امریکا شریک جرم رژیم صهیونیستی در تروریسم هسته‌ای

رژیم صهیونیستی ازجمله مشوقان و بهره‌برداران از سیاست فشار حداکثری و تشدید تحریم‌های ظالمانه دوران دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق امریکا به‌حساب می‌آید که با پایان یافتن دوران قدرت آن قمارباز سیاسی و شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا، بر تداوم همان روند از سوی مستأجر جدید کاخ سفید چشم امید دوخته است. همان‌گونه که بایدن و تیم همراهش نیز سعی کردند برخلاف شعار‌های دوران رقابت‌های انتخاباتی برای بازگشت به برجام، در ماه‌های نخست به‌دستگیری قدرت، همان رویکرد سخت دوران ترامپ یا بی‌اعتنایی به موضوع هسته‌ای ایران را به نمایش گذارند.
برخی دولت‌های اروپایی نیز در این دوره به همراهی با امریکا رو آورده و حتی نقش پلیس بد را به نفع تیم جدید حاکم بر کاخ سفید برعهده گرفتند و تلاش نمودند زمینه باج‌خواهی بیشتر از جمهوری اسلامی ایران را به بهانه تغییر وضعیت و شرایط نسبت به دوران پذیرش برجام فراهم آورند.
اما جمهوری اسلامی ایران با داشتن تجارب دوران برجام و نقض آن، روند بازبینی و لغو تعهدات برجامی خود را تغییر داد و با به اجرا گذاشتن قانون رفع تحریم‌های هسته‌ای، به تصویب رسیده در مجلس به اصلاح محاسبات غلط امریکا و متحدان آن رو آورد.
این اقدام ایران که به اثبات رساند اگر شرایط تغییر کرده، به‌نفع ایران بوده و تداوم آن می‌تواند تنها به دست پر و برگه‌های بیشتر قدرت برای کشورمان منتهی شود، موجب آشفتگی و هراس امریکا و متحدان آن شد.


در این میان به‌ناگاه صهیونیست‌ها تروریسم دولتی پنهانی خود را با حمله به کشتی ساویز آشکار ساخته و به دنبال آن دست به خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای نطنز زده و تلاش کردند از این اقدامات تروریستی و به شدت خطرناک خود به عنوان ابزار قدرت‌نمایی استفاده کنند، چرا که به زعم طراحان تروریسم هسته‌ای، این اقدامات می‌توانست ایران را در موضع ضعف و انفعال قرار داده و به خالی شدن دست نمایندگان آن در نشست وین و مذاکرات هسته‌ای منتهی شود، البته امریکایی‌ها با وجود بهره‌برداری از این اقدامات صهیونیست‌ها، تلاش کردند خود را از هزینه‌ها و مسئولیت آن برکنار نگه دارند. حال آنکه تجارب نشان می‌دهد، در تصمیمات مربوط به غرب آسیا، امریکایی‌ها هیچ توافقی را بدون هماهنگی صهیونیست‌ها امضا نمی‌کنند و صهیونیست‌ها نیز هیچ عملیات نامعقولی را بدون اطلاع قبلی واشنگتن به اجرا نمی‌گذارند.
همان‌گونه که در مورد اخیر تلاش شد با القای اینکه صهیونیست‌ها از درز اطلاعات مربوط به حمله به کشتی ساویز از سوی امریکایی‌ها ناراحتند، به طور غیرمستقیم هماهنگی صهیونیست‌ها با امریکایی‌ها اعلام می‌شود. در واقع همین هماهنگی و حمایت است که موجب وقاحت صهیونیست‌ها برای برعهده گرفتن مسئولیت این اقدامات تروریستی می‌شود.
عواملی که موجب این هماهنگی و همکاری برای اقدامات تروریستی در مقطع فعلی و همزمان با ادعای تصمیم به مذاکره و بازگشت به برجام شده تا به زعم خود شرایط را برای فشار بر ایران فراهم کنند، عبارتند از:
۱- غافلگیری امریکا و متحدان آن در برابر روند صعودی غنی‌سازی در ایران که بر اثر تعلل و تردید اولیه بایدن و تیم همراهش نسبت به بازگشت به برجام اتفاق افتاده است.
۲- قرار گرفتن بایدن در برابر دوگانه حفظ اعتبار بین‌المللی با مواجهه منطقی با برجام یا تداوم سیاست‌های ترامپیستی و یکجانبه‌گرایی کور در سیاست خارجی یا پذیرش ضوابط و هنجار‌های دیپلماسی که پیش از این توسط ترامپ نقض و به بی‌اعتباری امریکا منجر شده است.
۳- پیدایش فضای تنفسی جدید برای اقتصاد تحریم شده ایران با امضای سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین و نگرانی امریکا و متحدان غربی آن از شکل‌گیری مدل جدیدی از تعاملات و همکاری‌های راهبردی که می‌تواند برای سایر کشور‌ها در برابر فشار امریکا وسوسه‌انگیز باشد.
در چنین شرایطی که حتی ایفای نقش پلیس بد توسط برخی دولت‌های اروپایی هم نمی‌تواند تأثیری بر رفتار سیاسی جمهوری اسلامی بگذارد، امریکا به استفاده از بازوی تروریسم صهیونیستی برای تغییر موازنه رو آورده که شاید راهبرد کهنه و قدیمی ایجاد تنش مدیریت شده بتواند شرایط را برای فشار علیه ایران فراهم کند.
اما غافل از اینکه ایران اسلامی دست آنان را خوانده و حمایت امریکا نیز زمینه را برای اقداماتی جبرانی فراهم ساخته که با وجود تروریسم هسته‌ای رژیم صهیونیستی در فاصله اندکی توانست ساخت اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را انجام داده و موجب غافلگیری بیشتر اربابان تروریست‌ها گردد.
پس از این بود که کاخ سفید از سران صهیونیستی خواست حرافی و زیاده‌گویی‌های خود را کنار بگذارند که به معنای پذیرش اشتباه محاسباتی و پرهزینه بودن تداوم تنش مدیریت شده تروریستی است که نه تنها می‌تواند زمینه یک جنگ ناگهانی و با ابعاد نامعلوم را فراهم سازد بلکه به افزایش تنش سیاسی و سخت‌تر شدن موضع جمهوری اسلامی سر میز مذاکره نیز می‌انجامد.
شاید فرسایشی کردن مذاکرات نیز شگردی برای به‌دست آوردن زمان برای اقدامات خرابکارانه و تروریستی بود که با توهم خالی بودن دست ایران از امکانات فنی جبرانی دنبال می‌شد، اما دسترسی سریع به اورانیوم با غنای ۶۰ درصد نشان داد که دست جمهوری اسلامی ایران به برکت مجاهدت‌های خاموش دانشمندان هسته‌ای در این عرصه نیز پر و قدرتمند است.
ماهیت استکباری امریکا در پیوند با رئالیسم قدر‌ت‌گرا معنی شفاف‌تری پیدا می‌کند، چاره‌ای جز تداوم روند صعودی غنی‌سازی از یک‌سو و برهم زدن راهبرد تنش کنترل شده امریکا و صهیونیسم و پاسخ به تهدید و ضربه هم سطح و آن هم در کوتاه‌ترین زمان باقی نمی‌گذارد.
خوشبختانه در شرایط فعلی که عملکرد و رویکرد بایدن، تداوم ترامپیسم شکست خورده است، هرگونه اقدام جبرانی مرتبط با نقض برجام از سوی امریکا مشروعیت داشته و زمینه‌ساز انسجام و وحدت درونی برای پشتیبانی از این اقدامات نیز می‌باشد؛ بنابراین شراکت امریکا و اسرائیل در تنش‌آفرینی و تروریسم هسته‌ای نه تنها شرایط و موازنه را به نفع آنان تغییر نمی‌دهد، بلکه شرایط را برای اقدامات جبرانی و مقابله‌ای جمهوری اسلامی فراهم‌تر و اراده مقاومت فعال و توسعه قدرت برای دستیابی به حق ملی را تقویت می‌نماید.