آقای اسفندیاری خوش خیالید یا بی‌خیال!

امیر اسفندیاری از مدیران سینمای ایران که نزدیک سه دهه مدیریت امور بین‌الملل جشنواره‌های مختلف ایرانی را بر عهده داشته و آخرین سمت او معاون دبیر جشنواره جهانی فجر بوده است، بار دیگر به صراحت عنوان کرده اعتقادی به سیاه‌نمایی در سینمای ایران ندارد. این اولین بار نیست که امیر اسفندیاری به طور کلی و مطلق مسئله سیاه‌نمایی در سینمای ایران را انکار می‌کند، اما به نظر می‌رسد این انکار کردن‌ها به دلیل آنکه با واکنش علمی روبه‌رو نبوده است در بیان این مدیر سینمایی تداوم پیدا می‌کند تا جایی که به یک امر قطعی برای مدیران سینمایی دولت تبدیل شده است و فاجعه از همین جا رقم می‌خورد.
معاون دبیر جشنواره جهانی فجر اخیراً گفته است: «نمایندگان ایرانی به خوبی در سطح جهانی معرفی شده‌اند و ما از طریق نشان دادن معضلات در سینما، توانستیم در جامعه آن مشکلات را برطرف کنیم و این سیاه‌نمایی نیست. جریان سینمای ایران کاملاً روشن است و اعتقادی به سیاه‌نمایی در فیلم‌های ایرانی ندارم»، اینکه اغلب فیلم‌های ایرانی حاضر در جشنواره‌های خارجی که اتفاقاً از سوی فیلمسازان مطرح و صاحب سبک در چهار دهه اخیر ساخته شده‌اند، عاری از مختصات سیاه‌نمایانه بوده‌اند، حقیقتی است که هر انسان منصفی آن را قبول می‌کند، اما اینکه به طور مطلق مدعی این باشیم که هیچ فیلمسازی و هیچ فیلمی در سینمای ایران واجد مؤلفه‌های سیاه‌نمایانه نبوده است، بی‌تردید چیزی جز تغافل و مسئولیت‌نشناسی در امر فرهنگ نیست. همین باعث می‌شود وزیر محترم فرهنگ و ارشاد و مدیران سینمایی این تلقی را در ذهن داشته باشند که جایزه جشنواره‌های سینمایی و هنری دقیقاً مثل کاپ یا مدال تورنمنت ورزشی است و باید به آن افتخار کرد، در صورتی که بدیهی است در مورد اول محتوای کیفی فرهنگی و هنری مطرح است که می‌تواند سلیقه در آن حرف اول را بزند و تمایلات فکری و ایدئولوژیک دخالت داشته باشد، اما در دومی متغیر‌های کمی عامل سنجش هستند. همین دیدگاه مطلق‌نگر سبب می‌شود برای مثال وزیر فرهنگ و ارشاد یا مدیران سینمایی در مقاطع مختلف بدون در نظر گرفتن محتوای برخی آثار نسبت به جوایز جشنواره‌های خارجی موضعی مثبت بگیرند و در فضای مجازی پیام تبریک منتشر کنند، البته برخی موضع‌گیری‌های منفی غیرکارشناسی درباره جوایز بین‌المللی برخی آثار سینمایی نیز به این معضل دامن زده است، اما مدیرانی، چون امیر اسفندیاری با انکار مطلق پدیده سیاه‌نمایی (که عموماً از سوی فیلمسازان درجه چندمی که ضعف هنری و سینمایی در آثار آن‌ها مشهود است، سر می‌زند) از آن سر بوم می‌افتند و همین موجب می‌شود شاهد نوعی ولنگاری در مدیریت سینمایی دولت باشیم که اثر خود را نیز نشان داده است. جالب است در سال‌های اخیر برای مثال جشنواره برلین صراحتاً عنوان کرده است اولویت در اعطای جوایز در این رویداد قابلیت‌های هنری و سینمایی نیست و همین رویداد به حیاط خلوت فیلمسازانی، چون محمد رسول اف و جعفر پناهی تبدیل شد. پیام این تغافل مدیران سینمایی دولت به معدود فیلمسازانی که سعی می‌کنند تصویری وارونه از جامعه ایرانی به بیرون مخابره کنند، این است که نه تنها با این گرایش مقابله نمی‌شود بلکه مورد حمایت مادی و معنوی هم قرار می‌گیرد. نمونه‌های آثاری که به ویژه در دهه ۸۰ به دلیل درک ناقص و غلط مدیران سینمایی با پول بیت‌المال در مراکزی، چون سیمافیلم، سازمان گسترش سینمای تجربی و سینمای جوان و نیز فارابی ساخته شدند، زیاد است، گرچه این روند حمایت مادی ادامه پیدا نکرد، اما مواضع مدیرانی، چون امیر اسفندیاری این وضعیت را دچار نوعی آشفتگی کرده و فضای سوءاستفاده را باز نگه می‌دارد.