قاصدک 24

ايست قلبي‌به‌جاي‌قصاص

۷ ماهي مي‌شد كه از برگشتنم از آن مجتمع مخوف مي‌گذشت؛ مجتمعي كه اهالي اكباتان را در شوك عظيمي فرو برده بود.  اهالي خانه شماره ۴۶ طبقه ششم فاز يك شهرك اكباتان با شايعه‌هاي عجيب‌تر پس از مرگ و جنايت روبرو بودند. آن روز دو حجله مربوط به بابك خرمدين در ابتداي ورودي بلوك شهرك اكباتان زده شده بود. خبرنگار اعتماد در گفت‌وگو با هر يك از اهالي مجتمع جز اين ادعا كه پدر خانواده مردي زحمتكش و آبرودار بوده و گاهي روي تاكسي كه داشته كار مي‌كرده است چيز ديگري نشنيد.  خبر كشته‌شدن و مثله‌شدن بابك خرمدين، خواهرش آرزو و فرامرز داماد خانواده به دست پدر و مادرش جامعه و جهان را در شوك بزرگي فرو برده بود. همه ساكت شده‌ بودند و هيچ‌كس جرات قضاوت نداشت. بازيگران و چهره‌هاي مشهور به اين خبر واكنش‌هاي مختلفي نشان داده بودند. در شبكه‌هاي اجتماعي عده‌اي هم از ترس، اين اتفاق وحشتناك را به سخره گرفته‌ بودند. حالا با گذشت حدود ۸ ماه، اكبر خرمدين كه پيش از قتل فرزندانش نيز از سرطان پروستات رنج مي‌برد در زندان رجايي‌شهر ظهر ديروز (۳۰ آبان‌ماه) به دليل ايست قلبي درگذشت. 
ماجراي  قتل  فرزندان 
در ارديبهشت‌ماه سال جاري، دو ماهي از سال جديد نمي‌گذشت كه خبر در رسانه‌ها و فضاي مجازي پيچيد: «پدر و مادر بابك خرمدين، يكي از كارگردانان ايراني، با خوراندن قرص‌هاي خواب‌آور به بابك او را بيهوش كردند و با مثله كردن بابك هر تكه از جسدش را در يك منطقه از اكباتان در سطل اشغالي انداختند و اما جسد بي‌سر او هم سر و صداهاي ديگري را در بر داشت.» 
پدر و مادر بابك خرمدين پس از دستگير شدن اعتراف كردند: «قتل دخترشان آرزو و دامادشان فرامرز به دست آنها بوده و از اين كار پشيمان نيستند و براي هر جنايت انگيزه‌اي جديد مطرح كردند. آنها ادعا كردند؛ فرامرز داماد خانواده‌شان مشكلات اخلاقي داشته و آرزو دخترشان نيز در كنار ارتباط با افراد غريبه، مشروبات الكلي و مواد مخدر مصرف مي‌كرده، بابك هم كه كلاس‌هاي خصوصي با دختران در اتاق خواب داشته است.» اما در جلسات بازجويي در دادسراي جنايي پايتخت، پدر و مادر بابك خرمدين هيچ‌گونه ندامتي در چهره‌شان ديده نمي‌شد كه هيچ، آنها ادعا مي‌كردند از كاري كه كردند خوشحال هستند و اگر دستگير نمي‌شدند پسر و دختر ديگرشان را نيز مي‌كشتند. پس از اين اعترافات تصويري عجيب از پدر بابك خرمدين در اينستاگرام و رسانه‌ها ثبت شد. تصوير «اكبر خرمدين» در عكس پس از اعترافات در جلسه بازجويي اين‌گونه بود كه؛ دستانش را به عنوان پيروزي مقابل دوربين گرفت تا تصويرش منتشر و ديده  شود. 
اعترافات  پدر  و  مادر  بابك  خرمدين  در  دادسرا  چه  بود؟ 
پدر و مادر بابك خرمدين صبح روز ۲۸ ارديبهشت‌ماه در جلسه بازپرسي در دادسراي جنايي حاضر شده بودند كه اين مرد 81 ساله در جلسه بازپرسي در دادسراي جنايي گفته بود: «هيچ‌كس به اندازه من مطالعه نكرده است. ۱۷ سال شبانه‌روزي تنها مشغوليت من خواندن كتاب بود و از زماني هم كه كرونا آمده، تمام خاطراتم را پاك‌نويس كردم و از 5 سالگي تا الان كه 81 ساله‌ام همه را نوشته‌ام.

بهترين سرمايه يك انسان فرزند نيك است منتها فرزندان من ۱۷ سال زماني كه دانشگاه رفتند بالاسرشان نبودم و مادرشان با پنج كلاس نمي‌توانست آن‌طور كه شايسته است جاي من را پر كند. از هيچ‌كدام از قتل‌هايي كه كردم عذاب وجدان ندارم. كابوسي به سراغم نمي‌آمد؛ چون احساس گناهي نمي‌كردم و كساني را كه كشتم فساد اخلاقي بالايي داشتند. اگر آزاد شوم دختر ديگرم را كه آزيتا نام دارد به خاطر بدرفتاري‌هايش با نوه‌ام به قتل مي‌رسانم و او را مثل خواهر و برادرش خواهم كشت.» 
مادر بابك خرمدين هم پشيمان نبود. او در بازجويي‌ها گفته بود: «اصلا ناراحت نيستم چون خيلي من زجر كشيدم و از دست‌شان اذيت شدم. اگر به قبل هم برگردم باز همين كار را مي‌كنم؛ البته اگر خوب و مهربان باشند نه. بابك مرا كتك مي‌زد. رويم نمي‌شود بگويم با من چه كار مي‌كرد. شريكي نقشه كشيديم. شوهرم مطرح كرد و من هم قبول كردم. قرار بود صبحش به پاسگاه برويم و اعتراف كنيم كه ماموران آمدند. اما درباره قتل دختر و دامادم چيزي نگفتيم. آرزو در جريان قتل شوهرش بود و بابك هم مي‌دانست آرزو كشته شده است. بابك اصلا برايش مهم نبود. او فهميده بود. مي‌گفت؛ آرزو نه زنگ مي‌زند، نه خبري ازش هست، نكند بلايي سر آرزو آمده و كشته شده. اينها را مي‌گفت ولي هيچ‌چيز ديگر برايش مهم نبود.»
شهرياري، معاون دادستان تهران نيز در خصوص پرونده خانواده خرمدين گفته بود: «در همان روز نخست بازداشت والدين بابك اين احتمال را مي‌داديم كه آنها مرتكب دو فقره قتل ديگر شده باشند و اطمينان داشتيم كه دختر آنها، آرزو مفقود شده است. به نظر مي‌رسد پدر بابك در سلامتي كامل به سر مي‌برد و جنون نداشته است؛ هر چند بايد معاينات مجدد انجام شود. پدر بابك جزييات قتل‌ها و اسامي و مطالب ديگر را به خوبي بيان مي‌كند و اين مي‌تواند دليلي بر صحت رواني او باشد.» 
از  بازسازي  صحنه  جنايت   تا  ايست قلبي  در   زندان
دوشنبه ۲۴ خردادماه، بازسازي صحنه قتل بابك خرمدين را درحالي‌كه تيم جنايي پليس آگاهي تهران بازپرس ويژه قتل و تيم فيلمبرداري تشخيص هويت تهران آنها را همراهي كرده بودند، انجام شد.
بازسازي صحنه قتل‌ها، حدود سه ساعت طول كشيده بود و اكبر خرمدين و همسرش چگونگي بيهوش كردن بابك و آرزو را با خوراندن آبگوشت و كله‌پاچه آغشته به داروي بيهوشي تشريح كرده بودند. سپس پدر بابك خرمدين نشان داده بود كه در چه قسمتي از خانه وقتي بابك نيمه بيهوش چهاردست و پا به سمت آشپزخانه مي‌رفته با چاقو به او حمله كرده و سپس با قتل پسرش او را به داخل حمام برده است. اكبر خرمدين سپس نحوه مثله‌كردن اجساد بابك و آرزو را در حمام خانه به نمايش گذاشته بود و جلو دوربين پليس بازسازي كرده بود كه چگونه اجساد قطعه‌قطعه شده را داخل چمدان و كيسه‌هاي زباله قرار داده؛ سپس شبيه به فيلم دوربين مداربسته آسانسور ساختمان نحوه انتقال اجساد را بازسازي كرده بود. 
در نهايت اكبر خرمدين، حدود يك ماه پيش در مهرماه سال جاري به دليل ابتلا به كرونا در بيمارستان رجايي كرج بستري شده بود. او پس از بهبود مجدد به زندان رجايي‌شهر برگردانده شد و سرانجام در ۳۰ آبان‌ماه به دليل ايست قلبي در زندان فوت كرد.