این حادثه‌ها جدا جدا درمان نمی‌شوند

جعفرگلابی روزنامه‌نگار  
 
 
 


پس ازحادثه تلخ پلاسکو در تهران که 9 روز همه را در اضطرابي عجيب فرو برد، مسئولان مختلف بارها گفتند و وعده دادند که در ساخت وسازها بازنگري اساسي صورت خواهد گرفت و مقررات سختي وضع خواهد شد وکنترل‌ها و نظارت‌ها جلو حادثه‌ها را خواهد گرفت، ولي نگرفت. حالا ساختمان 10 طبقه متروپل آبادان فرو ريخته است و تا کنون کشته شدن 41 نفر قطعي است و از آن بدتر کسي نمي‌داند که چند نفر زير آوار باقي مانده‌اند و احتمال ريزش بقيه ساختمان، درست مثل ماجراي پلاسکو و خطر براي امدادگران جدي است! در کشور ما انواع حوادث هميشه همه را بيش از حد طبيعي و معمول وگريزناپذيرش تهديد مي‌کند. باکمال تاسف و عذرخواهي از خوانندگان که همين الان اين سطور را مي‌خوانند خدا مي‌داند چه تعداد تصادف در جاده‌هايمان در حال رخ دادن هستند و چه تعدادي همين الان فوت کرده‌اند و چه تعدادي زخمي شده، درد مي‌کشند تا نيروهاي امدادي برسند! ماکشورثروتمندي هستيم و امکانات زيادي داريم و مي‌توانيم امکانات فوق‌العاده زيادتري داشته باشيم، ما مي‌توانيم هرجا جان انسان‌ها در خطر باشد با قاطعيت بدون چون وچرا بايستيم و تحت هيچ شرايطي هيچ حادثه قابل اجتنابي به‌وجود نيايد. ولي چرا اين اتفاق نمي‌افتد؟ چرا برخي مديران در اين زمينه حساس و قاطع و سختگير نيستند؟ چرا خود ما مردم براي جانمان آنچنان که بايد اهتمام نداريم؟ اگر ما هيچ عيبي نداشتيم جز اينکه با خودروهاي نا ايمن در جاده‌هاي پرآسيب، رانندگي پرخطر مي‌کنيم کافي بودکه سربه زير افکنيم و خويش را ملامت کنيم. همين حالا همه مي‌دانند که بسياري از شهرها و روستاهايمان زير تهديد جدي سيل و زلزله و رانش زمين قرار دارند، حتي پايتخت هم دراين تهديد بزرگ سهيم است ولي آيا کسي را مي‌بينيد؟ مسئولي، نماينده‌اي، ناظري را سراغ داريدکه همه کارها و تشريفات و اشتغالات روزمره را رها کرده باشد و اگر نمي‌تواند کاري بکند حداقل مردم را آگاه کند!؟ کشوري با سطح بالاي بلاخيزي مثل ما اصلا نبايد فرصت داشته باشد که قبل از ايجاد يک ايمني استاندارد براي همه در جاده‌ها و شهرها و روستاها به‌ فکر مسائل ديگر هم باشد. کشور جدا نيازمند يک دوره آرامش در سپهر سياست است تا ابتدا مشکلات و تهديدها و چالش‌هاي بزرگ طبيعي که ما را احاطه کرده‌اند و از هر دشمني بيشتر به ما خسارت مي‌زنند را به حداقل خود برسانيم. از نظر دور نداريم که در اغلب حوادث پرتلفات جاي پاي يک فساد هم ديده مي‌شود. حالا بايد بيشتر از هميشه فهميده باشيم که فسادها، خودمحوري‌ها، منفعت پرستي‌هاي شخصي و گروهي اگر مال و اموال مردم را به يغما مي‌برند جان آنها را هم جدا تهديد مي‌کنند. همين رابطه بازي‌ها، رانت‌خواري‌ها و چشم پوشي‌هاي خرد و کلان از ضابطه‌هاست که ناگهان از جايي چون ساختمان متروپل آبادان سر برمي‌آورد و فاجعه مي‌آفريند. مديريت‌هاي ضعيف که تنها براساس رابطه‌هاي سياسي و حتي فاميلي وآشنايي تعيين مي‌شوند حتي اگر آغشته به فساد نباشند زمينه فساد را به‌وجود مي‌آورند و فساد چون يک سرطان هزار سر به همه جا سرمي‌کشد و هيچ جا و نقطه‌اي را از آلودگي مصون نگه نمي‌دارد. بياييم براي يکبار هم که شده حداقل از زجر زيرآوار ماندگان و قرباني شدگان ساختمان متروپل آبادان عبرت بگيريم که اين دنيا تعارف بردار نيست و مشکلات با چند دستور اداري حل و فصل نمي‌شوند. ما نيازمند تغييرات بزرگ و شجاعانه در ساختارها و تصميم‌ها هستيم تا همه امور حول محور منافع و امنيت و ايمني ملي تعريف شوند.