«پلن B»، یادآور بلوف «جنگ ستارگان» دهه‌ ۸۰

محمد کاظمی
کارشناس مسائل بین‌الملل
در پی ناکامی‌های متعدد امریکا در عرصه‌ نظامی در دوران جنگ سرد با شوروی، «رونالد ریگان»، بازیگر - رئیس‌جمهور وقت امریکا، طرح «ابتکار دفاع راهبردی» را مطرح کرد. یک روز بعد، روزنامه‌ «واشنگتن‌پست» در شماره‌ ۲۴ مارس ۱۹۸۳ برای اولین بار تعبیر «جنگ ستارگان» را از قول یک سناتور امریکایی به این طرح خیالپردازانه‌ ریگان نسبت داد. پس از آن، در اقدامی هماهنگ، تمام ظرفیت رسانه‌ای امریکا، اعم از خبرگزاری‌های جریان‌اصلی، شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و حتی هالیوود، مأمور شدند تا با تکیه‌ ویژه بر این تعبیر، این طرح توهمی و غیرممکن با امکانات آن زمان را واقعی و کارآمد جلوه دهند تا بدین‌ترتیب، رقیب قدر امریکا در جنگ سرد را منفعل ساخته و او را در تصمیم‌گیری‌ها دچار خطای ادراکی کنند.
پس از چهار دهه از این واقعه، به نظر می‌رسد امریکا امروز در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران نیز به ترفندی مشابه دست زده است. در بحبوحه‌ مذاکرات بین ایران و کشورهای عضو برجام در وین، چند ماهی است که امریکایی‌ها مفهومی تحت عنوان «طرح ب» را بر سر زبان‌ها انداخته‌اند. منظور آنها از طرح ب، برنامه‌ای است که در صورت شکست مذاکرات وین و عدم ادامه‌ اجرای تعهدات ایران طبق برجام، برای مقابله با ایران به کار گرفته خواهد شد.


در تاریخ ۱۲ آگوست ۲۰۲۱ (۲۱ مرداد ۱۴۰۰)، خبرگزاری «اکسیوس» در مطلبی تحت عنوان «اسرائیل به دنبال هماهنگی طرح ب با امریکا در مورد ایران»، خبر از برگزاری جلسه‌ نفتالی بنت، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با ویلیام برنز، رئیس سازمان سیا داد که دستورکار آن، «کار روی یک راهبرد مشترک برای سناریویی است که در آن ایران تصمیم می‌گیرد به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ بازنگردد.»
«بنی گانتز»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز در مصاحبه‌ای با خبرگزاری «فارین پالیسی» که در روز ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۱ (۲۳ شهریور ۱۴۰۰) منتشر شد، لزوم طراحی برنامه‌ پشتیبان درصورت شکست مذاکرات وین را مطرح کرد. وی در این مصاحبه بیان کرد: «در صورت شکست مذاکرات، اسرائیل مایل است که «برنامه B» عملیاتی تحت رهبری ایالات متحده را ببیند که شامل فشار اقتصادی گسترده بر ایران می‌شود.» وی آنچه را که اسرائیل به عنوان یک برنامه پشتیبان «قابل اجرا» در نظر می‌گیرد، اینگونه توصیف کرد: «فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی که از سوی ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین (که بسیار مهم است) بر تهران تحمیل می‌شود».
در ادامه مسیر طراحی طرح ب، «مایکل سینگ» عضو ارشد مؤسسه‌ واشنگتن نیز در مقاله‌ای تحت عنوان «برنامه B برای ایران»، به بررسی ابزارهای امریکا و نحوه­ استفاده از آنها برای تغییر رفتار ایران پرداخت.
واشنگتن‌پست که همواره جزو پرمراجعه‌ترین و پرمخاطب‌ترین روزنامه‌های امریکاست، در راستای بزرگنمایی طرح ب، یادداشتی با عنوان «طرح ب مناسب برای توافق هسته‌ای درحال مرگ» منتشر کرد.
این ادبیات در اظهارات مقامات رسمی دولت امریکا ازجمله «رابرت مالی» نماینده‌ ویژه‌ امور ایران در وزارت خارجه‌ امریکا و همچنین «جن ساکی» سخنگوی کاخ‌سفید نیز آمده است.
این حجم از تولیدات رسانه‌ای در امریکا درباره‌ طرحی موسوم به طرح ب که هنوز هیچ کس از جزئیات آن باخبر نیست، نشان می‌دهد که امریکا بار دیگر، پس از ناکامی در فضای عینی، مجدداً به‌دنبال قلب روایت و کسب پیروزی در فضای ذهنی است و لذا امپراطوری رسانه‌ای خود را برای نیل به این هدف بسیج کرده است.
طرح واقعی امریکا در قبال ایران
دولت امریکا به همراه متحدانش، برای رسیدن به اهداف خود درقبال ایران و تغییر رفتار ایران، سیاست «دیپلماسی با پشتوانه فشار» یا «فشار هوشمند» را پیش گرفته است. «جیک سالیوان»، مشاور امنیت ملی امریکا، پیش از انتخابات امریکا در سال گذشته طی اظهاراتی گفته بود: «فرمولی که دولت اوباما-بایدن دنبال کرد، یعنی دیپلماسی با پشتوانه‌ فشار، فرمولی است که می‌تواند دوباره مورد استفاده قرار گیرد تا نه‌تنها در حوزه‌ مسائل هسته‌ای، بلکه در برخی دیگر از چالش‌های ما پیشرفت‌هایی ایجاد کند.»
در دوره اوباما، امریکا با استفاده از تعابیری نظیر «همه‌ گزینه‌ها روی میز است»، یا تلاش برای ترساندن ایران از جنگ نظامی و تهدید رژیم صهیونیستی به حمله به ایران سعی کرد تا جمهوری اسلامی ایران را به‌سمت مذاکره و توافق به هر قیمتی سوق دهد. حال این نقشه مجدداً با مطرح شدن «طرح ب» در حال انجام است.
«طرح ب» نیز به‌مثابه یک جنگ‌افزار ادراکی، در راستای رساندن سیاست «دیپلماسی با پشوانه فشار» به اهدافش طراحی شده است. هدف کلان امریکا از مطرح کردن این طرح، ترساندن عموم جامعه و نخبگان از آینده‌ بدون توافق است.