بلیط هواپیما

لاپید خودکشی سیاسی می‌کند؟!

انتخابات زودهنگام کنست، پارلمان رژیم صهیونیستی، اول نوامبر آینده برگزار می‌شود. این پنجمین انتخابات طی چهار سال گذشته است. یائیر لاپید با انتخابات مارس سال گذشته میلادی توانست در کنار نفتالی بنت دولت ائتلافی را تشکیل دهد و بعد از کنار رفتن بنت از پست نخست‌وزیری، لاپید این مقام را در ژوئیه سال جاری به دست بگیرد. هرچند که نخست‌وزیری لاپید دوره‌ای گذار تا انتخابات اول نوامبر نیست، اما همین مقدار هم فرصت طلایی برای لاپید است تا اینکه با بهره‌برداری از این دوره بتواند در انتخابات آینده موفقیت قابل‌توجهی به دست بیاورد و نخست‌وزیر دوره گذار خود را مبدل به یک دوره رسمی چهارساله کند.
سخنرانی شامگاه پنج شنبه گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل بهترین فرصت برای لاپید بود تا از این سکو استفاده کند و به جای مخاطب قرار دادن جهانیان، افکار عمومی در داخل رژیم خود را مورد خطاب قرار بدهد و به این ترتیب، از سازمان ملل به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده کند. از این جهت و در یک نگاه کلی، می‌توان این سخنرانی او را نمایش تبلیغاتی برای انتخابات اول نوامبر ارزیابی کرد و وقتی که ادعا‌های گذشته دیگر مقامات این رژیم را در مورد ایران و برنامه هسته‌ای آن تکرار کرد، بیش از هر چیز می‌خواست از تبلیغات داخلی در این زمینه عقب نماند. او از «تهدید نظامی معتبر» علیه ایران به عنوان تنها راه جلوگیری از دستیابی آن به تسلیحات هسته‌ای گفت تا اینکه در این مقوله از افرادی نظیر بنیامین نتانیاهو، بنی گانتس، آویگدور لیبرمن و دیگران عقب نیفتاده باشد، اما به نظر می‌رسد که همین مقدار سر و صدایی که لاپید در مجمع عمومی سازمان ملل کرده باعث رضایت خاطر این رقبا نشده است. نتانیاهو در واکنش به سخنرانی لاپید گفت: «امشب سخنانی را شنیدیم که مالامال از ضعف، شکست و تعظیم کردن بود» و لیبرمن هم به بخش دیگر حرف‌های او حمله کرد که گفته بود: «شرط تشکیل یک کشور برای فلسطینی‌ها این است که این کشور صلح آمیز بوده و مبدل به پایگاه تروریستی نشود که اسرائیل را تهدید کند. توافق بر سر راه‌حل دوکشوری برای اسرائیل مناسب است.»
موضع ضد ایرانی لاپید به طور کلی در تضاد با موضع‌گیری دیگر مقامات رژیم صهیونیستی نیست، چرا که شاید تنها نقطه مشترک تمامی آن‌ها نفرت و دشمنی‌شان با ایران و توانمندی‌هایش از جمله توانمندی هسته‌ای است. با این حال، حرفی که لاپید در مورد «تشکیل یک کشور برای فلسطین» زد چندان با ادبیات سال‌های اخیر سران این رژیم همخوان نیست و حتی بنت به عنوان شریک سیاسی او نیز نه تنها حاضر به گفتن چنین چیزی نمی‌شد بلکه عملاً در تضاد با این حرف عمل می‌کرد. لیبرمن در واکنش به این حرف گفت: «اظهارات لاپید درباره راه‌حل دو کشوری به منزله تسلیم شدن در برابر فلسطینی‌ها است» و می‌توان انتظار داشت که عمده مقامات سیاسی رژیم چنین واکنشی داشته باشند. بنابراین، مسئله اینجا است که با توجه به انتخابات اول نوامبر، آیا لاپید با تأیید راه‌حل دو کشوری و تشکیل کشور مستقل فلسطینی دست به خودکشی سیاسی زده یا این مانور تبلیغاتی او است و شاید کارت برنده‌اش باشد؟ شکی نیست که این حرف او مورد قبول شهرک‌های غیرقانونی رژیم و ساکنان آن در سرزمین‌های اشغالی نیست، چرا که جدای از گرایش راست افراطی در میان آنها، تشکیل کشور مستقل فلسطینی به معنای تعطیل شدن این شهرک‌ها است. بنابراین، نمی‌توان گفت که لاپید با این حرف رو به آن‌ها داشته، اما می‌توان گفت که نگاه او به جمعیت داخل رژیم است، به خصوص آن بخشی که تمایلات راست افراطی ندارند و جدای از این، از درگیری‌های پیاپی با فلسطینی‌ها خسته شده‌اند. این دست از افراد داخل رژیم را می‌توان صدای خاموشی دانست که با فروپاشی جریان سیاسی چپ، بلندگوی جدی در رژیم ندارند، اما می‌توانند در پای صندوق‌های رأی تعیین‌کننده باشند. می‌توان گفت که لاپید با برآورد آماری از این بخش حرف خود را در مورد دولت مستقل فلسطینی زده و می‌خواهد با این حرف رأی صدای خاموش داخل رژیم را بخرد تا پدیده سیاسی در اول نوامبر شود. بنابراین، او با طرح دولت مستقل فلسطینی دست به یک قمار سیاسی زده که می‌تواند منجر به خودکشی سیاسی او شود یا اینکه یک دوره چهار‌ساله نخست‌وزیری را برایش به ارمغان بیارود.