گرایش آنکارا به مسکو تاکتیکی است


آفتاب یزد - رضا بردستانی: این روزها و از بعدِ روی کارآمدنِ دولت جدید در ایالات متحده، عبارت «سیاست مهارت ایران» در تحلیل‌ها بسیار شنیده می‌شود؛ تمدید قرارداد با روسیه، امضاء تفاهم نامه‌ی ۲۵ساله ایران با چین، فراز و نشیب در سیاست‌های ایالات متحده در قبال ریاض، تنش در روابط ترکیه و واشنگتن، تلاش روسیه برای ورود به حوزه‌ی نفوذ انگلستان و آمریکا در شبه جزیره‌ی عربستان، تلاش‌های آنکارا برای نزدیکی با ریاض و رفت و آمدهای دیپلماتیک مابین امارات متحده‌ی عربی و ترکیه در راستای یک برنامه‌ی بزرگتر ذیل سایه‌ی عادی‌سازی روابط دولت‌های عرب منطقه با اسرائیل، در مفهومی سیاسی تحت عنوان سیاست‌های آمریکا برای مهار ایران معنا می‌شود.
اگرچه روی کاغذ، بایدن با حکام سعودی نامهربان است اما هیچ کارشناس و تحلیلگری به مخیله‌ی خود بروز و اجازه‌ی ظهور نمی‌دهد که ممکن است آمریکا متحد متمولی به نام عربستان سعودی را به این سادگی‌ها از خود براند یا در کمترین زمان ممکن راهی کرملین شود یا توسط چینی‌ها به دام افتد. از سوی دیگر چند تحلیل همزمان و در تقابل یک دیگر پیش روی اهالی سیاست قرار دارد:
= ادامه‌ی حمایت و همکاری عربستان و آمریکا منهای محمد بن‌سلمان
= حذف بن سلمان، روی کار آمدن بن نایف و گرم و صمیمی‌تر شدن رابطه‌ی ریاض - واشنگتن

= باقی نگاه داشتن شمشیر دموکلیس بر سر محمد بن سلمان که تشنه‌ی پادشاه شدن است و امتیازگیری‌های گران بها
برای هر یک از سه تحلیل فوق، مصادیقی در موضعگیری‌های اهالی کاخ سفید وجود دارد؛ از امتناع بایدن برای ارتباط‌گیری با بن سلمان تا مواضع چندگانه‌ی مقامات آمریکا در موضوع پرونده‌ی خاشقجی.
> چرا بلینکن از قاتل خواندن بن سلمان امتناع کرد؟!
آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا طبق گزارش اطلاعاتی منتشر شده آمریکا، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی را در پرونده جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد حکومت سعودی، قاتل می‌داند یا خیر، حاضر نشد بن سلمان را «قاتل» بخواند. وی در این باره گفت که قطع رابطه با ریاض، به نفع مصالح یا ارزش‌های آمریکا نیست چرا که واشنگتن باید با رهبران کشورهایی که حتی کارهایی ناشایست انجام می‌هند، تعامل داشته باشد. بلینکن در ادامه این اظهاراتش گفت: ولیعهد عربستان سعودی قرار است در آینده رهبری این کشور را به دست بگیرد و آمریکا منافع بسیاری با ریاض دارد؛ ازجمله پایان جنگ یمن که بدترین بحران انسانی در جهان بوده و نیازمند مشارکت و همکاری سعودی‌ها است.
> برخورد با بن سلمان تبلیغاتی است؟!
نکته‌ی مهم دیگر اما، هیاهوی اطرافیان بایدن است که بعد انتشار اسنادی دال بر دخالت مستقیم بن سلمان در قتل فجیع خاشقجی موضعگیری‌های تندی داشتند اما شدت آن موضعگیری‌ها به شدت افول کرد و به نرمی گرایید تا ثابت شود آمریکا همچنان از «گاو شیرده» به خوبی مراقبت خواهد کرد.
موضوع اصلی اما ژست‌های بایدن در زمان تبلیغات ریاست جمهوری و حملات متعدد به ترامپ بر سرعدم برخورد با بن سلمان است. در دنیای سیاست اگرچه مواضع انتخاباتی هیچ سندیت و وجاهتی ندارد اما به خوبی پیدا است بایدن برای هدایت افکار عمومی آمریکا به سمت خود از این حربه بهره برداری‌های صرفاً تبلیغاتی انجام داده است واگرنه کیست در جهان سیاست که نداند جدا کردن عربستان و آمریکا نه ممکن است و نه از لحاظ ساختارهای سیاسی به صرفه!
موضوع مهمی که در این مصاحبه دنبال می‌شود، نزدیکی عربستان و ترکیه به روسیه آن هم به دنبال برخی اختلافات با آمریکا است که همین مسئله می‌تواند در چارچوب‌های سیاست مهار تهران مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
> حوزه نفوذ منطقه‌ای که ایران دارد ترکیه و عربستان ندارند
مرتضی مکی کارشناس روابط بین‌الملل به آفتاب یزد می‌گوید: اگر کارکرد کشورها با توجه به موقعیت جغرافیایی و سیاست خارجه آن‌ها را نگاه کنیم بله این امکان که نزدیکی ترکیه و عربستان به روسیه برای فشار به تهران است وجود داشت ولی کارکرد و موقعیتی که ایران در منطقه خاورمیانه دارد متفاوت از جایگاه و موقعیت عربستان و ترکیه است. حوزه نفوذ منطقه‌ای که ایران دارد ترکیه و عربستان ندارند. اگر حضور و نفوذ ایران در سوریه نبود روسیه با اتکا با کدام کشور می‌خواست وارد سوریه شود تا جای پای خود را در سوریه مستحکم کند. قطعا این متغیر وجود دارد کشورها بر اساس اینکه منافع مشترک پیدا کنند سعی می‌کنند کشورهای دیگری مثل ایران که همراه با سیاست‌های منطقه‌ای قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیستند را تحت فشار قرار دهند. رویکردی است که چین هم پیش از آنکه آقای «وانگ یی» به ایران سفر کند در جریان سفری که آقای ظریف به پکن در خصوص سند راهبردی بین دو کشور داشت و این طور اشاره کرد که اگر چین بخواهد قرارداد بلند مدت با ایران امضا کند حتماً باید گفتگوهای فراگیر منطقه‌ای تشکیل شود که اگر اما و اگرهای زیادی در خصوص سند راهبردی ایران و چین همان موقع مطرح شد که چینی‌ها نیز نمی‌خواهند منافع مشترک خودشان را در سوریه یا عربستان به خاطر ایران به خطر بیاندازند اما در نهایت آقای وانگ یی به تهران سفر کرد و تفاهم نامه سند راهبردی ۲۵ساله ایران و چین را امضا کرد به این دلیل که جایگاه و موقعیتی که ایران دارد و بهره‌برداری سیاسی که چین از ایران برای پیشبرد جاده ابریشم انجام دهد آن جایگاه را ترکیه و عربستان ندارند.
> گرایش عربستان و ترکیه به روسیه یک گرایش تاکتیکی است
این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه می‌دهد: لذا من با این دیدگاه موافق نیستم ضمن اینکه گرایش عربستان و ترکیه به روسیه یک گرایش تاکتیکی است. ترکیه تمام پیوندهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی‌اش با غرب برقرار شده اگر هم به روسیه گرایشی دارد می‌خواهد حساسیت آن‌ها را برانگیزد و اهداف منطقه‌ای خود را پیش‌برد و می‌داند که غربی‌ها به راحتی حاضر به از دست دادن ترکیه
نیستند جایگاه و موقعیتی که ترکیه دارد جایگاه و موقعیتی نیست که اروپایی‌ها بخواهند نادیده گیرند. در سال ۲۰۱۵ مشخص شد اگر ترکیه بخواهد آزاری به اروپایی‌ها رساند چه تهدیدها و پیامدهایی را متوجه غرب کند. سیاست ترکیه در گرایش به روسیه قطعا تاکتیکی است و بهره‌برداری سیاسی اقتصادی که ترکیه با غرب دارد روسیه هیچ گاه نمی‌تواند پر کند.
> آمریکا می‌کوشد صف‌بندی‌های منطقه‌ را تغییر دهد
مکی در ادامه و با اشاره به بازیگری‌های جدید اسرائیل در منطقه خاطرنشان می‌کند: در دوره ترامپ با توجه به نگاه خاصی که او به بحران فلسطین داشت بیشتر تلاش می‌کرد با آوانس دادن به اسرائیلی‌ها طرح بزرگ معامله قرن را پیش برد که به انجام نرسید و اینکه تلاش کرد کشورهای عربی را به عادی‌سازی روابط با اسرائیل وا دارد قطعا صف‌بندی‌های سیاسی جدیدی می‌خواهد در خاورمیانه علیه محور مقاومت شکل گیرد. آن‌ها در سال ۲۰۱۱ با بحران آفرینی در سوریه و به جریان انداختن موج جریان تکفیری به تروریسم که در آنجا ترکیه همراه و همسو با غرب بود خواهان ایجاد شکاف در محور مقاومت بودند که البته به آن هدف نرسیدند و هم‌اکنون به شکل و صورت دیگری می‌خواهند اهداف را پیش برند.
وی تاکید می‌کند: درست است این تغییرات می‌توانست سیاست منطقه‌ای ایران را به چالش بکشد و به مخاطره اندازد در این تردیدی نیست ولی بین این اهداف و خواسته‌ها و واقعیت‌های منطقه‌ای فاصله‌ای وجود دارد و آن فاصله نقش و قدرت منطقه‌ای است که ایران دارد و نمی‌توانند به راحتی آن را نادیده گیرند. جریان کشتی‌های تجاری که اسرائیلی‌ها شروع کردند و در دریای مدیترانه هدف قرار دادند در دو سه ماه اخیر ایران تلاش کرد البته به شکل دیگر پاسخ دهد. این بازی، بازی‌ای نیست که اسرائیلی‌ها بتوانند همان طور که می‌خواهند آن را ببندند شاید اگر از همین زاویه بخواهیم نگاه کنیم دولت‌های اروپایی و آمریکایی نمی‌خواهند به راحتی وارد چالش با ایران شوند.
مکی می‌گوید: هر چند این اجازه را دارند همچنان برجام را به عنوان یک ابزار فشار حفظ کنند. ولی در عین حال به جایگاه و اهمیت ایران به خوبی آگاه هستند و به سیاست فشارحداکثری به شکل دیگری بخواهند ادامه دهند ولی ادامه این سیاست می‌تواند مخاطراتی برای آن‌ها
داشته باشد و همین عامل هم باعث شده است تعداد زیادی در آمریکا به جو بایدن فشار آورند هر چه سریعتر به برجام بازگردد. متغیرهای بسیار زیادی وجود دارد که نمی‌شود به راحتی صف آرایی سیاسی کرد و آنچه که شکل می‌گیرد بتواند برای مدت زیادی دوام داشته باشد.
> عمان و قطر حوزه‌ی نفوذ ایران را گسترش داده‌اند
مرتضی مکی در پایان با اشاره به نقش و جایگاه عمان و قطر اظهار می‌دارد: مواضعی که عمان یا قطر اتخاذ کردند که بخواهند جایگاه ویژه‌ای در منطقه با اتخاذ سیاست بی‌طرفی همکاری با تغییر و تحولات منطقه اتخاذ کنند هر دو کشور هر چه در این حوزه فعال‌تر باشند حوزه مانور ایران وسیع‌تر می‌شود. در این مسئله نقش قطر بیشتر است عمان در زمان سلطان قابوس با توجه به نوع رویکرد و دیدگاهی که سلطان قابوس در چهل سال در عمان به اجرا گذاشت تا حدودی به نظرم این سیاست نهادینه شد. عمان اگر بخواهد نقش موثر و یک کنش‌گر فعال در منطقه شود این نقش بازی کردن با تمام کشورهای منطقه است. قطر نیز با توجه به نوع تنش و روابطی که با عربستان داشت، تلاش کرد در دوره ۴ساله با نزدیکی به ایران و ترکیه خلا تنش در روابط با عربستان را پر کند. بعد از به قدرت رسیدن بایدن به نوعی شاهد تغییر در روابط قطر و عربستان بودیم. قطر با این تغییر روابط نوع روابط خود با ترکیه و ایران را به هم نزد و سعی کرد آن جایگاه و موقعیت را حفظ کند و هم اکنون ما شاهدیم در حوزه برجام با توجه به رایزنی‌هایی که انجام شده اگر این تغییر از جانب قطر و ایران یا بالعکس انجام گیرد برای ایران افزایش فرصت‌های بیشتر برای ترمیم روابطش با کشورهای منطقه است.
به نظر بنده مهمترین موضوع در دستور کار ایران باید این باشد که سعی کند به هر شکلی شده مناسبات خود را با کشورهای منطقه ترمیم کند و این تنظیم مناسبات قطعا می‌تواند هم اسرائیل را به چالش بکشد هم به روند احیای برجام سرعت ببخشد و شدت ایران هراسی را کاهش دهد.