منطق خطوط قرمز ایران در وین

این روزها به صورت مداوم از مقامات کشورمان  این جمله را می شنویم که تا خطوط قرمز ایران حفظ نشود، ایران توافقی را امضا نخواهد کرد. این جمله ای است که از رئیس جمهور و وزیرخارجه تا دبیرشورای عالی امنیت ملی تکرار می کنند. اما این خطوط قرمز چه موضوعاتی هستند؟ آن چنان که در سخنان رسمی دیده می شود و اطلاعات رسیده به خراسان نشان می دهد، در سه موضوع همچنان خواسته ایران برآورده نشده است و همین سه موضوع قفل اصلی برای رسیدن به توافق هستند. رفع ادعاهای سیاسی آژانس بین المللی انرژی اتمی، رفع تحریم از برخی نهادهای حساس و گرفتن تضمین معتبر از آمریکا خطوط قرمز ایران به شمار می روند که تاکنون در وین حل نشده باقی مانده و ایران اعلام کرده تا حل نشوند توافقی هم در کار نخواهد بود. در سوی مقابل ایالات متحده نیز با وجود منطقی بودن این خطوط قرمز و تاثیرات مهمی که بر پایدار و موثر بودن توافق نهایی دارد، از برآوردن خواسته های ایران استنکاف می‌کند تا جایی که امروز می توان گفت رسیدن یا نرسیدن به توافق را به این زیاده خواهی خود گره زده است. در خصوص ادعاهای سیاسی آژانس، امروز سه پرونده مربوط به اماکن ادعایی آژانس به صورت باز باقی مانده که به نظر می رسد ادامه این وضعیت در آینده نه تنها به عنوان یک استخوان لای زخم توافق باقی می ماندبلکه از پایداری آن به عنوان یکی از مهم ترین اهداف ایران نیز می کاهد و می تواند به عنوان یک بهانه جدید و ابزاری برای تداوم فشارهای محدود کننده فراتر از برجام روی توان هسته ای ما محسوب شود. ایران حتی با اعزام کمالوندی، مذاکره کننده ارشد سازمان انرژی اتمی به وین به منظور حل این موضوعات، اراده خود برای پرونده ها را نشان داد. فرستادن احتمالی این پرونده های باز به شورای حکام و گرفتن قطعنامه از آن جا و سپس شورای امنیت، مسیر خطرناکی است که در صورت اجرا شدن در آینده می تواند دردسرهای بزرگی برای کشور به همراه داشته باشد به همین دلیل امروز تاکید ایران بر بسته شدن این پرونده ها همزمان با توافق نهایی است. استدلال اصلی ایران هم این بوده که پرونده ادعاها زمانی با عنوان pmd  با برجام بسته شد و ادعاهای این دو سه سال اخیر نیز ریشه در اسناد جاسوسی رژیم صهیونیستی دارد که با وجود همکاری ایران در پاسخ به سوالات و انجام بازرسی ها، اگر قرار باشد بدون تعیین تکلیف باقی بماند می تواند برای مهم ترین دشمن ما در منطقه به عنوان یک ابزار فشار به کار آید.موضوع دوم درباره تداوم تحریم برخی نهادهایی است که محدودیت آن ها تحت برچسب های دیگر به صورت مستقیم و غیرمستقیم کشور را در بهره مندی از منافع اقتصادی برجام با مشکلات جدی روبه رو می کند و طرف مقابل حاضر به خارج کردن آن ها از فهرست گروه های به اصطلاح حامی تروریسم نشده است. برکسی پوشیده نیست که امروز جایگاه برخی از این نهادها به دلایل مختلف در کشور جایگاه حساس و موثری است و باقی ماندن هر محدودیتی در این حوزه نیز نه تنها به لحاظ پرستیژی اشتباه است بلکه دست ایران را در بسیاری از فعالیت های اقتصادی خواهد بست و حتی قابلیت باز تحریمی را نیز حفظ می کند. نکته مهم این که تحریم امروز این نهادها صرفا شامل خودشان یا شرکت های وابسته به آن ها هم نیست و طبق این فرمول هر فردی که به نوعی با آن ها کار کرده یا می کند، می تواند خودش یا مجموعه اقتصادی اش هدف تحریم قرار گیرد. چنین وضعیتی موثر بودن توافق نهایی را خدشه دار می کند و عملا کشور از بخش زیادی از انتفاع اقتصادی خود از برجام محروم می‌شود.اما خط قرمز سوم باقی مانده ایران مسئله تضمین هاست. ایران با توجه به سابقه بسیار بد آمریکا در برجام و ضربه ای که آن زمان به ایران زد، این بار تصمیم گرفته تا جایی که بتواند تضمین های معتبر و متنوعی از طرف مقابل دریافت کند و تاکنون نیز توانسته برخی تضمین‌های سیاسی را در متن بگنجاند اما این ها کافی نیست. تضمین‌های لازم و کافی در حوزه های مختلف باعث می شود برهم زدن توافق برای طرف مقابل هزینه زا باشد. با نبود چنین تضمینی ممکن است خواب های بدی برای ما ببینند که اصلا به مصلحت ایران نیست. این سه موضوع، امروز قفل مذاکرات وین محسوب می شوند و با توجه به نرمش ها و همراهی هایی که تاکنون ایران با ابتکاراتی که بیان کرده داشته، انتظار دارد در این مرحله طرف مقابل و به ویژه آمریکا نیز چنین رفتار متقابلی را داشته باشد چراکه بدون رعایت این خطوط قرمز عملا پایداری و موثر بودن توافق نهایی که دو هدف اصلی ایران از مذاکرات وین است زیر سوال می رود و ایران نمی تواند چنین قراردادی را امضا کند.