آداب تکریم نیازمندان در سیره امام مجتبی(ع)

حلاجیان/نوائیان – مکتب اهل‌بیت(ع)، مکانی برای فراگرفتن درس انسانیت و انسان‌بودن است؛ جایی که می‌شود روش‌های خدایی فکرکردن و خدایی اندیشیدن را آموخت. امروز، نیمه ماه مبارک رمضان، مصادف با سالروز ولادت باسعادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) است؛ بزرگواری که در آموزه‌های دینی ما، الگوی اکرام و اطعام محسوب می‌شود؛ عزیزی که دستگیری و یاری‌کردن محرومان، جلوه‌ای خاص در سیره نورانی‌اش دارد. به همین دلیل، این مناسبت بابرکت و نورانی را باید مغتنم شمرد و در محضر آن ولی‌خدا زانو زد و راه و رسم  رسیدگی به امور محرومان و قواعد همراهی و همدلی با مستضعفان را آموخت. به همین مناسبت، در گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد نظافت، استاد اخلاق و مدیر مدارس علمیه حضرت مهدی(عج)، به بررسی شیوه‌های اکرام و اطعام در سیره معصومین (ع) و به‌ویژه امام حسن مجتبی(ع) پرداختیم.   بحث ما درباره جلوه‌های اکرام و اطعام در سیره امام حسن مجتبی(ع) است. به نظر می‌رسد برای ورود به این بحث، به مقدمه‌ای نیاز داریم و آن این‌که طبق آموزه‌های دینی، چرا انسان باید به اطعام و اکرام‌کردن رغبت داشته‌باشد و این رویکرد، چه تأثیری در زندگی انسان دارد؟  

کمک به مستضعفان و به‌طورکلی مستضعف‌نوازی، نعمتی برای ماست. در روایت داریم که فرموده‌اند: «أنَّ حَوَائِجَ النّاسِ إلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ ا...»؛ یعنی حاجت‌های مردم به سوی شما نعمت خداست؛ از این نعمت خسته نشوید. پاسخ به این پرسش را که مراجعه مردم به ما برای نیازهایشان، چگونه می‌تواند نعمت باشد، باید در مفهوم انفاق یافت. فهم این مسئله، پاسخ به پرسش شما را هم راحت‌تر می‌کند. این‌که ما به روش‌های مختلف به بندگان خدا انفاق می‌کنیم، به‌نوعی تغذیه روحِ ماست. از امیرمؤمنان(ع) نقل است که فرمودند: از بدنتان بگیرید و به جانتان ببخشید و بُخل نورزید. یعنی حتی اگر مال زیادی ندارید، کمتر بخورید و به دیگران انفاق کنید، زیرا انفاق تغذیه روح شماست. برای همین در روایات می‌خوانیم که طعام غذای جسم و اطعام غذای روح است. اطعام و انفاق، بار شما را سبک می‌کند؛ این‌که با این کار، گرهی از کار بندگان خدا باز می‌کنید، بار شما را در مسیر پیش رویتان، سبک می‌کند. این سخن من نیست؛ امیرمؤمنان(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند که بدان در مقابل تو راهی بسیار طولانی است؛ برای رسیدن به مقصد باید سبکبار شد و حرکت کرد. این سبکبار شدن خودش نعمتی بزرگ است که با همین اطعام و انفاق به دست می‌آید. در واقع نیکی‌هایی که در این راه انجام می‌دهید، به خود شما بازمی‌گردد. بگذارید این‌گونه بگویم؛ اصلاً مسئله عمده‌ای که امروز با آن روبه‌رو هستیم، همین کمبود انفاق است. امیرمؤمنان(ع) می‌فرمایند: نماز و زکات توامان باعث تقرب به خدای متعال است؛ این‌که نماز می‌خوانیم، ولی تأثیری ندارد، ناشی از بی‌توجهی ما به همین مقوله انفاق و احسان به دیگران است. ما اگر اهل انفاق نباشیم، گویا انسانیت‌مان خدشه‌دار شده‌است؛ وقتی آدم حال حیوانی پیدا می‌کند، غصه فقرا را نمی‌خورد. در ماه رمضان به ما یاد داده‌اند که بگوییم: «اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ»؛ باید غم فقرا را داشت، باید شفقت و دلسوزی داشت، به‌ویژه مسئولان ما باید چنین باشند. امام زمان(عج) مسئولان جامعه اسلامی را این‌طور دعا می‌کند؛ می‌فرماید: خدایا کاری کن آن‌ها عادل دلسوز باشند.
  منظور از این دلسوزی چیست؟ آیا فقط به فکر رفع مشکلات مالی محرومان و نیازمندان بودن، مشکل را حل می‌کند؟ روش امام حسن مجتبی(ع) در این عرصه چگونه‌است؟

نباید از یاد ببریم که فقرا در سفره ما شریک هستند؛ در روایت داریم که می‌فرمایند: «مسکین فرستاده خداست» یعنی فقیر را خداوند پیش شما می‌فرستد؛ یعنی این فقیر، چنین احترام و عزتی دارد و باید در حق او احترام ویژه روا داشت. این‌که مشکل مالی فقیر را رفع کنیم، خوب است، ولی کافی نیست. این انفاق و اطعام، آدابی دارد که رعایت حرمت و شأن فقیر از مهم‌ترین آن‌هاست. این ویژگی رفتاری را می‌توان در سیره امام مجتبی(ع) دید؛ روایت داریم که آن حضرت در طول عمر بابرکتش، دوبار اموالش را بین تهیدستان تقسیم کرد و سه‌بار ثروت خودش را دو قسمت فرمود و نیمی از آن را به فقرا بخشید؛ امام حسن مجتبی(ع) بسیار سخاوتمند بود، مهمانسرا داشت و سفره سخاوتش همیشه پهن بود؛ بسیار کریم بود. جزو آداب انفاق آن حضرت و البته همه معصومین(ع) احترام گذاشتن به فقراست. سبط اکبر(ع) اهل تکریم فقراست؛ به آن‎ها احترام می‌گذارد و شأن آن‌ها را نگه می‌دارد. روزی امام مجتبی(ع) به کودکی برخورد که فرزند یک برده بود و تبعاً او هم برده به حساب می‌آمد. دید نان خشکی در دست دارد، یک لقمه خودش می‌خورد و یک لقمه را هم به سگی می‌دهد که روبه‌روی او نشسته‌است. امام(ع) از آن کودک پرسیدند که چرا چنین می‌کنی؟ عرض کرد: از خدای خودم شرم دارم که غذا بخورم و حیوان گرسنه به من نگاه کند. امام مجتبی(ع) از صداقت و پاسخ این کودک خوشش آمد. دستور داد مال فراوانی به او ببخشند و آن برده را از صاحبش خرید و آزاد فرمود.   با این حال، برخی در جامعه امروز ما، فکر می‌کنند صرف کمک مالی ‌کردن به فقرا کافی است؛ حتی بعضی اعتقادی به همین کمک‌کردن مادی هم ندارند و برایش بهانه‌های مختلف می‌تراشند. بله همین‌طور است؛ متأسفانه امروزه در جامعه ما، طبقه محروم شأن بالایی ندارد، گاهی خیلی تحقیر می‌شود؛ فقرای جامعه ما دو مشکل عمده دارند؛ یکی این‌که تحقیر می‌شوند و دیگر این‌که گرفتار مشکلات مالی هستند. اسلام برای فقیر حرمت قائل است و نمی‌گذارد فقیر احساس بدی داشته باشد و از لحاظ روانی سرخوردگی پیدا کند؛ راهکارهایی هم برای حل این مسئله دارد. یکی این‌که بزرگان جامعه و مسئولان، ساده زندگی کنند؛ ساده‌زیستی برایشان ارزش باشد و فقرا، احساس کنند با افراد بالادست جامعه، از نظر اقتصادی تا حد زیادی برابر هستند. این موجب می‌شود که فقرا فقط مشکل مادی داشته باشند و گرفتار مشکل روحی نشوند. یادمان باشد که انفاق باید همراه با احترام و تکریم باشد؛ ائمه معصومین(ع) از جمله امام مجتبی(ع)، طعام و کمک را به پشت خودشان می‌گرفتند و به منزل فقرا می‌بردند؛ این در حالی است که امامان(ع)، افراد فدایی داشتند، می‌توانستند بدهند به دیگران و بگویند این کار را انجام بده؛ اما خودشان می‌بردند. این احترام گذاشتن خیلی اثر روانی دارد و برای نَفْس انسان چقدر خوب است. نکته دیگر این‌که امام(ع)، با چهره پوشیده و شبانه برای کمک به فقرا می‌رفتند. الان متاسفانه دیده می‌شود روی بعضی از کیسه‌ها، اسم کمک‌کننده نوشته می‌شود و این اصلا خوب نیست.   منظورتان رعایت و توجه به مسئله اکرام است؟ دقیقاً، این بحث اکرام به نظر من، مهم‌ترین نوع ادب است که هم فقیر را در ذهن و دل ما بزرگ می‌کند و هم در عمل این احترام را در مقابل او نشان می‌دهیم و رعایت می‌کنیم. از آداب مستضعف‌نوازی این است که هنگام برخورد با نیازمندان، چهره‌ای گشاده و رفتاری توام با ادب داشته‌باشیم؛ چهره گشاده و بشّاش ما، موجب می‌شود که دل افراد باز شود؛ وقتی لبخند می‌زنیم و احترام می‌گذاریم، یک نیاز روحی و روانی را برطرف می‌کنیم؛ در روایت داریم اگر پول ندارید که به دیگران کمک کنید، با اخلاقتان این کار را انجام دهید. بگذارید از قرآن نکته‌ای را عرض کنم. ببینید وقتی خداوند می‌خواهد سرزنش کند، نمی‌فرماید چرا به یتیم غذا ندادید و او را اطعام نکردید؟ می‌گوید: «کَلَّا بَل لَّا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ»(فجر-17) چرا یتیم را اکرام نمی‌کنید؟ یعنی اکرام از اطعام هم بالاتر است. این روش، همان روش امام مجتبی(ع) و همه معصومین(ع) است. اصلاً دوست دارید به خدا نزدیک شوید، فقرا و نیازمندان را دوست بدارید؛ ببینید امام سجاد(ع) در دعای 30 صحیفه سجادیه چه می‌فرماید: «اللَّهُمَّ حَبّبْ إِلَی صُحْبَةَ الْفُقَرَاءِ، وَ أَعِنِّی عَلَی صُحْبَتِهِمْ بحُسْنِ الصَّبْرِ»؛ پروردگارا! همنشینی با فقیران را به کار محبوب من تبدیل کن؛ یاری‌ام فرما تا در همنشینی با آن‌ها، صبر پیشه کنم. بد نیست این‌جا اشاره کنم که یکی از آداب اکرام، این است که ما فراتر از کمک مالی، به دنبال ایجاد اشتغال برای نیازمندان باشیم؛ یعنی کاری کنیم که این‌ افراد محتاج مساعدت ما نباشند.     حدیثی اخلاقی از پیشوای دوم (ع) آداب «همسایه‌داری» در کلام امام مجتبی(ع) حجت الاسلام محمدرضا جواهری  - «اخلاق مسلمانی» از فضیلت‌ها و مکارم بسیاری تشکیل شده است. امام حسن‌مجتبی علیه‌السلام، در حدیثی اخلاقی فرموده‌اند:«أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَکَ تَکُنْ مُسْلِماً»(بحارالانوار، ج 78، ص 112)؛ با کسی که همسایه توست، نیکی و احسان کن تا مسلمان باشی. از منظر عرفی، ساکنانی که تا 40 خانه در دو سوی محل زندگی ما حضور دارند، از همسایگان ما محسوب می‌شوند. مسلمان باید با همسایه‌اش رفتار نیک و گفتار زیبا و پسندیده داشته باشد. مستأجر انسان، همسایه داخل خانه اوست و رعایت حال او و  نیکی و خوش‌رفتاری با وی در اولویت است. همسایه‌ای که مسلمان و از فامیل انسان باشد، سه حق همسایگی، مسلمانی و خویشاوندی را با هم دارد. امام مجتبی(ع) در این حدیث با فعل امر «أحسن»، وظیفه مسلمانی انسان را نسبت به همسایه بیان فرموده‌اند؛ بنابراین، احسان به همسایه لازم است. جمله «تَکُنْ مُسْلِماً»، بین همسایه‌داری و مسلمانی ارتباط و پیوند برقرار می‌کند. همسایه‌داری، از صفات اخلاقی مسلمانی است. مسلمان به همسایه نیکی و لطف می‌کند و برای همسایه‌اش نعمت است. همسایه از او راضی و خشنود است و او را دوست می‌دارد و از همسایگی‌اش خوشحال است. این دستور سبط‌ اکبر پیامبر اعظم صلی‌ا...‌علیه‌وآله‌وسلّم به مسلمانان، مبنی بر احسان‌کردن به همسایگان و شرط مسلمانی شمردن آن، ضرورت و اهمیت همسایه‌داری را به ما یادآوری می‌کند.