رئیس جدید فوتبال باور به مبارزه با فساد داشته باشد

سرویس ورزش جوان آنلاین: بعد از چهار دوره کم‌فروغ و پرحاشیه که تلخی‌های بسیاری به دنبال داشت، فدراسیون فوتبال امروز رئیس جدید خود را می‌شناسد؛ رئیسی که انتظارات بسیاری از او برای ایجاد تغییرات اساسی در ساختار فوتبال ایران وجود دارد، اما به باور واعظ آشتیانی، توفیق چندانی حاصل نخواهد شد و نمی‌تواند انتظارات مردم و کارشناسان را برآورده کندچراکه آن‌قدر که در حرف و سخن توانمند و شجاع است، در عمل این‌گونه نخواهد بود.

رئیس جدید فدراسیون فوتبال امروز بر اساس رأی اعضای مجمع انتخاب می‌شود. فکر می‌کنید رأی این ۸۹ نفر چه تأثیری در سرنوشت آینده فوتبال ایران دارد؟
فرقی نمی‌کند. مجمع به هر یک از این چهار کاندیدا رأی بدهد، اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. می‌خواهد مجمع عقلانی یا به هر مدل دیگری رأی بدهد؛ چراکه شخصاً توانایی در این چهار نفر نمی‌بینم که بخواهند تحولی را که مد نظر مردم و کارشناسان است، به وجود بیاورند و حداقل من خیلی خوش‌بین نیستم که اتفاق خاصی رخ بدهد چراکه اولاً افرادی که امروز کاندیدا هستند در این فوتبال بوده‌اند (امتحان پس داده) و حالا چه ایده‌ای دارند که با حضور مجدد آن‌ها بتوان امیدی به ایجاد تغییرات داشت. از سوی دیگر برخی از این افراد در وضع موجود فوتبال ایران نقش داشتند. برخی هم در گذشته در مسئولیت‌هایی بودند که عملکردشان مشابه شاه‌سلطان‌حسین بوده و با این اوصاف بعید می‌دانم اتفاق خاصی رخ دهد.


یعنی با توجه به حضور افرادی که (جز یک نفر) پیش‌تر سابقه مدیریت در فوتبال ایران را داشتند، هیچ امیدی به ایجاد تغییرات یا شرایط بهتر نیست؟
بحث امیدواری نیست. شخصاً خوش‌بین نیستم. ما کم نداریم افراد توانمند و مدیر و مدبر و تحصیلکرده که هم از جنس فوتبال هستند و هم بازیکن ملی بودند و هم مشکل بازنشستگی نداشتند. اما خود فوتبالی‌ها هم به خودشان جفا کردند و سراغ این افراد نرفتند و از آن‌ها نخواستند برای حضور در انتخابات پا پیش بگذارند و این نشان می‌دهد که سرنوشت این رشته برای خود فوتبالی‌ها هم اهمیتی ندارد که به جای رفتن سراغ افراد کاربلد و تحصیلکرده تنها به حضور علی کریمی بسنده کردند.
خوش‌بینانه اگر نگاه کنیم که رئیس جدید فدراسیون فوتبال قصدی برای انجام کار داشته باشد، با توجه به شرایط موجود و اوضاع فعلی چه مشکلات و سختی‌هایی بر سر راه دارد و به چه مسائلی باید توجه داشته باشد؟
مسائل فرهنگی و اقتصادی از جمله مشکلات و مسائلی است که بر سر راه رئیس جدید است و قدرت چانه‌زنی چه در بعد داخلی و چه بین‌المللی، توانایی مدیریتی، داشتن یک استراتژی مدون که ضمن استمرار داشتن برنامه‌ها، بتواند آن را به نتیجه مطلوب برساند، داشتن شجاعت و باور لازم و در عین حال فکور بودن، تصمیم‌گیری عقلانی و از همه مهم‌تر بصیرت داشتن در کار مهم‌ترین لازمه مدیریت است که رئیس جدید باید دارای آن باشد تا بتواند گامی در ایجاد تغییرات بردارد.
عدم‌شفافیت که زمینه‌ساز فساد است، یکی از بزرگ‌ترین انتقاد‌هایی بود که به رؤسای فدراسیون فوتبال طی چهار دوره گذشته وارد بود و داستان‌های تخلف آمیز بسیاری را در خصوص عقد قرارداد‌های مختلف از مربیان گرفته تا اسپانسر‌ها و... به دنبال داشت؛ مسئله‌ای که این روز‌ها برخی کاندیدا‌ها روی آن زوم کرده‌اند. فکر می‌کنید این شعار‌ها قابلیت عملی شدن را دارند؟
شفافیت و البته پاسخگو بودن باید از شاخصه‌های مدیران در کشور باشد. فدراسیون فوتبال، اما متأسفانه طی چند سال گذشته از شفافیت فرار کرده و همین عدم‌شفافیت در ارتباط با نوع قرارداد اسپانسر‌ها و مربیانی، چون ویلموتس اتفاقات ناگواری را رقم زده است؛ در حالی که وزارت ورزش این حق را داشت که حق و حقوق ملت را در این راستا مطالبه کند و نهاد‌های نظارتی نیز باید خیلی جدی‌تر ورود می‌کردند. همان‌طور که همه رسانه‌ها این مسائل را دنبال می‌کردند و به طور خاص اگر اشاره کنیم به شدت دنبال اطلاعات قرارداد ویلموتس بودند که چطور و چگونه است. درحالی که در این زمینه قبل از هر کس وزارت باید سؤال می‌کرد که اگر سؤال کرده و افشا نکرده امروز باید پاسخگو باشد و اگر سؤال کرده و فدراسیون فوتبال پاسخی نداده باید به حال این وزارت ورزش گریست که نتوانسته در خصوص ساده‌ترین موضوع فدراسیون را موظف به شفاف‌سازی کند و دستگاه‌های نظارتی نیز باید پیگیر جدی می‌بودند نه اینکه حالا بعد از رو شدن مسائل همه ابراز نگرانی کنند. حالا که ملت باید تاوان سنگین این داستان را بدهد. حال آنکه اگر فدراسیون موظف به پاسخگویی باشد، خود به خود شاهد شفافیت هستیم. عدم‌شفافیت زمانی است که کسی خود را موظف به پاسخگویی نمی‌داند و در این خصوص نیز تحت فشار قرار نمی‌گیرد.
ظرفیت‌های درآمدزایی فوتبال در دنیا برکسی پوشیده نیست، اما درآمدزایی در فدراسیون تاج و کفاشیان گویی تنها به حق پخش گره خورده بود. حال آنکه امروز وعده خودکفایی فوتبال داده می‌شود. این امر شدنی است؟
یکی از دلایلی که باعث می‌شود باور داشته باشم که قرار نیست اتفاق خاصی بعد از انتخابات رخ دهد به همین بحث اقتصادی برمی‌گردد. تمام هم و غم افراد، درآمدزایی از حق پخش تلویزیونی است و دیگر آیتم‌های درآمدزایی فراموش می‌شود و هرکس برای خودش عددی می‌دهد. یکی ۸۰ درصد درآمد فوتبال را از حق پخش می‌داند و دیگری ۷۰ و یکی هم ۶۰ درصد را. هیچ کس هم نیست که مؤاخذه و پیگیری کند این ادعا‌هایی که هیچ اساس و مبنایی ندارند. در حالی که بر اساس برآورد انجام شده ۴۵ درصد درآمدزایی از حق پخش است و ۵۵ درصد دیگر از منابع دیگری است که آقایان خودشان را از آن محروم می‌کنند. حال فرض کنیم حق پخشی وجود نداشت. تا به امروز آقایان چه کردند که وعده خودکفایی می‌دهند؟ مگر این کاندیدا‌ها قبلاً در فوتبال نبودند؟ در بلیت‌فروشی، کپی‌رایت و بحث تبلیغات حالا چه در زمینه باشگاه‌ها و چه فدراسیون چه توفیقی داشتیم؟
اما گردش مالی فوتبال در دنیا رقم چشمگیری است.
بله، گردش مالی ورزش دنیا بالغ بر ۷۵۰ میلیارد یورو و سهم فوتبال به تنهایی حدود ۳۵ میلیارد یورو است. آیا همه این رقم از حق پخش تأمین می‌شود یا از دیگر راه‌های درآمدزایی؟ آقایان با چه سازوکار و کدام تجربه می‌خواهند فوتبال را اقتصادی کنند و اصلاً آیا در زمینه اقتصادی کردن فوتبال آسیب‌شناسی، مشورت و بررسی کردند که بتوانند با ایده‌پردازی‌های قوی و استفاده از افراد کارآمد بتوانند به سمت درآمدزایی بروند؟ آیا اصلاً ایده‌ای دارند که بتواند اتفاقات را جور دیگر رقم بزند که منجر به درآمدزایی هم در فدراسیون و هم باشگاه‌ها شود و اقتصاد فوتبال را رونق دهد؟ شخصاً اعتقاد دارم هیچ اتفاق خاصی که مد نظر کارشناسان است در انتخاب هر یک از این افراد نخواهیم دید. حرف و شعار که مهم نیست. در عمل باید دید آقایان چه‌کاره‌اند! چطور وقتی درد را به خوبی تشخیص نداده‌ایم، وعده درمان می‌دهیم. وقتی راه مداوای درد را نمی‌دانیم، نمی‌توانیم ادعای درمان داشته باشیم. شاید نگاه آقایان مُسکن‌وار و مقطعی باشد که همواره مدیریت کشور ما بر این اصول است. متأسفانه، اما وقتی اثر مُسکن از دست می‌رود، تبعات سنگین‌تری را شاهد هستیم.
یکی از انتظاراتی که از رئیس جدید فدراسیون وجود دارد مبارزه با فساد گسترده در فوتبال است. تصور می‌کنید چنین اتفاقی رخ می‌دهد؟
این یکی از نکاتی است که باید دید کاندیدا‌ها چه برنامه‌ای برای آن در نظر گرفتند. آیا به مروز زمان خود نیز هضم این سیستم می‌شوند یا نه برای آن باوری وجود دارد و آیا فرمولی در نظر گرفته‌اند که اگر قصدی برای مبارزه دارند نتیجه مثبتی در پی داشته باشد؟ به هر حال نقش رئیس در مبارزه با فساد در فوتبال مهم و تأثیرگذار است البته اگر در این راستا برنامه و باوری وجود داشته باشد.
فوتبال ایران مناسبات زیادی با دولت به‌خصوص در بحث بودجه دارد. با توجه به حساسیت فیفا در خصوص دخالت دولت و بحث تعلیق این تعاملات باید چگونه باشد که ایجاد حساسیت نکند؟
از نگاه دیگر مهم نحوه ارتباط برقرار کردن با دولت است. خصوصاً که فیفا در این زمینه حساسیت‌های بسیاری دارد و بحث تعلیق به دلیل دخالت همواره وجود دارد. حال آنکه همه فدراسیون‌ها در دنیا با دولت‌های خود تعامل دارند چراکه فدراسیون‌ها متعلق به یک ملت و پرچم یک ملت هستند و نمی‌توانند برای خود ساز جداگانه بزنند و این بحث آزادی و دموکراسی تنها خوراک ایران است. همه جای دنیا انتخابات مهندسی می‌شود، اما این اقدام به قدری ظریف است که جای هیچ شک و شبهه‌ای برای فیفا نمی‌گذارد. از سوی دیگر انتخاب‌ها چنان اصولی و بر اساس توانمندی افراد انجام می‌شود که حتی تغییر دولت‌ها نیز خلل و تغییری در آن ایجاد نمی‌کند، اما در ایران این مهندسی ضعیف ترین، ناکارآمد‌ترین و بی‌عرضه‌ترین افراد را بر سر کار می‌آورد و چالش‌های دیگر را درست می‌کند.
در آخر اگر رئیس جدید هم روندی را در پیش بگیرد که از مدیران قبلی در چهار دوره گذشته شاهد بودیم چه آسیبی به فوتبال ایران زده می‌شود؟
این تتمه فوتبال هم از بین خواهد رفت. زمانی در دهه ۵۰ که کره و چین رقیب ما نبودند و ژاپن اندکی رقیب به حساب می‌آمد، میانمار و کویت در آسیا رقیب ایران بودند. اما الان کجا هستند؟ یک آسیب‌شناسی در خصوص فوتبال ایران یا دیگر کشور‌های صاحب فوتبال در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ و جایگاه فعلی آن‌ها می‌تواند آینده فوتبال ایران را به تصویر بکشد و هیچ بعید نیست اتفاقی که روزی برای میانمار و کویت افتاد برای ما هم حادث شود.