جنگ رسانه‌ای

حسین معافی پژوهشگر فرهنگ چند هفته‌اي است که اعتراضات و تجمعاتي در برخي نقاط کشور در حال انجام است که نظم عمومي و امنيت جامعه را به مخاطره انداخته، عده‌اي از فرزندان اين سرزمين جان خود را از دست داده‌اند، فضاي مدارس و دانشگاه‌ها ملتهب شده، تمرکز مسئولين و خدمتگزاران ناخواسته به حواشي اين اعتراضات معطوف شده و مهم‌تر از همه بدخواهان اين کشور و نظام که از اقتدار و پيشرفت ايران در برخي زمينه‌ها عصباني هستند، از اين فرصت‌ها استفاده کرده و سعي در اختلا‌ف‌افکني و دميدن در آتش اين فتنه را دارند. دشمنان ملت بزرگ ايران در جنگ نرم و رسانه‌اي و با بزرگنمايي‌هايي دروغين، در پي گسترش اين اغتشاشات در بين جوانان، دانش‌آموزان و دانشجويان هستند. البته مشکلات اقتصادي، کم‌کاري برخي ارگان‌هاي فرهنگي، جذاب نبودن برنامه‌هاي رسانه‌ملي و روي آوردن به ماهواره‌ها و شبکه‌هاي اجتماعي بيگانه‌، نداشتن پلتفرم‌هاي ملي قوي در فضاي مجازي، اجراي برخي سياست‌هاي غلط در امور فرهنگي و اجتماعي، بيکاري و نا‌اميدي جوانان از آينده، مهاجرت نخبگان از کشور، وجود فساد و اختلاس‌ها در بعضي از سيستم‌هاي اداري و بانکي، عدم نظارت دقيق و سليقه‌اي عمل کردن در حوزه‌هاي مختلف، گوشه‌اي از مواردي است که به‌رغم پيشرفت‌هاي زيادي که در کشور انجام شده، باعث نگراني و اعتراض مردم و به ويژه جوانان است. در جنگ رسانه‌اي بايد با سلاح رسانه به مقابله پرداخت و استفاده از ابزار ديگر مؤثر و کارا نيست و جنگيدن با ابزار فيزيکي در برابر امواج نامرئي، کاري بيهوده است. بايد در اين جنگ رسانه‌اي امواجي قوي‌تر با طول موجي ريز‌تر توليد کرد تا هم امواج دشمن را خنثي کند و هم نفوذ بيشتري داشته باشد. رشد سريع علم و تکنولوژي و توسعه فضاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي مرز بين کشور‌ها را از بين برده و همه کشورهاي دنيا را به يک دهکده جهاني تبديل کرده است. وقتي که جوانان بدون ملاحظه و بدون در نظر گرفتن شرايط، فرهنگ و ساختار اجتماعي، کشور خود را با ساير جوامع ديگر مقايسه مي‌کنند بالطبع کاستي‌ها و تفاوت‌هايي را مي‌بينند و خواستار تغيير سريع وضع موجود مي‌شوند. همان‌طور که جامعه جهاني در حال رشد و پيشرفت علمي است، لازم است که کشور‌هاي ديگر نيز برنامه‌هاي خود را در زمينه‌هاي مختلف، مطابق اين رشد سريع تغيير داده و به بهبود اوضاع و رسيدن به وضع مطلوب تلاش کنند. جوانان اين تغييرات را از خانواده شروع کرده و به مدارس، دانشگاه‌ها و جامعه نيز منتقل مي‌کنند. خانواده‌ها و مدارس به ناچار و بر اساس حس اعتماد و احترام با اين موضوع کنار آمده‌اند ولي جامعه و محيط‌هاي بزرگ‌تر و دانشگاهي اين تغييرات را به راحتي قبول ندارند و مقاومت مي‌کنند. کم‌توجهي به نخبگان علمي و فارغ‌التحصيلان دانشگاهي و نا‌اميدي از آينده، مهاجرت آنها را به دنبال داشته و باعث خروج سرمايه‌هاي انساني و مالي فراواني شده است. تمايل به مهاجرت در دانش‌آموزان نيز در سال‌هاي گذشته بيشتر شده و اين موضوع بسيار نگران کننده‌‌اي است که بايد به درستي و به فوريت مديريت شود. نبود فضا‌هاي مناسبي براي کرسي‌هاي آزادانديشي و بيان ديدگاه‌هاي موافق و مخالف و نداشتن برنامه‌هاي مدوني براي بيان نقد‌ها و حتي اعتراضات جوانان در مدارس و دانشگاه‌ها، عدم پاسخگويي به شبهات و سوالات مهم جوانان و عدم پذيرش کاستي‌ها و کمبود‌ها باعث شده است که اين اعتراضات به کف خيابان‌ها و محوطه‌هاي دانشگاه‌ها کشيده شود و باعث شکسته شدن حرمت مدارس و دانشگاه‌ها شود. همان‌طور که سرعت سريع علم و فناوري ظاهر زندگي انسان‌ها را مانند اسباب و لوازم خانگي و خودروها را تغيير داده، آموزش و يادگيري، برنامه‌هاي درسي، قوانين حاکم بر جامعه نيز بايد با همان سرعت اصلاح و تغيير مثبت داشته باشند. يکي ديگر از عواملي که جوانان را در روز‌هاي اخير تحت‌تأثير قرار داده، عدم تغيير برنامه‌هاي درسي مدارس و حتي دانشگاه‌هاست که بايد با توجه به نياز و شرايط فراگيران تغيير کند. اگر چه در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش به تربيت همه‌جانبه و شش ساحتي در آموزش‌و‌پرورش تأکيد شده است ولي متأسفانه بسياري از اين ساحت‌ها و قلمرو‌ها ناديده گرفته مي‌شود و فقط به تربيت تک‌بعدي و دانشي اکتفا مي‌کند. علاوه بر دانش، بعد مهارتي و نگرشي نيز بايد در فراگيران تقويت شود و به استعداد‌ها و توانايي‌هاي دانش‌آموزان نيز توجه جدي شود. وقتي دانش‌آموزان با مهارت‌هايي چون گوش دادن، تحمل شنيدن حرف مخالف، تاب‌آوري، تفکر انتقادي، حل مساله، صبر در مشکلات، سواد رسانه‌اي، سواد اجتماعي و‌... را آشنا نباشند در آينده نيز با مشکلات بيشتري روبه‌رو خواهند شد که نمونه‌هاي آن را در هفته‌هاي گذشته در اعتراضات شاهد بوديم. گاهي برنامه‌هاي درسي نامناسب و اصلاح نشده و عدم همسويي برنامه‌هاي درسي با نياز و علايق فراگيران، غير‌کاربردي بودن برخي دروس و محتوا‌ها و سايه سنگين کنکور و مؤسسات کنکوري بر آموزش کشور و نبود امکانات آموزشي، ورزشي و پرورشي مناسب در مدارس از جمله مواردي است که نارضايتي دانش‌آموزان و خانواده‌ها را به‌همراه داشته و مدارس را به محيط‌هاي کسل‌کننده تبديل کرده و شادابي را از دانش‌آموزان ما گرفته است.