آيا روسيه مقصر بن‌بست در برجام است؟

گزاف نيست اگر بگوييم بخش قابل ملاحظه‌اي از كنشگران سياسي ايران به واسطه اينكه در كدام جريان سياسي قرار دارند، دچار افراط و تفريط‌هاي عجيب و غريبي هستند: اصولگراياني كه به واسطه دشمني ايدئولوژيك با امريكا، عامل تمام مشكلات را امريكاي جنايتكار مي‌دانند و اساسا غرب را مايه نگون‌بختي مي‌خوانند و در مقابل اصلاح‌طلباني كه دليل هر بن‌بستي را خنجر از پشت روسيه تحليل مي‌كنند و در گامي وسيع‌تر در مخالفت با اصولگرايان، رابطه با شرق را شوربختي تعبير مي‌كنند. بنابراين هر گاه موضوعي به بن‌بست مي‌رسد، ساده‌ترين پاسخ همان راهكار هميشگي است: اصولگرايان از امريكاي جنايتكار و انگليس خبيث بگويند و اصلاح‌طلبان از بدعهدي چيني‌ها و خنجر از پشت روسيه صحبت كنند.
بد نيست با اين مقدمه به يكي از عيني‌ترين مصداق‌ها توجهي داشته باشيم: بن‌بست در برجام. هنگامي كه به‌واسطه سياست‌هاي هيجاني و غيرعقلاني احمدي‌نژاد كه رويكرد «ترمزها را كنده‌ايم» را در قبال برنامه هسته‌اي ايران دنبال مي‌كرد و با كاغذ پاره خواندن قطعنامه‌هاي سازمان ملل، قطعنامه‌ پشت قطعنامه در مقابل منافع ملي ايران رقم زد؛ ما با اصولگراياني روبه‌رو بوديم كه همچنان عامل اين روند را امريكا توجيه مي‌كردند و اصلاح‌طلباني كه طلبكار بودند چرا روسيه و چين هم با امريكا و ديگر اعضاي شوراي امنيت براي محكوميت هسته‌اي ايران همراه شدند. اما پرسش اصلي اين بود كه دولت احمدي‌نژاد چگونه تهديد مشتركي را ايجاد كرد كه شرق و غرب را به اجماع رساند؟
بنابراين ما با يك رويكرد سطحي‌نگر در هر دو طيف سياسي روبه‌رو هستيم كه مبتني بر سياست‌زدگي استوار بر ايدئولوژي مي‌كوشد همواره يك كشور خارجي را عامل بن‌بست‌ها معرفي كند تا از سوءمديريت و عدم فهم‌پذيري بگريزد: روندي كه در سه مقطع مذاكرات برجام، شكست برجام و تلاش براي احياي برجام نيز ملاحظه مي‌كنيم.
اجازه بدهيد براي تبيين عيني‌تر، خاطره‌اي از چند روز پس از خروج امريكا از برجام تعريف كنم: «سرگئي ريابكوف، معاون وزير خارجه روسيه ۱۵ مه ‌۲۰۱۸ در جمع كارشناسان خاورميانه باشگاه والداي سخنراني داشت. من هم آنجا حضور داشتم؛ او مشخصا گفت: «... در واقع امريكا منظور اين است كه امريكا و متحدانش اين مساله را مطرح كردند و خود اين قرارداد هم قرار نبود تا ابد باقي بماند كه از لحاظ ديپلماتيك هم غيرممكن است. مساله اصلي [كه امريكايي‌ها در اين مدت مطرح كردند] سياست ايران در منطقه و همين ‌طور برنامه موشكي ايران موجب خروج ناگهاني امريكا شده است و سعي شده كه اين موضوعات را در صدر قرار بدهند و آن طور نشان بدهند كه بدون حل اين مسائل، اگر بي‌تعارف بخواهيم بگوييم بدون دادن امتيازهايي از سوي ايران، حفظ برجام امكان‌پذير نخواهد بود.» قسمتي از اين صحبت‌ها را خبرنگار آسوشيتدپرس در صفحه تویيتر خود منتشر كرد؛ روزنامه‌نگاري نزديك به جواد ظريف نوشت كه خبرنگار AP درست ترجمه نكرده، خبرگزاري ديگري نزديك به دولت روحاني متني از گفت‌وگو با ريابكوف منتشر كرد و مدعي شد ريابكوف اين حرف‌ها را نزده است. در آن هنگام چون دولت روحاني در تعامل با ترامپ به بن‌بست رسيده بود، جواد ظريف تقريبا هر ماه به بهانه‌اي به مسكو سفر مي‌كرد و روسيه را دوست روزهاي سخت مي‌خواند اگرچه بعدتر كه در احياي برجام ناكام ماند به جاي آنكه صراحتا از دلايل اصلي شكست كه ريشه در داخل داشت، سخن بگويد و همچنين انتظارات آرمان‌گرايانه دولت روحاني از يك توافق را آسيب‌شناسي كند، تصميم گرفت بگويد روسيه در همان سال ۲۰۱۵ هم مخالف برجام بود. اگر چه جورج سنسريوني، مشاور جان كري در مذاكرات برجام و نويسنده كتاب كابوس هسته‌اي در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي با صراحت گفت كه در سال ۲۰۱۵ به دليل كشمكش‌هايي كه ميان امريكا و روسيه به واسطه بحران اوكراين و الحاق كريمه شكل گرفته بود، ما گمان مي‌كرديم كه روس‌ها با ما [امريكا] براي به نتيجه رسيدن مذاكرات هسته‌اي كمك نكنند؛ اما آنها [روسيه] بيش از انتظار ما همراهي كرد.
بنابراين ما از يك سو با رقابت داخلي دو جريان سياسي در داخل ايران مواجه هستيم كه يكي بر شعار «نه شرقي» پافشاري مي‌كند و ديگري بر «نه غربي» اصرار دارد؛ حال آنكه منافع ملي حداكثري مبتني بر موازنه مثبت هم شرقي و هم غربي حاصل مي‌شود. 


در اين ميان اصولگرايان مي‌توانند چشم خود را به صحبت‌هاي واقعگرايانه سرگي ريابكوف براي چگونگي احياي برجام ببندند و امريكا را مقصر مطلق بن‌بست برجام بدانند؛ اصلاح‌طلبان مي‌توانند صحبت‌هاي ضد و نقيض اكنون ظريف كه نه فقط در تناقض با صحبت‌هاي ديپلمات‌هاي امريكايي بلكه با اظهارات خود او ميان سال‌هاي ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ است را ناديده بگيرند و روسيه را مقصر بدانند. اما اظهارات مقامات روسيه و امريكا نشان مي‌دهد آنها در هر موضوعي در تقابل با يكديگر باشند، در كنترل برنامه هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران، وحدت دارند. فراموش نكنيم كه پيمان (قرارداد) منع موشك‌هاي هسته‌اي ميان برد (INF) كه ميان گورباچوف و ريگان در سال ۱۹۸۷ امضا شد نيز با تصميم ترامپ در سال ۲۰۱۹ به آخر رسيد؛ بنابراين اين كاملا خطاي محاسباتي بود كه دولت روحاني وعده مي‌داد كه يك توافقنامه مي‌تواند براي هميشه ماندگاري داشته باشد؛ همان طور كه اين خطاي محاسباتي است كه گمان كنيم مذاكره به صورت مستقيم با هر يك از اعضاي 1+5 از جمله امريكا برقرار نشود، امتيازي ندهيم و بتوانيم امتيازي بگيريم و اشتباه بزرگ‌تر اينكه اصولگرايان گمان مي‌كنند از آنجايي كه روسيه و امريكا در موضوع اوكراين روابط بسيار خصمانه‌اي دارند، مسكو در رقابت با واشنگتن از هسته‌اي شدن ايران حمايت مي‌كند.
استاد دانشگاه دوستي ملل روسيه