پیوند خانوادگی«شجاعی»ها با ادبیات آیینی

 بیست سال پیش، سیدمهدی شجاعی، نویسنده نامی معاصر، کتاب محبوب «پدر، عشق، پسر» را درباره زندگی حضرت علی‌اکبر(ع) نوشت. آن زمان، سید علی، پسر این نویسنده 21 ساله بود. چند سال بعد تحت تأثیر پدر، راهِ نویسندگی را در پیش گرفت و او هم بعد از مدتی وارد حوزه ادبیات آیینی شد. سید علی شجاعی در 32 سالگی، مهم‌ترین رمان خود را به نام «به بلندای آن ردا» با محوریت زندگی امام رضا(ع) نوشت؛ رمانی که چند روز پیش به چاپ ششم رسید. انگار نوشتن در حوزه ادبیات آیینی، میراث خانوادگی شجاعی‌هاست. حالا پدر و پسر، هر دو در این وادی قلم می‌زنند. به مناسبت دهه کرامت و استقبال مخاطبان از کتاب «به بلندای آن ردا»، در ادامه به معرفی این کتاب و نیز خدمات سیدمهدی و سیدعلی شجاعی به ادبیات آیینی نوشته‌ایم.    «به بلندای آن ردا»؛ برگزیده کتاب سال رضوی  سیدعلی شجاعی، فرزند سیدمهدی شجاعی، متولد 1362 است؛ نویسنده‌ای که مانند پدرش در رشته ریاضی و مهندسی درس خواند، اما بعدها سر از دنیای نویسندگی درآورد. او از سال‌های نوجوانی به نوشتن داستان روی آورد و در 32 سالگی، یعنی سال 94 مهم‌ترین رمانش، به نام «به بلندای آن ردا» را با محوریت زندگی امام رضا(ع) نوشت و همان سال در رشته داستان‌نویسی در جشنواره بین‌المللی کتاب سال رضوی، بعد از نویسندگانی مانند سعید تشکری و مظفر سالاری، رتبه سوم را به دست آورد.  «به بلندای آن ردا» چند روزی است که در آستانه فرارسیدن سالروز ولادت امام هشتم شیعیان از سوی انتشارات «نیستان هنر» به چاپ ششم رسیده است. از دیگر آثار سیدعلی شجاعی می‌توان از این کتاب‌ها نام برد: «ستاره‌هایی که خیلی دور نیستند»، «عاشقی به‌وقت کتیبه‌ها»، «به جان می‌خوانمت» و «هیچ طوفانی راهش را عوض نمی‌کند».   راز جذابیت رمان سیدعلی شجاعی «به بلندای آن ردا» چند ویژگی مهم دارد؛ اول‌ازهمه زاویه دید متفاوت این رمان است که به‌نوعی جسارت و ریسک‌پذیری نویسنده را هم نشان می‌دهد. سیدعلی شجاعی این رمان را از زبان مأمون، دشمن حضرت رضا(ع) روایت می‌کند. داستان از گفت‌وگوی میان مأمون عباسی و معشوقش شروع می‌شود و با رفت‌وبرگشت میان زمان حال و گذشته، مقطع زمانی ورود امام رضا(ع) به ایران و ولایتعهدی در توس تا زمان شهادتشان روایت می‌شود. درنهایت، این مأمون است که چون نمی‌تواند از پس سؤال و جواب‌های معشوقش در قبال کاری که در حق حضرت کرده، بربیاید، به توجیه روی می‌آورد و در پیشگاه تاریخ و مخاطب محاکمه می‌شود. دیگر ویژگی مهم «به بلندای آن ردا» زبان استوار و فاخر آن است. سیدعلی شجاعی پس از نوشتن چند کتاب، به تجربه لازم در نوشتن «به بلندای آن ردا» رسیده است. توصیف‌های دقیق و جزئی‌نگری نویسنده، فضای داستان را برای مخاطب به شدت عینی کرده است.   برکت کتاب «کشتی پهلوگرفته»  سیدمهدی شجاعیِ 64 ساله به پدر ادبیات آیینی ایران معروف است؛ دلیلش هم چیره‌دستی او در خلق آثار داستانی و ترجمه‌های دلنشین ادبی از زندگی ائمه اطهار(ع) و زیارت‌نامه‌ها و دعاهای آن‌هاست. کتاب‌های سیدمهدی شجاعی نیازی به معرفی ندارند و هرکدام به دلیل استقبال مخاطب، مدام در حال تجدیدچاپ هستند. یکی از مشهورترین آثار این نویسنده «کشتی پهلوگرفته» با محوریت زندگی حضرت فاطمه(س) است. این کتاب که برای اولین بار در سال 1368 منتشر شد، حالا چاپ شصتم را پشت سر گذاشته است. سیدمهدی شجاعی درباره این کتاب گفته است: «منشأ زایش آثار بعدی‌ام به‌طور تمام، «کشتی پهلوگرفته» بود. یعنی برکت همه اتفاقات بعدی تألیفی‌ام از این اثر آغاز شد و این کتاب برای من مبدأ شد. این موضوع برای من خیلی مهم است که همان‌طور که فاطمه زهرا(س) والده کل ائمه معصومین(ع) هستند، برای خلق آثار من هم این اثر این‌قدر خیروبرکت داشت که می‌توان گفت باقی آثارم شعاع‌هایی از وجود این اثرند.   ترجمه ادبی زیارت‌نامه امام رضا (ع) سیدمهدی شجاعی در حوزه رضوی یک اثر دلنشین دارد و آن ترجمه متن زیارت‌نامه امام رضا(ع) در 72 صفحه است. در بخشی از کتاب که سال 1401 به چاپ رسیده است، می‌خوانیم: «پدر و مادرم به فدایت ای سرور و مولای من! من آمده‌ام به زیارتت، و سرنهاده‌ام بر آستان کرامتت، و پناه آورده‌ام به آغوش رأفتت، خسته از بار گناهی که بر دوش انباشته‌ام و ظلمی که بر نفس خویش روا داشته‌ام، پس در روزگار فقر و فلاکت و درماندگی، سفارشم را به خدا و شفاعتم را پیش خدا بکن. چرا که تو در پیشگاه خداوند، صاحب عزت و اعتبار و آبرویی. تو کسی هستی که مورد تأیید و تمجید خداوند قرارگرفته‌ای».   سه‌گانه سجادیه در نمایشگاه کتاب تهران  این نویسنده پیش‎کسوت که عمری درراه نشر معارف دینی قلم‌زده است، امسال با سه‌گانه سجادیه در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشت. شجاعی در این سه‌گانه، سه روایت داستانی از امام سجاد(ع) نوشته است. اولین جلد این مجموعه «تویی به‌جای همه» نام دارد و شجاعی در توضیح آن نوشته است: «او را بیمار و نحیف و رنجور شناساندیم و بعد در میان سطور تاریخ، گمش کردیم. تنها مرد یک قبیله را که یک‌تنه و دست‌تنها اما عالمانه و امیدوارانه صدها داغ‌دیده و مصیبت چشیده را اداره کرد». جلد دوم سه‌گانه سجادیه، «اگر غم لشکر انگیزد» و جلد سوم «جز حکایت دوست» نام دارد.