بایدها و نبایدهای سینمای ایران برای فرار از بحران

 [پولاد امین] چند روز پیش، در جلسه رئیس سازمان سینمایی با اهالی مطبوعات -به مناسبت روز خبرنگار- صحبت از صف طولانی و ناامیدکننده حدود 250 فیلم برای ورود به چرخه اکران شد. فیلم‌هایی که همگی با مجوز رسمی سازمان سینمایی جلوی دوربین رفته‌اند، اما ظرفیت اندک سینمای ایران در زمینه نمایش، آنها را از پرده دور نگه داشته است. این روند که تقریبا می‌توان گفت از اوایل دهه نود، بعد از تسهیل نسبی فیلمسازی به دلیل ورود دوربین‌ها و تجهیزات دیجیتال، سرعت بیشتری هم گرفته، در چند سال اخیر بعد از بحران‌های عظیمی چون کرونا و رکود سینما به دلیل مسائل اجتماعی وارد مرحله جدیدی شده که سرمایه سینمای ایران را مستهلک و توان روحی فیلمسازان را فرسوده می‌کند. این بحران در شرایطی توان سینمای ایران را می‌فرساید که انتظار می‌رفت سینما بعد از طوفان‌هایی که در پنج سال اخیر از سر گذرانده به آرامشی نسبی دست یابد. اما نگرانی‌های به بار آمده از صف طولانی اکران، همان آرامش حداقلی را نیز از سینمای ایران گرفته است. با یادآوری این واقعیت ساده که حل و رفع این بحران به واسطه پیوندش با کمبودهای زیرساختی سینمای کشور و به خصوص کمبود ریشه‌دار سالن‌های سینما چیزی نیست که سازمان سینمایی به تنهایی از پس آن برآید، اما هزینه‌های مادی، معنوی و روحی که از قبل چنین بحران‌هایی به بار می‌آید، لزوم اتخاذ تمهیداتی جدی و قاطع برای مقابله با صف طویل اکران یا حداقل طولانی‌تر شدن صف اکران را گوشزد می‌کند.

چرا ترافیک؟!
سینما از روزی که پا به ایران گذاشته، همواره با بحران‌های مربوط به تعداد مخاطبان سر و کار داشته است. در این مدت، فیلم‌های زیادی روی پرده آمده‌اند و تماشاگران بسیاری را پای گیشه‌ها کشانده‌اند؛ بسیاری دیگر نیز بی‌سروصدا آمده و رفته‌اند و مرور نمونه‌های این دو نوع مواجهه با مخاطب به نوعی ذائقه سینماروهای ایرانی را برای سینماگران و دست‌اندرکاران پخش مشخص کرده است. نتیجه: فیلم‌هایی که شبیه فیلم‌های پرفروش بوده‌اند، یا از عوامل اصلی و به خصوص بازیگران مشترکی با آنها استفاده کرده‌اند، به سهولت امکان اکران یافته‌اند، اما فیلم‌هایی که از کلیشه‌های داستانگویی فیلم‌های پرفروش دور بوده‌اند یا طیف دیگری از بازیگران را جلوی دوربین برده‌اند، دچار بی‌مهری پخش‌کنندگان شده و از پرده دور مانده‌اند. این امر منجر به شکل‌گیری صفی از فیلم‌های متقاضی اکران شده که خواهان ورود به چرخه نمایش هستند، اما به دلایلی -از عدم اطمینان پخش‌کنندگان و سینماداران نسبت به احتمال استقبال مخاطب تا کمبود ظرفیت‌های نمایشی کشور و کمبود سالن‌های سینما در مناطقی از شهرها- قادر به این کار نبوده‌اند. صف فیلم‌های آماده اکران ریشه در این کمبودها دارد.

بهمن متراکم
صف فیلم‌های پشت چراغ قرمز اکران در سال‌های اخیر بر اثر عواملی خاص طولانی‌تر و ترافیک پشت این چراغ سنگین‌تر شده است. یکی از مسائلی که در پنج سال اخیر این بحران را تشدید کرد، شیوع کرونا بود که در شرایطی که تقریبا در کل دهه نود سینمای ایران از نظر جلب مخاطب حرکتی رو به جلو داشت، ترمز رونق سینما را کشید و در مقطعی حتی به تعطیلی مطلق سالن‌های سینما و در ادامه نیز یکی، دو سال فعالیت نیمه‌تعطیل آنها منجر شد. بحرانی عظیم که ضربه‌ای بزرگ به صنعت سینما زد؛ تا جایی که در نخستین بهار پس از کرونا نسبت به آخرین بهار پیش از کرونا تعداد مخاطبان سینما 60 درصد کاهش یافته بود. بگذریم از اینکه در مقاطعی مانند زمستان سال 1399 و حتی نیمه اول سال1400 سینما کاهش 90 درصدی مخاطبان را نیز به تجربه نشسته بود.
در شرایطی که در این برهه زمانی روند صدور مجوز ساخت فیلم‌ها ادامه داشت (به دلیل این واقعیت ساده که در سینمای ایران سود اصلی تهیه‌کنندگان در مرحله تولید فیلم رقم می‌خورد، نه در مرحله نمایش) بی‌میلی صاحبان فیلم‌ها به خصوص در بخش خصوصی صف پشت چراغ قرمز اکران را طولانی‌تر کرد. این روند در نهایت به جایی رسید که به ادعای یک روزنامه در روزهای اخیر، در حال حاضر دقیقا 243 فیلم آماده اکران هستند که با توجه به اینکه سینمای ایران به‌طور متوسط ظرفیت نمایش 60 یا نهایت 70 فیلم را در سال دارد، مشخص می‌شود که چه بحران متراکمی پیش روی سینمای ایران قرار دارد. به عبارت بهتر، سینمای ایران اگر همین امروز تولید فیلم را متوقف کند، برای سه یا حتی چهار سال آینده می‌تواند اکران فیلم‌ها را با همین روال حال حاضر ادامه دهد. حالا اینکه هنوز و همچنان تولید فیلم با همان روند سابق ادامه دارد و سالانه حدود 100 فیلم دیگر به آمار فیلم‌های منتظر افزوده می‌شود، نشان‌دهنده عمق و اندازه این بحران بزرگ است که روز به روز هم بزرگ‌تر می‌شود.

سبز شدن چراغ؟
حالا دیگر بعد از حدود دو سال که از پایان کرونا می‌گذرد، آمار فروش فیلم‌ها نشان می‌دهد که چرخه اکران سینمایی به روند عادی خود بازگشته و صاحبان فیلم‌ها دیگر ترسی از اکران فیلم‌شان ندارند. این یعنی فیلم‌هایی که روی پرده می‌آیند، این امکان را دارند که روی پای خود ایستاده و با کمک مخاطبان چرخه اقتصادی سینما را پی بگیرند. اما این ربطی به این واقعیت نگران‌کننده ندارد که در سال‌های تعطیلی و نیمه‌تعطیلی سینما، رکود اکران سبب انبوه‌تر شدن ترافیلک پشت چراغ قرمز اکران شده و سینمای ایران برای بازگشت به وضعیت عادی باید بیش از نیمی از این ترافیک را به نوعی روانه سالن‌های سینما کند. صفی که در میان‌شان هم فیلم‌های قدیمی‌تری چون «امپراتور جهنم» پرویز شیخ‌طادی یا حتی «مصایب شیرین 2» علیرضا داودنژاد یا «ملاقات با جادوگر» جمشید بهرامیان وجود دارد و هم فیلم‌های این چند وقت اخیر از قبیل «هفت بهار نارنج» فرشاد گل‌سفیدی یا «هوک» حسین ریگی که در همین جشنواره گذشته نمایش داده شدند و مورد توجه منتقدین و حتی داوران هم قرار گرفتند. هم فیلم‌های فیلمسازان صاحب‌نام و شناخته‌شده از قبیل مسعود کیمیایی، سیروس الوند، کمال تبریزی و فرزاد موتمن وجود دارد و هم آثار فیلمسازان جوان و تازه‌وارد. هم فیلم‌های پرستاره‌ای چون «تفریق» مانی حقیقی یا «ناگهان درخت» صفی یزدانیان وجود دارد و هم فیلم‌هایی که با نابازیگران یا چهره‌های نوآمده جلوی دوربین رفته‌اند. هم فیلم‌های هنری و خاص‌پسند از قبیل «نوزده» منیژه حکمت یا «ابر بارانش گرفته» مجید برزگر وجود دارد و هم فیلم‌های به شدت عامه‌پسند و حتی رزمی از قبیل «لایه‌های دروغ» رامین سهراب. به عبارت بهتر، این صف همه نوع فیلمی دارد، برای هر سلیقه‌ای و اگر برنامه مناسبی برای نمایش بخش اعظمی از آنها ریخته شود، تا مدت‌زمان قابل توجهی اکرانی متنوع و جذاب برای مخاطبان رقم می‌خورد.