوگرم مواد ۲۰درصد ایران خنثی شود.
۶ - کاهش سانتریفیوژ‌ها از ۱۹۰۰۰ عدد به ۶۰۱۴ عدد.
۷ - فعالیت‌های فردو مربوط به سانتریفیوژ‌های نسل ۸ به طور کامل تعطیل می‌گردد.
۸ - ایران ضمن قبول تعطیل نیروگاه آب سنگین اراک می‌پذیرد که قلب این نیروگاه با بتن پرشود.
۹ - ایران مکانیزم ماشه را که مطلقاً در جهان سابقه نداشته در باره نحوه رسیدگی به شکایات هر یک از دو طرف می‌پذیرد.
۱۰ - ایران در قبال وعده پوچ طرف غربی باقی ماندن ۷۵درصد از تحریم‌ها در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی، حقوق بشر، منطقه‌ای و مقابله با تروریسم را می‌پذیرد.
به این ترتیب طرف غربی در چارچوب برجام موفق به غل و زنجیر نمودن ایران شده به طوری که حداقل ۲۰ مورد از محدودیت‌های اعمال شده برای ایران مشمول مرور زمان نشده و به صورت ابدی خواهد بود. اما این ایران طی پنج سال گذشته به پیمودن جاده یک‌طرفه پرداخته و در این مدت چند اتفاق مهم رخ داده است:
۱ - طرف غربی به هیچ‌یک از تعهدات خود عمل نکرده است.
۲ - تعداد ۱۵۰۰ تحریم جدید (۸۰۰ عنوان توسط اوباما و ۷۰۰ عنوان توسط ترامپ) وضع شده است.
۳ - ترامپ ۱۸ اردیبهشت ماه ۹۷ به‌صورت یک‌طرفه از برجام خارج شد.
٤ - دولت ایران بر خلاف نص قرآن کریم که در صورت عهدشکنی دشمن خروج از پیمان را برای حفظ عزت مسلمانان توصیه می‌کند و برخلاف فرمایش رهبری مبنی بر آتش زدن برجام، دل‌خوش به وعده‌های پوچ اروپایی‌ها، به ادامه برجام به‌صورت ۴+۱ تن می‌دهد، اما طرف اروپایی نیز دقیقاً با همان رفتار مستکبرانه امریکایی‌ها به سرگرم کردن و فریب طرف ایرانی می‌پردازد.
۵ - در این مدت طرف غربی نه تنها حاضر به لغو هیچ تحریمی نشد بلکه به تشدید کارشکنی‌ها پرداخته و صریحاً انجام تعهدات برجامی خود را منوط به قبول مذاکره در باره سایر موضوعات مورد علاقه در زمینه‌های موشکی و منطقه‌ای کرد.
۶ - دولت ایران پس از ناامید شدن از اروپا، طی پنج مرحله کاهش بخشی از تعهدات برجامی خود را اعلام کرد، اما از آنجا که این کاهش‌ها به گونه‌ای نبود که موجب نگرانی غرب شود، طرف غربی مطالبات بیشتر و انجام مذاکره در باره سایر موضوعات را در دستور کار قرار داد.
اینک با روی کار آمدن بایدن در امریکا، برخی سهل اندیشان مرعوب غرب، ایران را به افتادن در دام خطرناک مذاکره با بایدن توصیه می‌کردند. از این رو اقدام مجلس برای تصویب قانون «اقدامات راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» یک اقدام به موقع و پیش‌گیرانه تلقی می‌گردد. بر اساس قانون مزبور ایران طبق بند‌های ۲۶ و ۳۶ و ۳۷ و بند ۱۳ قطعنامه ۲۲۳۱ تعهدات خود در برجام را به گونه‌ای کاملاً مؤثر کاهش داده و شرط ایران برای بازگشت به تعهدات برجامی، لغو کامل تحریم‌های ظالمانه است و برای تحقق خواسته به حق و قانونی ایران، نه نیاز به جلسه است، نه نیاز به امضای محدود. از نظر ایران دیگر نه امضای جان کری، نه امضای بایدن، نه مصوبه مجالس امریکا، نه تعهدات کاغذی اروپا و نه هیچ چیز دیگری به جز لغو تحریم‌ها و راستی آزمایی از سوی ایران تضمین نیست. به عبارت روشن‌تر ایران دیگر سیاست‌های اعلامی را نمی‌پذیرد و صرفاً در پی سیاست‌های اعمالی و اقدامی است. روند نگاری مذاکرات ۱۷ ساله با غربی‌ها به خوبی نشان می‌دهد که ۱- تحلیل تیم مذاکره کننده ایران هم در سال ۸۲ و هم در سال ۹۴ غلط و بر بستر خوش بینی کاذب و غیرواقعی به طرف غربی استوار بوده است، از این رو چرا باید به توصیه برخی دل‌باختگان غرب برای بار سوم گول وعده‌های پوچ سست اراده‌های غرب باور را خورده و وارد میدانی بشویم که نتیجه آن از قبل صد هیچ به نفع طرف غربی بوده و فرصت خودباوری و استفاده از ظرفیت‌های داخلی را از ما می‌گیرد.
۲ - در تمام این سال‌ها طرف غربی صداقت ایران را با دروغگویی و پیمان‌شکنی پاسخ داده است.
۳ - حاصل همراهی ایران با غرب هیچ‌گاه «برد- برد» نبوده و همواره نتیجه مذاکرات به نفع غرب و به ضرر ایران تمام شده است.
٤ - طی بازه ۱۷ ساله تن دادن به دیپلماسی مذاکره با غرب، فرصت‌های طلایی فراروی ملت ایران سوخته و از دست رفته است و دولت ایران با توهم حل مشکلات از طریق همراهی با غرب، هیچ‌گاه از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های به شکل مؤثر بهره نبرده است.
۵ - در سایه مدیریت غربگرا، همواره «ما بدهکار و غرب طلبکار» بوده و ما در مقابل عهدشکنی و وعده‌های پوچ و نسیه غرب همواره به تعهداتمان عمل کرده ایم و در این راه منافع غرب محقق شده و ما متضرر واقعی بوده ایم.
۶ - تجربه سه دهه گذشته به خوبی ثابت کرده که هر کجا با مدیریت انقلابی عمل کردیم موفق بوده و منشأ تحول بوده ایم و تمامی دستاورد‌های انقلاب اسلامی حاصل این مدیریت است و در مقابل هر کجا که به وعده‌های پوچ مدیریت غیرانقلابی دل بستیم جز خسارات و ضرر‌های مضاعف مادی و معنوی، فرصت‌سوزی، تلخ شدن کام ملت، آسیب دیدن باور‌ها و ایمان و اعتقادات، و تخریب امید و اعتماد مردم نتیجه دیگری فراروی ملت ایران نبوده است.
۷ - به هر تقدیر مهلت سه ماهه دولت به غرب نیز تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران تمام خواهد شد و از آنجا که جوکر‌ها و شیاطین غربی همیشه کلاه‌های هفتاد رنگ در دست دارند بعید نیست با همراهی، همکاری و حمایت آشکار غربگرایان ایران با قصد عوام فریبی و تأثیرگذاری بر رأی مردم، روغن‌های ریخته را خرج امامزاده کرده و بسته‌هایی پر از هیچ به مردم ایران پیشنهاد کنند تا شاید بتوانند مجدداً و برای سومین بار ملت ایران را سوراخ خوش باوری مورد حمله و نیش قرار دهند.
نکته بسیار مهم اینکه مصوبه مجلس و قانون «اقدامات راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» هیچ اثری بر مشکلات کشور نداشته و در حال حاضر وضع منابع ارزی و ریالی کشور خوب است و عمده مشکلات موجود بیش از آنکه ناشی از تحریم‌ها باشد، ناشی از «عملیات روانی»، «ناکارآمدی»، «سوءمدیریت»، «دسیسه‌های نفوذ جریانی» و... است. تردیدی نداریم که در صورت «حفظ انسجام داخلی»، «وحدت عملی و رفتاری قوای سه گانه»، «تلاش مضاعف و اعمال مدیریت جهادی و انقلابی دستگاه‌های اجرایی» و... زودتر از آنچه تصور می‌شود ذائقه مردم از اقدامات ناشی از مصوبه هسته‌ای مجلس شیرین خواهد شد. بدیهی است شیرین‌تر شدن ذائقه ملت و حل مشکلات کشور زمانی به اوج خواهد رسید که مردم در ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۰ با فهم و بصیرت انقلابی نسب به انتخاب و روی کار آوردن دولت تراز انقلاب با رویکرد جهادی و انقلابی اقدام کنند.