تولد فرابازدارندگی

گروه بین‌الملل: بازدارندگی از مفاهیم کلیدی در روابط بین‌الملل معاصر به عنوان یک متغیر تعیین‌کننده در اندازه‌گیری قدرت کشورها بویژه قدرت‌های بزرگ در نظام بین‌الملل و مبنای کنش دولت‌ها در محیط بین‌الملل بوده است. بازدارندگی به این معناست که بتوان رقیب یا دشمن را با مجموعه‌ای از مولفه‌ها که عموما نظامی هستند، در شرایطی قرار داد که طرف متقابل جرات حمله را نداشته باشد. از دوران جنگ سرد به این سو، بازدارندگی و عمل بازدارنده، عموما یک تعریف مکانیکی و تک‌بعدی داشت و در مواجهه اتمی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در نظام ۲ قطبی حاکم بر جهان معنا پیدا می‌کرد. به این معنا که بازدارندگی در تقابل 2 ابرقدرت آن روز، در موازنه اتمی به درجه‌ای رسیده بود که اگر یک طرف ضربه هسته‌ای اول را دریافت می‌کرد، توان پاسخ متقابل مضاعف را به ضربه زننده داشت، یعنی اگر کشور اول 50 بمب هسته‌ای دریافت می‌کرد، توان ضربه دوم را با 50+1 بمب دارا بود. این مساله با عنوان «نابودی حتمی متقابل» (MAD به عنوان مخفف Mutual Assured Destruction که به طور جالب و معناداری معنای دیوانگی می‌دهد) در دوران جنگ سرد مفهوم‌سازی شده بود. تعریف مکانیکی بازدارندگی، با غلبه  نگاه رئالیست‌ها فقط شامل مولفه‌های عینی بود - آن هم فقط نظامی‌گری- که تنها از ناحیه دولت‌ها صادر می‌شد اما در دوران پساجنگ سرد، ظهور تهدیداتی مثل تروریسم (که مشخص نیست چه کنشگری طرف حساب است) یا عوامل امنیت‌زدا که از قضا دیگر در اختیار صرفا دولت‌ها نبود، مفهوم بازدارندگی و حتی امنیت را دستخوش تغییرات اساسی کرد. امروز مفاهیمی چون هوش مصنوعی، جنگ‌های سایبری، جنگ شناختی - که برخی تحلیلگران معتقدند هویت‌ها را از جا کنده است- همچنین دگرگونی‌های تسلیحاتی با ساخت پهپادها و شکل جدید استفاده نظامی از فضا و ماورای جو و به روز شدن دستور کارهای تسلیحات هسته‌ای که نمونه‌ای از آن را در تهدیدات روسیه و غرب علیه یکدیگر در جنگ اوکراین شاهد هستیم، باعث شده در فضای بین‌الملل این تغییرات با اصطلاح  فرابازدارندگی توصیف شود، بویژه که نظم جهانی تک‌قطبی فعلی در دوران انتقالی و گذار به یک نظم جدید به سر می‌برد. نشریه نشنال اینترست در مقاله‌ای قرن ۲۱ را چالشی برای مفهوم بازدارندگی با پیدایش شیوه‌های جدید ارزیابی کرد و مدعی شد تاکنون نشانه‌های بازدارندگی جدید بروز کرده است. نشنال اینترست نوشت: متاورس جدید برای بازدارندگی (یا همان فرابازدارندگی) دارای دست‌کم ۹ مولفه مهم است که برای برنامه‌ریزان نظامی، سیاست‌گذاران و نظریه‌پردازان مهم خواهد بود. متاورس، فرضیه‌ای از آینده اینترنت است که از محیط‌های مجازی سه‌بعدی آنلاین غیرمتمرکز و پایدار تشکیل می‌شود. نخستین مؤلفه فرابازدارندگی، تهدید فزاینده برای امنیت سایبری کشورها و احتمال جنگ سایبری است. در حال حاضر جنگ سایبری بین بازیگران دولتی و غیردولتی یک چالش مهم برای امنیت بین‌المللی است. هر ۲ بخش دولتی و خصوصی در برابر جنگ سایبری آسیب‌پذیر هستند و احتمال حمله فلج‌کننده علیه زیرساخت‌های آمریکا، از جمله نیروهای نظامی و سامانه‌های فرماندهی به هوشیاری مداوم و ارتقای سامانه‌های اطلاعاتی نیاز دارد. در رابطه با بازدارندگی هسته‌ای، نخستین حمله هسته‌ای احتمالا با حملات سایبری علیه سامانه‌های هشدار اولیه، فرماندهی و کنترل و واکنش حریف پاسخ داده می‌شود تا باعث سردرگمی دشمن یا تاخیر در پاسخ آن شود. به نوشته این نشریه، دومین مولفه فرابازدارندگی استفاده ارتش از فضا و توانایی انکار برتری فضایی برای دشمنان احتمالی است. آمریکا اکنون با مشارکت پیمانکاران دفاعی در حال بررسی راه‌هایی برای افزایش انعطاف‌پذیری و اطمینان از سامانه‌های فضایی برای شناسایی و نظارت، ارتباطات، هشدار اولیه، فرماندهی و کنترل و ... است. به ادعای این نشریه آمریکایی، روسیه و چین نیز ماهواره‌هایی را برای عملیاتی شدن در مدارهای مختلف زمین آزمایش کرده‌اند که می‌تواند به ظاهر برای عملیات بازرسی و تعمیر ماهواره‌های کشورهای دوست یا حتی نابودی یا بازرسی از نزدیک سامانه‌های فضایی دشمن باشد. نشنال اینترست نوشت: این امر مسائل حقوقی را مطرح می‌کند؛ اینکه آیا حمله به ماهواره‌هایی که برای انجام عملیات مهم در دفاع ملی است به مثابه حمله به کشور یا دیگر دارایی‌های نظامی مهم است یا خیر. سومین مؤلفه فرابازدارندگی، هوش مصنوعی است. برخی حتی ظهور هوش مصنوعی را با کشف برق مقایسه می‌کنند و آن را به عنوان عاملی برای امکان‌های جدید در جنگ شناختی، در میان انواع دیگر جنگ می‌دانند. جنگ‌ شناختی شکل تکامل‌یافته‌تر، پیشرفته‌تر و اثرگذارتر از جنگ نرم است. از ویژگی‌های مهم این جنگ متکی بودن بر زیرساخت رسانه‌های نوین سایبری است که تفکر آدمی را مورد هدف قرار می‌دهد. نشنال اینترست عنوان می‌کند که وقتی بیشتر کنترل‌ها به جای انسان‌ها به ماشین‌ها داده شود، مسائل اخلاقی و حقوقی درباره تلفات جانبی ناشی از حملات نظامی مطرح می‌شود. بر اساس این گزارش، چهارمین مولفه فرابازدارندگی توسعه تسلیحات مافوق صوت، از جمله سامانه‌های حمل کلاهک هسته‌ای است که باید مسائل جدی را برای برنامه‌ریزان بازدارندگی و دفاعی ایجاد کند. این رسانه مدعی است رقابت تسلیحاتی در استقرار تسلیحات مافوق صوت می‌تواند بر بازدارندگی متعارف تأثیر بگذارد، زیرا موشک‌های میان‌برد با سرعت و قابلیت مانور مافوق صوت می‌توانند به جای چند ساعت یا چند روز، در عرض چند دقیقه خسارات عظیمی را در منطقه وسیعی وارد کنند. پنجمین مؤلفه فرابازدارندگی جدید، قابلیت رو به رشد پدافند ضدموشکی و هوایی است. دفاع موشکی آینده مبتنی بر فناوری‌ها یا پلتفرم‌های جدید، از جمله سامانه‌های فضایی، ممکن است اهرم‌های بیشتری را در برابر حملات موشکی بالستیک فراهم کند. در حوزه بازدارندگی هسته‌ای، دفاع موشکی همیشه با چالش‌هایی مواجه خواهد بود، زیرا حتی تعداد کمی از سلاح‌های هسته‌ای می‌توانند آسیب‌های بی‌سابقه‌ای را وارد کنند. این گزارش در تشریح ششمین مؤلفه فرابازدارندگی خاطرنشان می‌کند که جنگ روسیه علیه اوکراین تنها بر اهمیت روزافزون پهپادها برای بحث‌های بازدارندگی در آینده تأکید کرده است. با پیچیده و باهوش‌تر شدن هواپیماهای بدون سرنشین، جذابیت آنها برای قدرت‌های بزرگ برای بازدارندگی و دفاع بیشتر می‌شود. پهپادها علاوه بر ظرفیت بالقوه آنها برای حملات گسترده، ممکن است برای حملات دقیق علیه اهداف راهبردی مانند پایگاه‌ها، مراکز فرماندهی یا حتی رهبران نظامی یا غیرنظامی نیز مورد استفاده قرار گیرند. هواپیماهای بدون سرنشین با توجه به‌ شناختی که از فضای نبرد دارند، فضای بازی جنگی را تغییر داده‌اند. نشنال اینترست با اشاره به اینکه هفتمین مؤلفه در فرابازدارندگی امکان استفاده فزاینده از جنگ‌های متعارف در چارچوب به‌‌کارگیری تسلیحات هسته‌ای است، درباره خطر فزاینده استفاده از جنگ متعارف با استفاده از سلاح‌های هسته‌ای هشدار داده است، بویژه با توجه به این حقیقت که تعداد بیشتری از کشورها برای دستیابی به سلاح هسته‌ای تلاش می‌کنند. این نشریه مدعی است فرماندهان نظامی احتمالا به‌جای برنامه‌ریزی برای بازدارندگی «هسته‌ای» در مقابل جنگ «متعارف»، گزینه‌های را در استفاده از سلاح‌های هسته‌ای و متعارف توسعه خواهند داد. این رسانه عنوان می‌کند که هشتمین مؤلفه در فرابازدارندگی در دوران جدید تصمیم احتمالی چین برای ملحق شدن به آمریکا و روسیه به عنوان یک ابرقدرت است. این رسانه مدعی است که ظهور چین به عنوان یک ابرقدرت هسته‌ای، رویه کنترل تسلیحات هسته‌ای را تغییر خواهد داد. به نوشته این نشریه، از یک سو اگر روسیه و آمریکا به‌رغم اختلاف‌شان بر سر جنگ اوکراین، مذاکره درباره محدودیت تسلیحات راهبردی را از سر بگیرند، به نظر می‌رسد برای آنها مهم است که از چین برای حضور در میز مذاکره دعوت کنند. از سوی دیگر، واشنگتن و مسکو سال‌ها در مذاکره بر سر توافقنامه‌های کنترل تسلیحات هسته‌ای راهبردی تجربه دارند که مستلزم شفافیت بیشتر درباره نیروها و قابلیت‌های آنها، از جمله نظارت و راستی‌آزمایی گسترده است. این تردید وجود دارد که چین این میزان از نظارت سرزده توسط آمریکا و روسیه را در شرایط کنونی قبول کند. به ادعای نشنال اینترست، اگر چین نیروهای هسته‌ای دوربرد خود را در سطح آمریکا و روسیه تشکیل دهد، ممکن است مایل باشد به عنوان طرف سوم، با اطمینان بیشتری وارد مذاکرات کنترل تسلیحات شود اما چالشی که در این زمینه وجود دارد به غیر از بزرگ شدن زرادخانه هسته‌ای چین، درک تفکر نظامی چین درباره بازدارندگی، بویژه بازدارندگی هسته‌ای است. نشنال اینترست در تشریح نهمین مؤلفه در فرابازدارندگی خاطرنشان می‌کند که چالش‌های بازدارندگی تنها در خارج از مرزهای دولت‌ها ایجاد نمی‌شود. دموکراسی‌های مدرن از جمله آمریکا و متحدان اروپایی آن نیز در سیاست داخلی با مسائلی مواجه هستند که دست‌کم به طور غیرمستقیم بر توانایی آنها در حفظ قدرت نظامی در حمایت از بازدارندگی تاثیر می‌گذارد. افراط‌گرایی سیاسی و قطبی شدن مانع از عملکرد موفقیت‌آمیز سیاسی می‌شود که برای سلامت دموکراسی حیاتی است.