قاصدک 24

حلقه وصل پراید 190 میلیونی و خشکی زاینده رود!

 از پراید 190 میلیونی و مناقشه بر سر قیمت گذاری آن تا تجمع اصفهانی ها به دلیل خشکی زاینده رود، از نیاز سالانه به واردات بیش از 10 میلیارد دلار نهاده های دامی، دانه های روغنی و گندم تا آلودگی هوای کلان شهرهای کشور، همگی خبرهای منفی این روزهاست که ذهن بسیاری از ما را درگیر خود کرده است، اما چه چیزی می تواند همه مسائلی را که این روزها در این کشور می گذرد، با یک نخ تسبیح به هم وصل کند؟ از زمانی که تصمیم گرفتیم صنعت خودرو را در کشور توسعه دهیم، از زمانی که نخستین حرف و حدیث ها بر سر انتقال آب از سرچشمه های زاینده رود مطرح شد و از زمانی که معضل آلودگی پاییزی هوای کلان شهرها و گردوغبارها در برخی مناطق کشور پررنگ شد، می توانستیم به این موضوع بپردازیم که چرا چالش های زیست محیطی در حال پررنگ شدن است؟ شاید بتوان همه این معضلات را از زاویه دید برنامه ریزی توسعه در کشور دید. ما در کشوری با انبوهی از مسائل مواجه هستیم که نیاز به منظومه ای داریم تا همه این مسائل را در کنار یکدیگر ببیند و راهکارهایی را برای رفع آن ها ارائه دهد که تشدید کننده دیگر مسائل نباشد. این منظومه در قالب برنامه توسعه شکل می گیرد اما نه برنامه های توسعه ای که در دهه های اخیر در کشور مصوب شده است. ما با قوانین توسعه ای در سال های اخیر مواجه هستیم که مجموعه ای از قوانین درست و نادرست و بی ربط یا با ربط به توسعه را در قالب برنامه توسعه آورده است. مثلا در قوانین برنامه هدف گذاری کمی، رشد اقتصادی 8 درصدی با الزام دستگاه ها به افشای حقوق و مزایای کارکنان را در سامانه ای که مردم به آن دسترسی دارند، یک جا داریم، بدون این که ارتباط این الزام دستگاه ها به افشای حقوق که در جای خود موضوع مهمی است، با توسعه مشخص باشد. توسعه مفهومی است که مشخص می کند اقتصاد کشور در چه جهت هایی و با چه ابعادی در بخش های مختلف آن نظیر صنعت، کشاورزی، خدمات، نفت و...  در کدام مناطق کشور، با چه سیاستی و برمبنای کدام امکانات از منابع مالی تا آب و انرژی رشد یابد. براساس این برنامه و پیش بینی منابع آب می توان توسعه کشاورزی در مناطق مختلف را به تناسب محصول آب بر و محصولی کم آب به پیش برد. برمبنای این برنامه توسعه می توان مشخص کرد که صنایع فولاد را در کدام مناطق باید توسعه داد. برمبنای این برنامه توسعه مشخص می شود که صنعت خودروسازی چه اولویتی در صنایع کشور دارد و آیا باید تمرکز را بر رشد در این صنعت گذاشت یا مثلا صنعت حمل و نقل عمومی،  این که در توسعه صنعت خودرو باید خودروسازان را تقویت کرد یا قطعه سازان را یا این ها را در قالب یک زنجیره ارزش و با چه نوع ارتباطی ببینیم؟ روند توسعه در دهه های اخیر نشان داده است که بسیاری از این سوالات اساسا مطرح نشده است یا پاسخ ها به آن سلیقه ای، متکی بر دیدگاه‌های شخصی مدیران بخش ها یا فشارها و لابی ها بوده است.نتیجه این بخشی نگری و لابی گری، توسعه نامتوازنی است که امروز می بینیم و اگر امروز به این پرسش ها پاسخ ندهیم، فردا با سوالات سهمگین تری مواجه خواهیم بود. امروز نیاز به تدوین اسنادی برای توسعه داریم که در قالب آمایش سرزمین، راهبرد توسعه صنعتی و دیگر اسناد مرتبط با توسعه مشخص کند که روند حرکت در بخش های مختلف چگونه باید باشد و این اسناد در فرایندی کارشناسی، شفاف، دور از سیاسی کاری و مورد اجماع عموم نخبگان صورت گیرد وگرنه 10 سال دیگر پرسش های امروز و مسائل فعلی خود را تکرار شده خواهیم دید.