جاده باز است و راه نیز دراز

محمد بلوچ زهی‪-‬ جاده تا باز شد، راه دراز، پیچیده و پر پیچ و خمی برای مقابله با محدود‌سازی و کنترل دامنه شیوع کرونا پیش روی سیستان و بلوچستان قرار گرفت و لجام گسیخت این ویروس مهلک و سرانجام شهر به شهر پیش رفت و قرمز گشت و از روستا به روستایی سر بر آورد و تاخت و تاز نمود و روزگار مردم را اینگونه به سیاهی کشاند و تباهی و تیرگی.
گمان نکنیم که کرونا در سیستان و بلوچستان با نزولی شدن روند شیوع البته طبق آمارهای رسمی پیک سوم استانی آن کاهش پیدا کرده باشد و کم فروغ گشته است و مهار؛ نه؛ اتفاقا ما تبعات ملموس ویروس را در جهات مختلف بویژه در شتاب چشمگیر مرگ و میرها همچنان شاهد هستیم و به نظاره نشسته‌ایم هر روزه مرگ غم انگیز عزیزان هم استانی را در خلاء امکانات و تجهیزات بیمارستانی و فقدان زیرساخت‌های بهداشتی و درمانی.
حال در چنین وضعیتی کسی نیست که جان سالم به در برده باشد از کرونا و در خانواده‌ای نیست که چند نفر به این ویروس جهنده و کشنده گرفتار نباشد و از گزند این بیماری شده باشند در امان. شاید باورش سخت باشد اما هستند روستاهایی که سالی یک بار نیز مرگ در این روستاها را به صدا در نیاورده است اما اکنون در عرض یک هفته بصورت متوالی مرگ عزیزان
هم ولایتی خویش را تجربه نموده‌اند تلخ.


با وجود حاکم شدن این شرایط بغرنج متاسفانه مردم همچنان نسبت به رعایت پروتکل‌های بهداشتی و حفظ فاصله‌گذاری اجتماعی بی‌توجه هستند و کم اهمیت می‌شمارند این مهم را برای محدود ساختن دامنه کرونا.در همین حال که مرگ‌های کرونایی ملموس گشته و خانواده‌ای نیست که طعم این نوع مرگ را نچشیده باشد متاسفانه هنوز عده‌ای هستند که اصلا اعتقادی به کرونا ندارند و وجود آنرا با گذشت دو سال از شیوع مرگ بار آن در ایران و جهان و نیز حدود شش ماه از همه‌گیری کشنده آن در این استان همچنان انکار می‌کنند و رد!
گرچه مطابق آمار و ارقام رسمی همه‌گیری کروناویروس در سیستان و بلوچستان سیری نزولی یافته اما حکایت در شهرها و روستاهای مختلف بیان گر موضوعی دیگر است. امروز که این یادداشت نگاشته می‌شود و این چند خط بر صفحه کاغذ جاری و ساری؛ در همین روز بنابر آمارهای منتشر شده وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی استان ۱۸ نفر از هم وطنان ما در سیستان و بلوچستان جان خود را از دست داده اند. این در حالی است که کماکان مرگ بیخ گوش و پیش پای چشمان مردمان این سامان دارد رژه می‌رود و هر بار خبر از درگذشت یک آشنا، دوست، فامیل، همسایه و همشهری به گوش می‌رسد که در منزل فوت نموده و طبق معمول درآمارهای رسمی جایی ندارد و متولیان نیز چشم بر این نوع مرگ و میرها بسته‌اند و اینگونه خویش را در موضعی خموش غوطه ور نموده اند.
یکی از مهم‌ترین عوامل کشاندن وضعیت کرونا در سیستان و بلوچستان به سمت بحران و هل دادن به سوی سیاهی و تباهی همین رویه ناصواب چشم بستن و پشت نمودن بر آمار
مرگ و میرهایی است که مردم یا به دلیل ناتوانی مالی از پرداخت هزینه‌های بیمارستانی و یا بی‌اعتمادی از سیستم درمان به بیمارستان‌ها مراجعه ننموده و در منزل جان باخته اند.از یک سو کمبود تجهیزات و حتی مواد مصرفی در بیمارستان‌ها شکلی بغرنج و تاسف بار به خود گرفته و در بسیاری از مراکز بهداشتی و درمانی دور افتاده خبری حتی از ابتدایی‌ترین نیاز یک مرکز درمانی چون زیرانداز، تشک و رو تختی و مایع دست‌شویی و ضد عفونی‌کننده نیست و وضعیت تخت‌های بیمارستانی علی رغم تکذیبیه‌های پی در پی وزارت بهداشت و سیاه نمایی جلوه نمودن و سیاه نما خطاب کردن منتقدین شکلی تاسف بار به خود گرفته است و از سویی دیگر روزی نیست صدای نزدیکان بیماران کرونایی بستری شده در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی از نبود کپسول اکسیژن و نارسایی و ضعف مدیریت نسبت به رسیدگی بیماران بلند نشده باشد و نارضایتی‌ها به فضای اجتماعی تسری نیابد.
حال نارضایتی‌ها نسبت به ضعف مدیریت در سیستم بهداشتی و درمانی سبب شده تا علی‌رغم حاد بودن وضعیت بسیاری از بیماران کرونایی و اکنون با وجود رایگان بودن هزینه درمان، این افراد میل چندانی برای حضور و بستری شدن در بیمارستان‌ها نداشته باشند و روند مرگ خویش را اینگونه با تصمیم خود تسریع بخشیده و چنین رقم بزنند.
به هر روی اکنون با گذشت نزدیک به یک ماه از وضعیت بحرانی شیوع کرونا در سیستان و بلوچستان و آنچه که کاهش سیر نزولی موارد ابتلا و مرگ و میر ناشی از این بیماری را بصورت جدی تسریع ننموده نادیده گرفتن مرگ‌هایی است که در منزل اتفاق می‌افتد و متولیان استانی حتی در گزارش‌های روزانه خود به مقامات بالا دست کوچک‌ترین اشاره‌ای به آن ندارند ودل خوش می‌کنند به کاهش روند مبتلایان و مرگ و میرها. وهمچنین مادامیکه جاده‌ها همچنان باز است و تردد برقرار راه پیش روی مقابله با کرونا ویروس نیز دراز خواهد بود و پیچیده و دشوار.